eitaa logo
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
145 دنبال‌کننده
14 عکس
4 ویدیو
2 فایل
درباره‌ی دین، دوران و ‌دور و بر محمدجواد میری ارسال پیام @smj_miry آدرس کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
انقلاب و دوستی خاله خرسه اصولگراها - قسمت چهارم و پایانی ⭕️ و خطر نکات انحرافی ✅ خطر براندازی جمهوری اسلامی به دست (برخی) اصولگراها قال علی (ع): یُستدَلّ علی إدبار الدوَل بأربع: تضییع الأصول، و التمسک بالفروع، و تقدیم الأراذل و تأخیر الأفاضل. فروپاشی حکومت‌ها چهار نشانه دارد: تباه کردن اصول، چنگ زدن به مسائل فرعی، جلوانداختن بی‌مایه‌‌ها و عقب انداختن صاحبان فضل و برتری. همین. ما پیاده‌نظام دوستان نادان (این براندازان جمهوری اسلامی) نشویم. ✅ اصولگرایی، نکته انحرافی هویت سیاسی حزب‌الله گمانم نتایج ائتلاف‌های تهران و مشهد به‌قدر کافی روشن‌مان کرده باشد که حزب‌الله تا وقتی معطل اصولگرایان باشد، فقط وقت و سرمایه انسانی‌اش را تلف کرده. انقلاب در آغاز گام دوم است، مطالبات مردم پاسخ می‌طلبند، کشور در آستانه‌ی پوست‌اندازی مدیریتی است و این میان، دعواهای انحرافی اصولگرایان بدجور روی خط انقلاب پارازیت می‌دهد. حزب‌الله باید جریان مستقل سیاسی خود را داشته باشد؛ جریانی پیشتاز و متکثر و‌ آگاهی‌مدار، نه در حاشیه جریانات قبل و نه به تقلید از آن‌ها بسته و دگم. ✅ وحدت لیست، نکته انحرافی علیه مشارکت و انتخاب اصلح به استناد تاکیدات مکرر رهبر انقلاب و نیز بر اساس مبانی عقلی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین هدف در انتخابات باید بالا و حضور حداکثری مردم و در رده بعد، انتخاب باشد. این لیست‌‌های کهنه فعلاً برای هر دو هدف مضر و خطرناک‌اند. فعلاً آن لولوی همیشگی (اصلاح‌طلبی) هم چندان قوتی ندارد تا هلوها (اصولگرایان) با ترساندن ما از آن‌، خودشان را به ما قالب کنند. پس اصرار بر یک لیست، معنایی ندارد جز سرد کردن فضای انتخابات و کاستن از رونق رقابت‌های شورانگیز و مشارکت‌آفرین. مردم (نه بدنه محدود متعهد به جناح‌ها) باید گزینه‌های متنوع و کافی که حرف دلشان را نمایندگی می‌کنند ببینند تا شوقی بیابند ‌و پای صندوق بیایند. ✅ وحدت لیست، نکته انحرافی بی‌ربط به رأی آوردن حتی اگر رأی آوردن به هر قیمتی مهم باشد (ولو به قیمت فرستادن یک عده اصولگرای ضعیف دیگر به مجلس که برجام‌ها را به‌جای اصلاح‌طلبان خودشان تصویب کنند!) باز هم برخلاف آن چه سیاسیون تبلیغ می‌کنند، لیست واحد ربط چندانی به رأی آوردن ندارد. 🔻در انتخابات ۹۶ کنار رفتن قالیباف به نفع رئیسی آرای زیادی از قالیباف را در سبد روحانی ریخت. چرا؟ چون عامه مردم دوقطبی فکر نمی‌کنند، فقط به کاندیدای دلخواه‌شان رای می‌دهند. 🔻برای مجلس ششم، در تهران و مشهد و... لیست واحد اصولگرایان یکه‌تازی‌ می‌کرد. نتیجه؟ اصلاح‌طلبان رای آوردند چون کاندیداها و شعارهایی داشتند که رای‌دهندگان بیشتری را برای حضور و رای قانع می‌کرد. 🔻احمدی‌نژاد از دل رقابت متکثر و نفی کاندیدای سازمانی (لاریجانی) پیروز شد. 🔻برای شورای شهر ۹۶ مشهد، جمع آرای نامزدهایی که همه لیست‌های اصولگرا و انقلابی به آن‌ها رای دادند، باز هم به کف رای منتخبان نرسید. مغالطه رایج در تفسیر نتایج این انتخابات را در قسمت اول یادداشت‌ها شرح داده‌ام. و... هرچند باید پرسید در بسیاری از همان ادوار طلایی (!) که اصولگرایان بر مجلس حاکم شدند، چه عملکرد انقلابی و مردمی و راهبردی داشتند؟! خود این «فقط رأی آوردن» یک نکته انحرافی برای مفید بودن است! ✅ جوان‌گرایی در نامزدها، نکته انحرافی بی‌ربط به گام دوم دعوای ما با لیست‌بندها سر حذف جوان‌ها نیست. سر حذف اصلح‌هایی است که البته بعضی‌شان هم جوان‌اند. پیام «گام دوم» سپردن کارها به جوانان است و جوانی هم شرط مهمی در اصلحیت اجرایی است، اما هر نهادی -از رهبری و خبرگان گرفته تا قوای سه‌گانه- اقتضای خودش را دارد. مجلس شورای اسلامی جای اجرا نیست. جستجوی اصلحیت در نظارت و تقنین، یعنی هم مدرّس‌های پیر‌‌ و‌ پخته را بخواهیم و هم دیالمه‌های جوان اما‌ پخته را. ✅ فرایندهای لیست‌بندی، نکته انحرافی اقناع مشکل لیست‌بندهای انحصارطلب که مخالف تکثر لیست و مخالف عملی کیفیت لیست هستند، اصالتاً شکل رای‌گیری و سازماندهی محافل لیست‌بندی هم نیست. با هیچ فرایند کمّی به تنهایی، اقناع محقق نمی شود. نتایج هر شیوه‌ای اگر برآمده از یک همفکری کیفی و گفتمانی نباشد، به محض کمّی شدن مناقشه‌انگیز می‌شود. نتیجه اقناعی که اکثریت را راضی کند فقط با یک «فرایند» اقناعی و فکری حاصل می‌شود. ✅ چه باید کرد؟ فرمول رازآلودی برای موفقیت نداریم جز ادای تکالیفی که از آن سر باز زده‌ایم. توبه از راهبردهای دهان‌پرکن اما توخالی غیرانقلابی + تلاش برای گرم کردن انتخابات با هر وسیله مشروع و معقولی از جمله تنوع فهرست‌های مردمی و نخبگانی + تلاش برای شناخت و مقبول‌کردن اصلح + تلف نکردن انرژی بر سر پیش‌بینی‌های نوسترآداموسی و نگرانی‌های غیرانقلابی. 👇یادداشت‌های محمدجواد میری/ کانال «امّا بعد...»: 🆔 ble.im/join/OGU5NmI2NT 🆔 t.me/smjmiry 🆔 eitaa.com/smjmiry
دوره مقدماتی ✅ «اسلام ناب و اسلام امریکایی» آشنایی با کلیات اندیشه 🔻 و ▫️مدرس: محمدجواد میری ▫️دوشنبه‌ها ساعت ۱۹ (پنج جلسه تا پایان سال) جلسه: ۲۸ بهمن مشهد، خیابان گلستان، حسینیه قرآن و عترت 🔻ثبت نام: پیامک به 09152074821 @smjmiry
🇮🇷 رأی من در انتخابات مجلس یازدهم 🔻برای عمل به وصیت‌های امام و شهیدان 🔻برای مبارزه عملی و غیرشعاری با و انواع سیاسی و اقتصادی 🔻برای ترجیح دادن برنامه و کارنامه واقعی به ادعاها و رزومه‌های ابتر 🔻برای در مدیریت کشور مطابق شأن و نیاز واقعی ایران اسلامی 🔻برای تبدیل مجلس از پاتوق سیاسی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان، به قوه‌ای در تراز مطلوب 🔻برای تبدیل انتخابات از گروکشی سیاسی به میدان شناخت و انتخاب 🔻برای عمل به شرعی و عقلی طبق اصول دینی و ره‌نمودهای روشن رهبر انقلاب بر اساس شناخت، تحقیق و مقایسه: به شکل قطعی، دو متخصص پخته و باتجربه، جوان، باهوش، شجاع، بابرنامه، پاکدست، ساده‌زیست، تحول‌خواه، عدالت‌خواه، آزاده و دلسوز: ✅ علیرضا خدابخشی، اقتصاددان ✅ و دکتر سعید شعرباف تبریزی و همچنین حجج اسلام ▫️ دکتر حسین‌زاده بحرینی ▫️ مهندس صفوی شاملو ▫️ و نصرالله پژمانفر است. در انتخابات رهبری هم ضمن احترام و تقدیر وافر از حضور جوان فاضل حجت‌الاسلام مروی سماورچی که رونق‌بخش این انتخابات شدند، من نیز آیت‌الله را اصلح دانسته و به ایشان رأی می‌دهم. @smjmiry
⭕ معرفی دکتر به عنوان کاندیدای اصلح توسط جمعی از و طلاب، و مشهد مقدس ✅ پیمودن گام دوم انقلاب اسلامی با گردش نخبگانی در سطوح تصمیم گیری نظام اسلامی محقق می شود، مسیری که نیازمند جوانانی شجاع، فساد ستیز، متخصص در حل مسائل با مبانی و دارای سابقه ای روشن و سالم می باشد. از طرف دیگر شناخت اصلح و شناساندن آن از اموری است که وظیفه هر یک از افراد و اقشار جامعه است. جمعی از روحانیت و طلاب، هنرمندان، اساتید دانشگاه، اقتصاددان های مشهد مقدس پس از بررسی نامزد های مجلس یازدهم، با توجه به شاخص های مذکور، دکتر سعید شعرباف تبریزی را دارای صلاحیت لازمه برای ورود به مجلس، می دانند. از عموم مردم فهیم و بصیر مشهد انتظار می رود علاوه بر حضور پر شور خود در انتخابات با بررسی دیگر کاندیدها و یا رجوع به معتمدین خود، صلاحیت 4 گزینه دیگر را احراز نمایند. 🔹 *روحانیون و طلاب* حجج الاسلام روح، سید مصطفی موسوی، جواد شکری، صادق عیدی، حجت مدرسی، حامد فلاحتی، علیرضا اشرفی نسب، محمد جعفری، مرتضی مظاهری، امیر رضائی، سید‌مرتضی قانع نسب، سلمان مرادخانی، مهدی وفایی، مهدی محمدآبادی، مهدی شاندیزی، حامد مهاجر، احمد قوی، جمال زاده، سید محمد مالدار، حسین کلاتی، رضا معینی زاده، مهدی محمد آبادی، مهران طاهر نژاد، سعید وحیدی، رضا محمد آبادی، اسماعیل صفدری، سید مصطفی عندلیب، سیدحسین میرزائی، محمدحسن میرزائی، رضا نظری، احسان خانی، محمدجواد طاهری تبار، امیر عظیمی، علیرضا آرین نژاد، علیرضا کاظمیان، حسینعلی برسلانی، علی اصغر برزش آبادی، امیرصباغ، سیدعلی حسینی زری، علی اکبر رضائی شریف، دانیال صحرایی، مرتضی موحدی مطلق، محمدمهدی جعفرپور، مبین رحیمیان، مجتبی سلطانی، سیداحسان جاودانی، رضا دارابی، رضا صنمبری، محمدحسین حسین زاده، مجتبی فرشتیان، مهدی عاطفی، محمود عابدی، محمد بنازاده، حسین دهستانی، امیرحسین وهاب زاده، محمد بی همتا، حسین تیموری، سیدحسن عمادی، رضا نعیمی، سیدمصطفی مددی، امیرحسین غفوریان، ابوالفضل مروی، سعید صاحب الزمانی، سعید گلی، مجتبی ثابت، سیدمحمدرضا خازنی رضوی، محمد امامی، امیرحسین طحان زاده 🔹 *هنرمندان* وحید جلیلی(مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی)، میثم مرادی بیناباج(ریاست حوزه هنری خراسان رضوی)، محمدمهدی خالقی(فیلمساز و مستندساز)، محسن اسلام زاده(مستندساز)، هادی حاجتمند(مستند ساز)، محسن عقیلی(مستندساز)، حامد بامروت نژاد(تهیه کننده فیلم منطقه پرواز ممنوع)، حجت احمدی زر(کارگردان و مستندساز)، (ایده پرداز هنری و مدیرسابق امورهنری شهرداری مشهد)، سعید خورشیدی(سردبیر مجله راه)، مجید ظریف(تهیه کننده)، زهرا محدثی خراسانی(شاعر)، محسن داوودآبادی فراهانی(گرافیست)، محمدرضا دهشیری(مستندساز و فعال فرهنگی)، سید محمدمهدی سرشت(مستندساز)، سید مهدی مرتضوی میلانی(فعال رسانه)، محمد عقلی(مستندساز)، فاطمه سادات حاجی وثوق(فعال رسانه)، علی محمد خانیکی(تصویربردار)، مهدی عشقی رضوانی(فعال رسانه ای)، علیرضا باغشنی(مستندساز)، جواد جاوید(مستندساز)، ادریس اسلامی(مستندساز)، علی سلمانی(مستندساز)، خانم رجائی(شاعر)، علیرضا مظاهری(منتقد سینما)، محمود عرفانیان(تدوینگر) 🔹 *اقتصاددان‌ها* حجت الاسلام دکتر علی نعمتی(دبیرهیئت اندیشه ورز اقتصاد و الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی حوزه علمیه خراسان)، دکتر روح الله ایزدخواه(دکترای مدیریت علم و فناوری دانشگاه علامه طباطبائی و مدیراندیشکده توسعه منطقه ای فناوری)، دکتر وحید ارشدی(عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی)، دکتر علی اکبر کریمی(عضو هیئت اندیشه ورز اقتصاد و الگوی اسلامی ایرانی حوزه علمیه خراسان)، دکترمیثم ظهوریان(دکترای مدیریت علم و فناوری دانشگاه علامه طباطبائی و مدیر اندیشکده توسعه منطقه ای خراسان)، دکتر جواد اقدس طینت(دکترای علوم اقتصادی دانشگاه بابل)، دکتر رضا تنهایی مقدم(علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق(ع))، دکتر سعید حسین زاده( علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق(ع))، رحیم سخن لطیف(کارشناسی ارشد دانشگاه شریف)، مسعودهراتی(دانشجوی مدیریت دانشگاه تهران)، ناصرباغستانی(کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی و عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی)، محمد جعفری نژاد(کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی و عضو سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی) مشهد مقدس ✅ @jebhe_mashhad @smjmiry
✅ علی (ع) و چالش مرگ همه می‌میریم. شاید به مذاق‌مان خوش نیاید، اما خوشایند یا ناخوشایند، دیر یا زود، همه‌ی ما می‌میریم. نمی‌خواهم برای کنار آمدن با کرونا مقدمه‌چینی کنم یا کسی را ناامید کنم یا بترسانم. ترس را که خودبخود حتی اگر به روی خودمان نیاوریم، همه کم یا بیش داریم. می‌خواهم این سخن ترس‌شکن علی علیه‌السلام را یادآوری کنم که: کفی بالأجلِ حارساً؛ تا اجل -این موعد مقرر مرگ- هست، انسان به چیز دیگری برای پاسداری از عمر و جانش نیاز ندارد! کرونا کمک کرد هر کس دوباره از خودش بپرسد: «راستی راستی من هم قرار است بمیرم؟! آن هم بی برنامه‌ریزی قبلی خودم؟! و اگر کرونا نبود قرار نبود بمیرم؟!...». ترس از کرونا تجربه‌ی یادآوری بدیهیات بود. اگر شهادت سلیمانی از ما پرسید «با مقام شهادت چقدر فاصله دارید؟»، کرونا به ما گفت «اصلاً برای مرگ خودتان آماده‌اید؟!» همه‌ی این‌ها معنایش تعطیل کردن تلاش در کنار دعا و توکل و توسل نیست؛ که همه در طول تقدیر و قضای الهی و در دل آن جا دارند. حرف، حرف بهترین و واقعی‌ترین راه شکست ترس است‌ در برابر هر راه حل فرعی دیگری. کسی که از مرگ بترسد و خود را در انتظار آن ببیند، غمی دارد که هیچ چالش فانتزی‌ای چاره‌اش نیست. لبخند و رقص و سرگرمی و فراموش کردن مرگ، فقط به حال کسی مفید است که یا با مرگ روبرو نشده است یا بر ترس از آن غلبه کرده است. مرگ با تمام چهره‌ی کریهی که از آن ساخته‌ایم، واقعیت هر لحظه‌ی ما موجودات بی‌چیز و وابسته است. مرگ نگاتیو ظهور زندگی است و آن‌هایی که با خود زندگی چالش کرده‌اند، یعنی با مرگ انس دارند. واللَّهِ لَابْنُ أَبِي طالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ أُمِّهِ... (خطبه ۵) پس سرانجام، اما نه از ترس مرگ، بلکه با پیروز شدن بر ترس مرگ، با مرگ‌آگاهی و مرگ‌آشنایی و با خود مرگ، که موعدش بهترین جان‌پاس است. اما بعد.../ یادداشت‌های محمدجواد میری: 🆔 @smjmiry
📝 | زود باش! از پرواز جا نمانی 🕊 راز نماز جعفر! 1️⃣ «زود باش! نماز جعفر طیار می‌خونی؟!» هر وقت کاری را طول می‌دادم همین را می‌شنیدم. نمی‌دانستم این نماز جعفر طیار چه‌جور نمازی است؛ فقط می‌فهمیدم که لابد آن‌قدرها طولانی هست که این‌طوری معروف شده! 2️⃣ «اگر توانستی هر روز یک بار؛ اگر نتوانستی، هفته‌ای یک‌بار؛ اگرنه ماهی یک بار؛ نشد، سالی یک بار؛ آن هم نشد، دست کم در عمرت یک بار این نماز را بخوان»! این توصیه پیامبر به پسرعمویش جعفر بود. درباره‌ی نمازی که آقا توصیه کرده در این روزهای (بی)اعتکاف بخوانیمش. 3️⃣ بزرگتر که شدم جعفر طیار را شناسایی کردم: برادر علی (ع)؛ پسر ابوطالب؛ رئیس کاروان مسلمانانی که به حبشه (اتیوپی امروز) مهاجرت کردند تا در سایه حکومت عادلانه‌ی پادشاه مسیحی‌اش نجاشی، از شر بت‌پرستان مکه در امان باشند... اما قصه‌ی نماز جعفر طیار را خیلی دیرتر فهمیدم. فهمیدم اصلا اول نمازش بوده و بعد جعفر، طیار شده! 4️⃣ وقتی مهاجران بعد از یازده دوازده سال دوری، بالاخره از حبشه به مدینه برگشتند، پیامبر از دیدن جعفر بسیار بسیار خوشحال بود و طبیعی بود هدیه‌ی بسیار بزرگی برای او تدارک دیده باشد: آموختن نمازی که مایه‌ی از بین بردن گناهان است. اصلاً دقت کرده‌اید چه صاحب‌منصبان و مدال‌دارهایی که در تاریخ فراموش شدند و در عوض چه نام‌ها که به افتخار آن هدایای معنوی که لایقش بودند، ماندگار شدند: دعای «کمیل»، اعمال «اُمّ داوود»، دعای «ابوحمزه‌ی ثمالی»... 5️⃣ خدا می‌داند جعفر پسر ابوطالب، در این نماز چه‌ها خواسته بود. چون دو سال بعد از دریافت این هدیه افتخارآمیز، نشان بالاتری گرفت. در فرماندهی سپاه اسلام در جنگ موته (جایی نزدیک سرزمین شام و فلسطین) دستانش قطع شد و به «شهادت» رسید. پیامبر خبر داد خدا دو بال به‌جای دو دست به جعفر داده است. برای همین بین ما نمازش معروف شده به نماز جعفر طیار؛ جعفرِ پروازگر! 6️⃣ با اعتکاف یا بی‌اعتکاف، الان یا بعداً، نماز جعفر چه فرصت خوبی است برای برگ‌ریزان گناه. دست کم یک بار که بخوانیمش! تازه بعدش می‌فهمیم نمازی که می‌شود در یک ربع یا بیست دقیقه خواندش، آن قدرها که مثَل شده بود هم طول و عرض ندارد. «زود باش! نماز جعفر طیار نمی‌خونی؟!» محمدجواد میری 🆔 @smjmiry منتشر شده در سایت نو+جوان (خامنه‌ای.آی‌آر) 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 https://ble.im/nojavan_khamenei لینک اصلی: http://nojavan.khamenei.ir/showContent?text&ctyu=16356
هدایت شده از نو+جوان
21.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | دعای هفتم صحیفه سجادیه 💠 رهبر انقلاب : «توصیه میکنم دعای هفتم صحیفه‌ سجادیه را که در مفاتیح هم هست با توجه به معنای آن بخوانند.» ۹۸/۱۲/۱۳ ➕ این دعای خوش‌مضمون را با تلاوتی زیبا بشنوید و از ترجمه روان آن بهره‌ ببرید. 💫 نو+جوان ؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_Khamenei
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
🎥 #تماشایی | دعای هفتم صحیفه سجادیه 💠 رهبر انقلاب : «توصیه میکنم دعای هفتم صحیفه‌ سجادیه را که در
✅ با خدا در سختی‌ها... ترجمه‌ی روان هفتمین نیایش صحیفه سجادیه (دعای امام سجاد ع هنگام اندوه‌ها و دشواری‌ها) ای کسی که گره‌‌های کور‌ ناگواری به کمک تو باز می‌شود، تیزی حوادث دردناک به مدد تو کُند می‌شود، و راه خروج به‌سوی آسایش‌ِ خلاصی را از تو درخواست می‌کنند! دشواری‌ها پیش توان تو رام‌اند، و اسباب و شرایط به لطف تو در کارند. اجرای حکم مقدّرات فقط به دست قدرت تو، و سرگذشت همه چیز فقط بر اساس اراده‌ی توست. همه‌ی چیزها همین که بخواهی -بی این که حرفی بزنی- اجرای دستور می‌کنند؛ و همین که اراده کنی -بی این که نهی کنی- دست از کار می‌کشند. تویی که به‌خاطر [رفع] دغدغه‌ها صدایت می‌زنند، و در گرفتاری‌ها به تو پناه می‌آورند. هیچ کدام‌شان برطرف نمی‌شوند جز آن‌ها که تو دور کنی؛ و هیچ کدام کنار نمی‌روند جز آن‌ها که تو کنار بزنی. حالا -پروردگار من!- بلایی به سرم آمده که سنگینی‌اش کمرم را شکسته، و باری به دوشم افتاده که برداشتن‌ش برایم سخت است. این چیزی است که با نیرویت بر سرم آورده‌ای و با اقتدارت به سویم فرستاده‌ای. هیچ کس نمی‌تواند چیزی را که تو آورده‌ای بیرون کند، چیزی را که تو فرستاده‌ای برگرداند، آن [قفلی] را که تو بسته‌ای باز کند، آن [دری] را که تو باز کرده‌ای ببندد، آن [کاری] را که تو سخت کرده‌ای آسان کند، و به کسی که تو رهایش کرده‌ای کمک کند. پس بر محمد و آل محمد (ص) سلام و درود بفرست، با توانایی‌ات -ای پروردگار من- درِ خلاصی را به رویم باز کن، و با تحول‌آفرینی‌ات سلطه‌ی غم و غصه‌‌ام را درهم‌بشکن. درباره‌ی گلایه‌ای که پیشت آوردم توجه ویژه‌ای کن، شیرینی انجام دادن آن‌چه خواستم را به کامم بچشان، از سوی خودت رحمت و گشایش دلچسبی نصیبم کن، و روزنه‌ی نجات سریعی پیش پایم بگذار. نگذار این غم و غصه‌ها در مراعات واجبات و به کار بستن مستحباتت مانعم شوند، که دیگر از آنچه به سرم آمده درمانده شده‌ام خدایا! و از تحمل آنچه پیش آمده پر از غصه‌ شده‌ام. این تویی که می‌توانی آنچه را که با آن آزمایش شده‌ام رفع کنی، و وضعیتی را که در آن گرفتار شده‌ام کنار بزنی. پس این [لطف] را در حق من انجام بده، هر چند چنین استحقاقی نداشته نباشم؛ ای صاحب جایگاه بزرگِ [فرمانروایی]! 🔺 ترجمه: محمدجواد میری منتشر شده در: 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار (خامنه‌ای.آی.آر) 🌱 @Nojavan_Khamenei 🔻لینک اصلی: http://nojavan.khamenei.ir/showContent?video&ctyu=16688 🆔 @smjmiry
پژوهشگر آثار شهید : ✅ حل مسائل معاصر ، دغدغه کلان مطهری در تمامی آثار او است 🔻لینک گفت‌وگوی من با سرویس جهان اسلام خبرگزاری رضوی: https://b2n.ir/751367 👇یادداشت‌های محمدجواد میری / کانال «امّا بعد...»: 🆔 @smjmiry
🔻 ترور با تیر توئیتر نقد روش «گردآوری تورّقی و داوری توئیتی» آقای حسام‌مظاهری درباره‌ی قیام گوهرشاد در ۲۱ تیر آقای محسن حسام‌مظاهری سلام در توئیتی نوشته‌اید: «واقعه گوهرشاد (21 تیر 1314) در واکنش به قانون متحدالشکل کردن البسه مردان رخ داد و نه قانون کشف حجاب زنان که مربوط به چند ماه بعدتر است. با این حال چنین روزی در تقویم کشور "روز حجاب" نامگذاری شده است. یعنی تصویب کنندگان حتی زحمت تورق کتاب تاریخ معاصر را هم به خود نداده‌اند»! عجب! خوب است پس از آن که از مناسک فربه‌ی روزانه‌تان در طعن «دین دولتی» و «دولت دینی» فراغت یافتید، دو کار بکنید: اولاً تقویم را هم در حد تورق نگاهی دوباره بیندازید تا تعبیر «عفاف و حجاب» که خیلی فراتر از «حجاب» است را ببینید. ثانیاً به «تورق»تان در کتاب‌های تاریخ، «تعمق» بیشتری بیفزایید. ▫️بله، «در پی قانون» کشف حجاب رخ نداد؛ در مخالفت با خود مسأله‌ی رخ داد! ایرانیان در آن دوران، زنجیره به‌هم‌پیوسته‌ی اقدامات را می‌دیدند، پروپاگاندای همه‌جانبه‌ی مدعیان روشنفکری را درباره‌ی این روش مترقیانه می‌شنیدند و از همه مهم‌تر، کشف حجاب‌های موردی، اما مجلسی و به‌فرموده‌ی حکومت را هم -که حتی از دوره‌ی قاجار سوابقی داشت- رسماً از سر گذرانده بودند: 1308: اجرای قانون اتحاد لباس و ممنوعیت لباس روحانیت بدون مجوز، در شهرها 1309: اجرای قانون اتحاد لباس، در روستاها 1311: آغاز تدریجی ابلاغ محدودیت‌ها در شکل و بازه‌ی زمانی عزاداری برای امام حسین (ع) 1313: ممنوعیت حجاب در مدارس فروردین 1314: تغییر اجباری کلاه پهلوی به شاپو فروردین 1314: کشف حجاب و پایکوبی در مراسم مدرسه شاپور شیراز با حضور وزیر معارف! خرداد 1314: کشف حجاب در مراسم میدان جلالیه تهران توقع زیادی نیست اگر از یک پژوهشگر اجتماعی بخواهیم به‌جای «گردآوری تورقی» و «داوری توئیتری»، به بازسازی و تحلیل درست ذهنیت عمومی مردم در آن سال‌های ملتهب بپردازد و بعد بگوید که یک «واقعه»، چرا و «در واکنش به» چه رخ داده. ▫️گذشته از این قرائن، روایت شفاهی برخی از متحصنان گوهرشاد نیز که در کتبی همچون «قیام گوهرشاد» (تألیف سینا واحد) و خاطرات بهلول مضبوط است، گواه تفطن آنان به زمینه‌چینی‌های حکومت برای شمشیر کشیدن بر روی حجاب است. البته گویا هم در اعتبار آن‌ها خدشه دارید و هم معتقدید بالاخره حجاب را نباید جای هدف اصلی که لباس بوده بگذاریم! هرچند آیت‌الله میرزا حسین سبزواری همان سال‌ها در شرح‌حال خود می‌نویسد ساعاتی قبل از حادثه به همراه شیخ مرتضی آشتیانی نزد پاکروان، استاندار وقت خراسان، رفته و گفته بوده‌اند که سه مطالبه دارند: «دستور بدهید دسته‎ی سینه‌زن بیایند به بازار و صحن؛ دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند؛ حجاب از سر زن‌ها برداشته نشود». جالب است که چقدر روی جابجا نشدن حجاب زنانه و لباس مردانه به‌عنوان اصل و فرع آن لحظات حساسید. اما روشن نیست با کدام منطق احتمال این که حجاب حتی انگیزه‌ای مهم‌تر بوده را نفی می‌کنید و بعد هم توقع دارید انتخاب یک روز نمادین، به گزارش صرف ماوقع روزهای قبل یک واقعه تقلیل پیدا کند! تازه می‌خواهم در تاریخ جلوتر هم بروم. از کشته‌شدگان مظلوم قیام گوهرشاد بگذریم؛ برای صدها شهید و جانباز شش سال ممنوعیت که اغلب نیز زنان بوده‌اند چه روز نمادینی پیشنهاد می‌کنید؟... ▫️القصه، اگر ماجرای کشف حجاب را این گونه از داستان اتحاد لباس تفکیک کنیم و دست آخر بگوییم شهدای گوهرشاد مثلاً در راه لباس بومی‌شان شهید شدند و نه برای حجاب یا آزادی عزاداری، به‌جای نکته‌بینی گرفتار نقطه‌بینی شده‌ایم. چنین حرفی بی‌شباهت به این نیست که در پاسخ توئیت شما بگوییم اصلاً آنان در اعتراض به حصر آیت‌الله قمی در تهران شهید شدند، نه برای اعتراض به قانون اتحاد لباس! و امیدوارم باز کسی پیدا نشود که توئیت بزند: ۲۱ تیر باید روز ملی کشته شدن (نه اقدام دیگری) در مشهد (نه سایر نقاط) در راه آزادی آیت‌الله قمی (نه هدف دیگری) باشد! آقای حسام‌مظاهری! اصرار شما بر این که نامگذاری نمادین ۲۱ تیر بازخوانی معکوس تاریخ است، تقریری اغراق‌شده و مصداق مغالطه‌ی پهلوان پنبه است. طرز استدلال شما که این باشد، از متولیان اجرایی کشور که اصلاً نزد شما معلوم‌الحالند، چه توقعی؟! گمانم تماشای پیشفرض‌زده‌ی دیگران از برج عاج و شلیک تیرهای طعن‌آلود توئیتری به وجه نمادین قیام ۲۱ تیر، روشی معقول برای دغدغه‌‌تان مبنی بر تحقیر گفتمان رسمی حجاب نیست! ▫️قیام گوهرشاد پس از سال‌ها تحریم و سانسور به دست نسلی از منورالفکرها، تازه از زیر گورهای جمعی سر برآورده و قامت راست کرده؛ نفَسش را با تیرهای تحریف نبُریم. باشد که از هول حلیم خودزنی، در دیگ تحریف معنوی تاریخ ایران نیفتیم. ان‌شاءالله. محمدجواد میری (متن کامل در کانال بله) 🆔 @smjmiry
جوابیه آقای مظاهری به یادداشت من: 🔸ترور تاریخ با تیر تخیل ایدئولوژیک🔸 پاسخ به نقد آقای میری ✍️ محسن‌حسام مظاهری احتمالاً‌ نویسنده‌ی محترم این نقد، یادداشت تکمیلی بعدی با عنوان «کشف حجاب نسوان یا اجبار کلاه مردان؟» را ندیده است. مسئله آنقدرها هم پیچیده نیست. و بیش از آنکه اختلاف‌نظر تاریخی باشد، اختلاف روش تحقیقی است. حرف من این است که واقعه‌ی گوهرشاد (که برخی اصرار دارند «قیام» توصیفش کنند) را از بستر واقعی وقوعش خارج نکنید. این واقعه، علی‌الظاهر و براساس اسناد آن زمان، ریشه‌اش اعتراض به اجباری‌شدن کلاه شاپو بود و وقتی آن برخورد با آقاحسین قمی شد، گروهی از مردم به تحریک بهلول در گوهرشاد اعتراض کردند و این اعتراض شدیدا سرکوب شد. اینکه آسمان و ریسمان به هم ببافیم که بگوییم نه، دلیل «قیام» فراتر از اعتراض به برخورد با یک عالم و قانون کلاه بوده و معترضان مشهدی آنقدر بصیرت داشته‌اند که قانون چند ماه بعد را پیش‌بینی کنند و... یک تقریر دل‌به‌خواهی و سیاسی از تاریخ است. برای پذیرش چنین مدعایی نیاز به سند و دلیل است. بسم‌الله. مستنداتش کو؟ مصاحبه‌هایی که چند دهه بعدتر آقای سینا واحد با برخی از شاهدان واقعه (که دیگر به سنین سالمندی رسیده بودند) گرفته یا خاطراتی که مرحوم بهلول سالها بعد بیان کرده (در کتابی که پر از تناقض است) منطقاً اسناد معتبر و قابل اتکایی نیستند. آن‌هم وقتی در اسناد دست اول (ازجمله اسناد شهربانی مشهد که در یادداشت قبلی اشاره کردم) معارض جدی دارند. تحلیل‌های ذهنی هم تا وقتی مستند به اسناد معتبر نباشند، در حد تخیل تاریخ یا بهترین حالت فرضیه‌ی تاریخی باقی می‌مانند. از این گذشته، پذیرش فرض این دوستان، حفره‌های زیادی دارد که به این آسانی‌ها پر نمی‌شوند. مثل اینکه اگر بحث کشف حجاب بود، چرا دقیقا در تیرماه اعتراض رخ داد؟ کشف حجاب که نشانه‌هایش از سالها قبل، لااقل از اواخر 1306 مشهود بود. رقص دختران در جشن شیراز هم که مربوط به فروردین‌ماه است. چرا معترضان چندماه صبر کردند تا دقیقا بعد از ابلاغ قانون اجباری‌شدن کلاه شاپو به واقعه چند ماه و چند سال قبل اعتراض کنند؟ دیگر آن‌که چرا مشهد؟ چرا مثلاً در قم یا اصفهان اعتراض نشد و «قیام» شکل نگرفت که زمینه و سابقه‌ی اعتراض هم درشان وجود داشت؟ آیا "بصیرت" همشهری‌های فلان فعال فرهنگی و دوستانش (ازجمله نویسنده همین نقد) که چند سالی است برای برجسته‌سازی واقعه‌ی گوهرشاد فعالیت دارند، بیشتر بوده؟ یا نه؛ مثلاً چون دربین بسیاری از مردان مشهدی استعمال مندیل و شال سفید بر روی سر رسم و سنت بود، کلاه آن‌هم کلاه فرنگی را برنمی‌تابیدند؟ نیاز به ذهن‌خوانی و تخیل نیست وقتی اسنادی مثل نامه‌ی محمدولی اسدی (نایب‌التولیه آستان قدس) به رضاشاه موجود است. یا گزارش منابع رسمی از متن خطابه بهلول. به گمانم توضیحات کافی داده شد. اینکه که بخواهیم حجاب و عفاف را گرامی بداریم و دنبال مناسبتی در تقویم برای گرامی‌داشت این امر باشیم که ترجیحاً‌ در ابتدای فصل تابستان هم باشد که فصل رونق شل‌حجابی و انتقادات از آن است، دیگر مشکل تاریخ نیست؛ مشکل ماست. اجازه نداریم برای چنین انگیزه‌ای (هرچند هم باارزش باشد) جعل تاریخ کنیم. 1399/4/23 @mohsenhesammazaheri پاسخ بنده به این جوابیه، در پست‌های بعدی کانال 👇 🆔 @smjmiry
🔻 غربت «قیام مسجد» مرور دوباره‌ی تقریرهای تقلیل‌آمیز آقای محسن‌حسام مظاهری درباره‌ی حماسه‌ی گوهرشاد (قسمت ۱ از ۳) محمدجواد میری آقای مظاهری، ازانتشار جوابیه‌تان متشکرم. همین که قبول کردید به‌جای «تحمیق تصویب‌کنندگان بیسوادی که تاریخ معاصر را درباره‌ی یک امر مسلم و ساده حتی تورق هم نکرده‌اند»، باید بر سر «یک اختلاف معقول روش‌شناختی» مباحثه کنیم، بسیار خوب است. اما موافق نیستم که «توضیحات کافی داده شد». و توئیت اول که آن توضیحات بعدی را هم در دل نداشت همچنان می‌تواند نمونه‌ی خوبی باشد از یک موضع‌گیری جهت‌دار. موضع، هرچند کوتاه و توئیتی باید حکیمانه و عقلانی باشد. و شمایی که هم صورت‌مسأله را غلط طرح می‌کنید و هم روش‌تان آمیخته به تقلیل و تأویل است، شایسته نیست که به‌جای طرح پرسش و مباحثه، از بدو امر دیدگاه مقابل را تحقیر، به برچسب ایدئولوژی‌زدگی مزین و به قبول نتیجه‌گیری دلبخواه‌ خودتان مجبور ببیند. همچنین در یادداشت قبلی‌ام کوشیدم برداشت اشتباه شما از ماهیت نمادین این روز ملی را به چالش بکشم که پاسخ آن هم به بحث گذاشته نشده. در عوض نمی‌دانم به چه حکمتی بحث همشهری‌گری را به میان کشیده بودید. ولی حقیر از حدود ۱۲ سال پیش یعنی سال‌ها قبل از ایامی که شما کارآگاهانه ردگیری کرده‌اید، توفیق داشته‌ام برای تالیف کتابچه‌ی «ضربه‌ی دوازدهم» که روایتی است از قیام گوهرشاد، با این موضوع مأنوس باشم. پیش از آن که دوباره نقاط کور بحث را شفاف کنم، می‌خواهم بپرسم با همین منطق چرا روز جانباز را به چالش نکشیم؟ مثلاً: «در روز ۴ شعبان حضرت عباس فقط به دنیا آمد اما در روز ۱۰ محرم بود که جانباز شد. یعنی تصویب‌کنندگان حتی کتب تاریخ اسلام را تورق هم نکرد‌ه‌اند». البته در این حد شوخی است و همه با این تاریخ آشنایند اما می‌شود نکته‌سنجی‌های ریزتری هم داشت: «با توجه به شباهت وقایعی که در واقعه‌ی عاشورا -که برخی قیام می‌نامندش- رخ داده، چرا حضرت عباس را شهید و امام حسین (ع) را جانباز ننامیم؟ اصلاً که گفته هدف حضرت عباس جانبازی بود؟ از این‌ها مهمتر، چرا تاریخ را امروزی روایت می‌کنیم و اسم جانباز روی حضرت عباس می‌گذاریم؟ جانباز اصطلاحی است برای مجروحان جنگی که پس از انقلاب و در ایام جنگ -که نظام آن را دفاع مقدس می‌نامد- باب شده. تاریخ را تخیلی نخوانیم و برخورد ایدئولوژیک با میراث شیعی خود را کنار بگذاریم و...»! می‌خواهم بگویم چیزی که شما به روشنی از آن غفلت یا تغافل دارید، جنبه‌ی نمادین این روز است. و من همچنان منتظر پاسخ شما به پرسش قبلی‌ام هستم که اگر تصویب‌کنندگان از شما بپرسند کدام روز را می‌شود نماد حجاب و عفاف قرار داد، پاسخ مطلوب چیست؟ اما برگردیم به توئیت اول‌تان و ببینیم هدفگیری شما چگونه بر روش‌شناسی شما سایه افکنده. اگر مقصود شما از روایت ایدئولوژیک که مدام مثل چماقی بر سر دیگران می‌کوبید، روایتی مبتنی بر یک آگاهی کاذب و متأثر از منافع یا آرمان‌های ساختگی است، خوب است دقت کنید ببینید آیا ایدئولوژی‌ستیزی فرضی شما و نذر و قسم شداد و غلاظی که برای نقد روایت رسمی به هر طریق دارید، خودش به کلیشه و ایدئولوژی جدیدی بدل نشده که پایه‌هایش بر تغافل، تکلّف، تقلیل و تأویل است؟ از خطاهای معمول دانشگاهیان ما این است که به جای اخذ تئوری‌های خود از واقعیت، واقعیت‌ها را آنقدر کوچک و بزرگ می‌کنند تا در قاب تئوری‌های عمدتاً وارداتی‌شان بگنجد. این جا هم «نام‌گذاری روز قیام گوهرشاد» باید مؤیدی باشد بر تئوری فربهی مناسکی و مناسک‌سازی دولتی جمهوری اسلامی. پس جوری سراغ تحلیل و کم کم تحویل و تقلیل قصه می‌رویم که تا می‌شود شواهد مناسب نظریه‌ی خود را فراهم آوریم. ▫️مقدمه‌ی اول توئیت: «۲۱ تیر را روز حجاب نامیده‌اند»! خیر؛ این «روز عفاف و حجاب» است و اغلب هم همین طور صدایش می‌زنند. هرچند اگر فقط روز حجاب هم باشد، حجاب نمادی جهانی حتی برای عفاف بوده و هست. اما فارغ از بحث نمادین، این روز اصلاً چنین اسم کوتاهی که شما با مغالطه‌ی «نقل قول ناقص» برایش برشمرده‌اید، نه دارد و نه به آن مشهور است. پس چرا با تکلف، فقط روی «حجاب» تاکید کرده بودید؟ گویا چون مفهوم «عفاف» با تاریخ قیام همپوشانی بیشتری دارد و مناسب نتیجه‌ی مطلوب‌تان (یعنی انتخاب اشتباه این روز) نبود. ادامه دارد... 👇 کانال «امّا بعد...» یادداشت‌های محمدجواد میری 🆔 @smjmiry