کاشکی یه پری دریایی، الفی ،جادوگری خون آشامی چیزی میشدم ادمبودن خیلی حوصله سر بره
حال دل با یاد شیرینِ تو بهتر می شود
وای اگر باران ببارد هم که محشر می شود
بوتهِ یاسی مگر ؟ یا دشتی از آلاله که
با خیالت هم تنِ شعرم معطر می شود
ای نگاهت ماه تر در غربت شب های من
آسمانم با دو چشمانت منور می شود
راز چشم پر خمارت را نمیدانم ولی
با نگاهت نبضِ قلبم صد برابر می شود
لمس کنگلبرگ جانم را ، در آغوشت تنم
مثل روح قاصدک، آزاد و پر پر می شود.