(8)
#بلدیم_حرف_بزنیم_؟
یادمان باشد
این «عوام»
یعنی همان کسانی که در هیئت دست کم گرفته می شوند
اکثرا درس خوانده و اهل فضلند و هرچند احتمالا در شعر و مداحی تخصص ندارند
اما باطنا و فطرتا درک هنری دارند!
این همان گوهری است
که برخی شاعران، هنگام سرودن برای هیئت
و بسیاری از مداحان، هنگام خواندن در هیئت
ازان غافلند و احتمالاً می پندارند عموم مردم عوامند!
باید برای آنها شعر ساده و دم دست سرود و خواند.
و کمتر کسی از خود می پرسد:
آیا ساده بودن شعر
به معنای عوامانه بودن آن است؟
به معنای پر ایراد بودن آن است؟
یک بار از خود بپرسیم:
آیا بلدیم حرف بزنیم؟
آیا بلدیم شعر بگوییم؟
#معرفی_جلسات_اینجانب
السلام علیکم یااهل بیت النبوه
#همه_دعوتید
دوره جدید جلسات هفتگی مشکات
(کارگاه نقد تخصصی مداحی)
#مدیحه_خوانی،
#مرثیه_خوانی،
#بزمی_خوانی
همراه با نقد و تحلیل اجرا
ویژه نوجوانان وجوانان علاقه مند
بارعایت قوانین بهداشتی
زمان:
جمعه
یازدهم مهرماه 1399
ساعت 10ونیم صبح
مکان:
قم. میدان پلیس
دل آذر 9
پلاک 25
در سمت چپ
#همه_ماسک_میزنیم
سیدمهدی حسینی رکن آبادی
#معرفی_جلسات_اینجانب السلام علیکم یااهل بیت النبوه #همه_دعوتید دوره جدید جلسات هفتگی مشکات (کارگا
الهی عظم البلاء...
سلام علیکم
با احترام به تشویش و نگرانی های عمومی
و
جهت رعایت هرچه بیشتر موارد بهداشتی
جلسه و کارگاه مداحی
فردا جمعه11مهرماه تعطیل است.
#شعر_منتخب_نقد_مجازی
در قلب من تازه است این احساس این شور
من عاشقم خیلی به تو نزدیکم از دور
عاشق که باشم زائرم هر جای عالم
یعنی که هستم دائما در محضر نور
امسال هم سمت مشایه خواهم آمد
با پا نشد با دل، دلی غمگین و مسرور
مولای من بانگ تزورونی می آید
یعنی که من خیلی به تو نزدیکم از دور
علی گلی حسین آبادی
#شعر_منتخب_نقد_مجازی
مثل فطرس شدهام بال و پرم سوخته است
رعد و برقی زده و چشمِ ترم سوخته است
" آسمان بار امانت نتوانست کشید"
آتشی سخت به جان و تنم افروخته است
درد دوری و غمِ هجر دگر ما را کُشت
غصه ها مثل تلی روی هم اندوخته است
خواهرت بس که علیوار قدم برمیداشت
صبر را واژه به واژه به من آموخته است
زخم، کاری شده در دست، ضمادی نبُوَد
دلم امید به دستِ کرمت دوخته است
الهه فتحی
#شعر_منتخب_نقد_مجازی
اربعین و شب جمعه...چه صفایی دارد
نیمه شب گوشه ی صحنش چه هوایی دارد
عازم قبله ی عشق وبه لبش لبیک است
هرکه درجان و دلش قبله نمایی دارد
نوحه های عربی گرم خوشامدگویی
نغمه های"هَلَبیکم" چه نوایی دارد
چای شیرین عراقی نمک سفره ی عشق
پس هر جرعه ی خود معجزه هایی دارد
ندهم من به دوعالم ، به دوعالم ندهم
لذتی را که همین تلخیِ چایی دارد
اربعین شور فراق است و وصالی شیرین
حیف امسال فقط طعم جدایی دارد
فاطمه محرومی
بیقراری ها و دلتنگیِ ما بی حدشده است
راه این سیل خروشان مسافر سد شده است
شک ندارم کربلا هم بیقرار زائر است
چون برای عاشقان این روزها مقصد شده است
گرچه پشت مرزها جامانده ایم از راه عشق
دل ولی از عالم جغرافیایی رد شده است
چشم میبندم،به آنی روبه روی گنبدم
چشم هایم محو این شش گوشه و مرقد شده است
کربلا! آغوش وا کن آمدم باپای دل...
بازچشمم غرق بارانی که میبارد شده است
فاطمه محرومی
الهی عظم البلاء...
سلام علیکم
با احترام به تشویش و نگرانی های عمومی
و
جهت رعایت هرچه بیشتر موارد بهداشتی
جلسه روضه ماهیانه
روز جمعه 25مهرماه
تعطیل است.
#شعر_منتحب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پشت سر مسافر ما گریه میکند
شهری که بر رسول خدا گریه میکند
حنانه ای که معتکف مسجد النبی است
اصلا نپرس از اینکه چرا گریه میکند
از بس که سوزناک خودت گریه میکنی
شانه به شانه ی تو عبا گریه میکند
دستی بکش به قلب پر از درد زینبت
بی تاب در وداع شما گریه میکند
دیده است شهر تشنه که بر دستت آسمان
سرشار التماس دعا، گریه میکند
زنجیره ی طلایی نقل حدیثتان
هر یک به سیدالشهدا گریه میکند
یابن الشبیب! گریه به داغ حسین کن
شیعه به یاد کرب و بلا گریه میکند
#راضیه_جبه_داری
برگزیده فراخوان شعر مرثیه رضوی( سال 1398)
گزارش خبرگزاری مهر
از برنامه پژوهشی با عنوان «محرم امسال»
که توسط اندیشکده راهبردی اربعین دانشگاه امام صادق (ع) طراحی و اجرا میشود
و بخشی از سخنان من در این نشست را بخوانید
لینک خبر:
https://www.mehrnews.com/news/5047932/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF
#شعر_منتخب_نقد_مجازی
با صلوات بر معصومین علیهم السلام و شهدای گرانقدر
تقدیم به فرزندان شهدا، مخصوصا فرزندان شهدای خانطومان و زینب خانوم بلباسی که پدر را بعد از چهار سال ملاقات کرد.
مرا میبینی اما در هجوم سیل تنهایی
تو را میبینم و حس میکنم با من، همینجایی
مرا میبینی اما قد کشیدم در همین مدت
تو را میبینم اما نیست دیگر قد و بالایی
تو در آغوش یک تابوت برگشتی به آغوشم
شب یلدا همین را گفت حافظ، گفت میآیی
تمام سالها من جست و جو کردم نگاهت را
تو دریا بودی و من هم شدم فانوس دریایی
به این چشمان باران خوردهام خوابی نمیآید
ببار از آسمان بر چشم من، باران لالایی
من و یک قاب عکس و شانه بر موهای تصویرت
خودت هم خوب میدانی، که دختر هست بابایی
به استقبال تو یک آسمان پروانه آوردم
چه تابوت پر از یاسی، چه استقبال زیبایی
کنارم هستی و حس میکنم لبخند گرمت را
نشان دادی به دنیا، بهترین بابای دنیایی
فائزه امجدیان