eitaa logo
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
188 دنبال‌کننده
20 عکس
6 ویدیو
2 فایل
درباره‌ی دین، دوران و ‌دور و بر محمدجواد میری ارسال پیام @smj_miry آدرس کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸او باید بماند تا آواره شود ... تا آشغال‌ها را دور خودش جمع کند🔸 🗓 تاریخ سخنرانی: سال 1364 ▫️ من از شما سوال می‌کنم: اگر آشغال‌ها را یکجا جمع کنند و بعد در آشغال‌دانی بریزند بهتر است یا اینکه آشغال‌ها روی زمین پخش باشند؟ وقتی خدا می‌خواهد عالَم را نظیف و پاکیزه کند، اول یک دستگاه و می‌آید و این آشغال‌ها را به خودش جذب می‌کند، بعد خدا همگی را یکجا دور می‌ریزد! قرآن هم نسبت به خبیث‌ها می‌فرماید: (لِيَمِيزَ ٱللَّهُ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَ يَجعَلَ ٱلخَبِيثَ بَعضَهُ عَلَىٰ بَعض فَيَركمَهُ جَمِيعا فَيَجعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ): خدا بعضی از خبیث‌ها را روی بعضی دیگر متراکم می‌کند و بعد دسته‌جمعی در جهنم می‌اندازد. مگر خود شما آشغال‌های خانه‌ات را (فَيَركمَهُ جَمِيعا) نمی‌کنی؟ همه را یکجا در جایی می‌ریزی و می‌سوزانی. خدا هم می‌گوید ما آشغال‌ها را می‌سوزانیم. جهنم، کارخانۀ آشغال‌سوزاندن است. هر که آشغال شد، می‌بَرَدش آنجا و می‌سوزاند. ▫️ شاه را در سال 1327 زدند ولی به او نخورد؛ فقط سبیلش را گلوله بُرد. دو سانت آن طرف‌تر خورده بود، کشته شده بود. چرا؟ چون حساب و کتاب داشت! در 21 فروردین هم زدند و نخورد و رگبار از وسط دو پایش رد شد. اینها حساب داشت. او باید باشد تا آواره شود. او باید باشد تا همۀ فاسدها را دور خودش جمع کند و بعد همگی یکجا بروند. ▫️ (وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ انَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْما): کافران گمان نکنند که اگر مهلتی که به آنها می‌دهیم، نعمتی برای آنها است. خیر! ما به آنها مهلت می‌دهیم تا هر چه آشغال هست جمع کنند: (انَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْما)؛ تا هر فاسدی را قاطی خودشان بکنند. در مورد عراق هم خدا می‌خواهد عراق را پاک کند؛ فاسدهای عراق را دور صدام جمع می‌کند. صدام آشغال‌دانی است. خدا همۀ این خاکروبه‌ها را دور او جمع می‌کند. @haerishirazi عضو کانال آیت الله حائری شیرازی شوید: https://eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
✅ لطف خداداد راستی وقتی خدا بخواهد محبت کسی را به دل‌ها بیندازد، خوب بلد است مقدماتش را فراهم کند: 🔻در اوج جنگ، همزمان با بالاترین سطح حماسه‌آفرینی و خودآگاهی تاریخی مردم (نه در شرایط رخوت و غفلت) و در نتیجه آمادگی مضاعف‌شان برای تبعیت از اصل "ولایت فقیه"؛ 🔻پس از یک هفته دلشوره و انتظار به خاطر شرایط امنیتی حاکم بر اجلاس خبرگان رهبری؛ 🔻پس از شهادت پدر و ولیّ پیشین (و نه مرگ عادی او)؛ 🔻همزمان با جانبازی مجدد خودش (نه در شرایط عافیت و امنیت)؛ 🔻پس از سال‌ها گمنامی و فروتنی (که بر اساس سنت الهی هم مایه حسد دیگران نمی‌شود و هم مایه خوشنامی می‌شود)؛ 🔻و همزمان با بدگویی دوباره از او در زبان دشمنان یاوه‌گویی که منفور مردمند (آنچنانکه درباره حاج قاسم هم، عدو سبب خیر شد و ابتدا آوازه‌اش از کنگره شیطان بزرگ بلند شد)... سرانجام نامش بر زبان‌ها و دل‌ها جاری شد؛ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای. راستی که... اللهم مالکَ المُلکِ! تُؤتي المُلکَ مَن تشاءُ و تنزِعُ المُلکَ مِمّن تشاءُ، و تُعِزُّ مَن تشاءُ و تُذِلُّ مَن تشاءُ، بِيَدِکَ الخیرُ، إنّک علی کلِّ شيءٍ قديرٌ... (آل‌عمران، ۲۶) محمدجواد میری @smjmiry
ایمان امام به امت به روایت مرتضی مطهری رهبر نمی‌تواند از حرف بزند مگر این که مردمش را باور داشته باشد. و آنچنان به مردم باور داشت که ، از آن باور به تعبیر می‌کند. این روایتی است از ایمان‌های چهارگانه خمینی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به روایت استاد مرتضی مطهری، که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» منتشر شده است: "چند روز پیش، کارتر به آیت الله خمینی راجع به بختیار اخطار کرد که هر دو ابرقدرت بر روی این دولت توافق دارند و شما حساب کار خودتان را بکنید. اما این مرد بزرگ اعتنایی به این تهدید نکرد. من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده‌ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «آمَنَ» دیدم. آمنَ بهدفِه؛ به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی‌تواند او را از هدفش منصرف کند. آمنَ بسَبیلِه؛ به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد. شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت. آمنَ بقومِه؛ در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. به ایشان نصیحت می‌کنند که آقا کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می‌شوند، مردم دارند از پا در می‌آیند. می‌گوید «نه مردم این‌جور نیستند که شما می‌گویید؛ من مردم را بهتر می‌شناسم». و ما همگی می‌بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار می‌شود. و بالأخره بالاتر از همه، آمنَ بربِه؛ در یک جلسه خصوصی ایشان به من می‌گفت «فلانی، این ما نیستیم که چنین می‌کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می‌کنم». آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می‌کند و در راه خدا قدم برمی‌دارد، خدا هم به مصداق «إن تنصروا الله، ینصرکم»، بر نصرت او اضافه می‌کند. یا آن‌چنان که در داستان اصحاب کهف مطرح می‌شود، قرآن می‌گوید «آن‌ها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا هم بر ایمانشان افزود»... این چنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد می‌بینم. او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد." https://eitaa.com/joinchat/376569856Ccd606194ea
جمهوری اسلامی! معذرت می‌خواهم... سلام جمهوری اسلامی ایران! تولدت مبارک! حالت خوب است؟ پرسیدن ندارد. اصلا مگر بهتر از این هم می‌شود؟ خوب می‌دانم داغدیده و دلتنگی و باز هم اینقدر دل‌گنده و دلیری... می‌دانم امشب هم سرت خیلی شلوغ است... وقتت را خیلی نمی‌گیرم... فقط خواستم بگویم این را هم می‌دانیم که بعضی‌هامان یک عذرخواهی بزرگ به تو بدهکاریم! ببخش اگر گاهی تو را نشناختیم؛ گاهی بهت شک کردیم: گاهی به تو آن‌قدر که باید ایمان نداشتیم... گاهی به غلط با در و همسایه مقایسه‌ات کردیم و پای شکوفا شدن استعدادهایت صبوری نکردیم. مبعوث شدن را در ناصیه‌ات ندیدیم... گاهی حرف نقش مردم که شد، به زبان یا در دل گفتیم "کدام مردم؟ همین‌ها؟!"... گاهی جوری تو را به اسم "آقای جمهوری اسلامی" صدا زدیم و سرزنش کردیم که انگار با یک باند بسته‌ی سیاسی حرف می‌زنیم... گاهی سرطان مزمن سلطنت لابلای سلول‌های خاکستری‌ مغزمان جنبید؛ از سر تنبلی، تمنای استبداد کردیم و "جمهوری" را بی‌خاصیت دانستیم... از امام توقع داشتیم و از وظیفه "امّت" یادمان رفت... گاهی فراموش کردیم ما سی مرغ بودیم و تو سیمرغ! فراموش کردیم تو خود ما بودی و ما تو بودیم... ما تو هستیم... بعضی از ما یک عذرخواهی به "خودمان" بدهکاریم! زیاده عرضی نیست... روی ماه سه‌رنگ و الله‌‌نشانت را با وضو می‌بوسم جمهوریِ اسلامیِ ایرانِ عزیز! باز هم تولدت مبارک... تولدمان مبارک! شبِ ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، وسط خیابان اما بعد | یادداشت‌های محمدجواد میری https://eitaa.com/joinchat/376569856Ccd606194ea
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
به بهانه همسایگی روز بزرگداشت فردوسی (۲۵ اردیبهشت) و یوم النکبه (۲۴ اردیبهشت) 🔵 فردوسی و فتح رازآ
. 🔺حالا که در پی پیام پرمغز رهبر فرزانه‌مان، گفت‌وگو از شاهنامه و ضحاک و ضحاک‌وشان دوباره در گرفته است، خواندن این یادداشت قدیمی شاید خالی از لطف نباشد. .
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ ماجرا کارگاه فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایه دوره سوم (۱۴۰۵) 🔸پیش‌دوره (خرداد و تیر): ایده‌یابی و مقدمات نوشتن 🔸مرحله اول (شهریور و مهر): ایده‌پردازی دراماتیک 🔸مرحله دوم (آبان و آذر): عناصر اصلی درام 🔸مرحله سوم (دی، بهمن و اسفند) نگارش طرح و متن ▫️دوره، یک کارگاه عملی بوده و صرفا آموزش نیست. لذا هرچند جلسات یک بار در هفته خواهد بود، پیگیری دوره مستلزم فعالیت خارج از جلسات نیز هست. ▫️ثبت‌نام محدود و منوط به احراز برخی پیش‌زمینه‌ها‌ست. ▫️طرح‌های نگارش‌یافته در کارگاه، پس از تایید شورای ارزیابی مدرسه فیلم‌نامه‌نویسی راه، خریداری خواهد شد. 🔺ثبت‌نام: تا ۳۱ اردیبهشت - کارگاه، هفتگی و در شهر مشهد برگزار می‌گردد. - شهریه پیش‌دوره پانصد هزار تومان است. - برگزیدگان پیش‌دوره برای مرحله بعد بورسیه خواهند شد. 🔺ثبت‌نام: https://survey.porsline.ir/s/W2KjUFh3 ▫️اطلاعات بیشتر: ۰۹۰۵۹۶۰۱۰۶۴ ▫️گزارش تصویری مربوط به برگزاری دوره دوم کارگاه می‌باشد. | عضو شوید 👇 @RahScreenplaySchool
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
✅ ماجرا کارگاه فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایه دوره سوم (۱۴۰۵) 🔸پیش‌دوره (خرداد و تیر): ایده‌یابی و
◀️ سه کلمه درباره ماجرای ۳ دو سالی می‌شود که در کارگاه «فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایه؛ ماجرا» افتخار دارم در خدمت دوستان مدرسه فیلمنامه‌نویسی راه (در حسینیه هنر مشهد) باشم. در میان دوره‌های مختلف و خوب فیلم‌نامه‌نویسی که کم هم نیست، این کارگاه چند ویژگی دارد: ۱. «ماجرا»، بی تعارف و خجالت، یک محیط گفتمانی است که آدم‌ها برای یادگیری جنگیدن هنرمندانه به آن می‌آیند. بنابراین حتما برخلاف برخی محیط‌های مثلا هنری، دغدغه‌های دینی و انقلابی و ملیِ شرکت‌کنندگان در کارگاه، نه تنها پیشاپیش محکوم به تخطئه نیست، بلکه اتفاقا موضوع اصلی گفت‌وگو برای رسیدن به قصه‌های جذاب و موثر است. ۲. «ماجرا» واقعا یک کارگاه عملی است و نه دوره آموزشی. یادگیری، بیش از این که به تدریس نظری متکی باشد، با تمرین‌های گام به گام پیش می‌رود. شرکت‌کنندگانی که به نوشتن علاقمندند به تدریج ایده‌های خود را با پشتیبانی و مشاوره مستمری که می‌گیرند، توسعه داده و به خروجی نزدیک می‌کنند. و به همین تناسب، کسانی که فقط به شنیدن و گذران وقت علاقمندند خودبخود از مراحل بعدی کارگاه باز می‌مانند. ۳. «ماجرا» از مرحله مهم ایده‌یابی و ایده‌پردازی به سرعت عبور نمی‌کند و می‌کوشد به شرکت‌کنندگان در جستجو و کشف خلاقانه سوژه‌ها و جرقه‌ها و سپس انتخاب دقیق و روشمند از بین آن‌ها، کمک کند. بعلاوه اکنون با اتکا به دو دوره قبلی این تجربه، کارگاه ماجرا ۳، تغییراتی نسبت به قبل نیز دارد: - مباحث با تفصیل و تنوع بیشتر و بنابراین با فرصت بیشتری برای تمرین عملی پیش خواهد رفت. - شرکت‌کنندگان از تدریس و انتقال تجربه و راهنمایی مدرسان و مربیان بیشتری بهرمند خواهند شد. ان‌شاءالله پیوند و توضیحات لازم برای ثبت نام اولیه کارگاه، اینجاست. @smjmiry
انّ لِقتل الحسین حرارةً فی قلوبِ المؤمنین، لا تبرُدُ ابداً... 🚩 و از کشته شدن تو -سیدعلی خامنه‌ای- آتشی به دل‌هامان افتاده، که تا ابد سرد نمی‌شود... .