احساس میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی، مثلاً من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خستهام از همه چی.
از یه جا به بعد از "نه بابا امکان نداره" رد میشی و به مرحلهی "هیچی از هیچکس بعید نیست" میرسی.
در حال حاضر بهترین کاری که آدم میتونه در حق خودش بکنه اینه که زیر شلوارش، شلوار بپوشه.