eitaa logo
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
468 ویدیو
10 فایل
گفتگو درباره نقش مردم‌، اهمیت محله‌‌، کارکرد مسجد و وظیفه امامِ محله در تحول و پیشرفت محله یادداشتهای تبیینی | روایت شبکه امامت مدیر عامل بنیاد هدایت @hedayat_news ارسال پیام ناشناس، انتقاد و پیشنهاد: https://eitaayar.ir/anonymous/PF5i.v14K36
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی «نرسیدن» هم عین «رسیدن» است این روزها خیلیها میپرسند: «مگر میشود در آن جمعیت به پیکر رسید؟ اگر نرسیم، چه؟» بیایید صادق باشیم. این سؤال، دغدغهٔ خیلی از ماست. اما جوابش را نباید در محاسباتِ «میرسم یا نمیرسم» جست. جوابش را باید در عمقِ حقیقتی جست که آیتالله بهجت رحمتاللهعلیه، سالها پیش دربارهٔ حرم امام حسین علیهالسلام، به ما آموخت. ایشان فرمودند: در روزهای شلوغ کربلا، آنقدر جمعیت فشرده است که از همان ورودی گاراژ، دیگر نمیشود قدمی جلوتر رفت. اما بر همهٔ اینها، «عند قبر الحسین» صادق است. یعنی حرم، یک نقطهٔ فیزیکی نیست. حرم، یک جهت است. وقتی تو به سمت حرم حرکت میکنی، قدم برمیداری، خودت را به مسیر میزنی و دل را به آن مرکز میبندی، در همان لحظه، به حرم رسیدهای. تمام مسیر تا آخرین زائر، حرم است. حرم، تا زیر پایِ آخرین نفر گسترش مییابد. حالا این نکته را به تشییع امام شهید بیاوریم. تشییع، یک مکان نیست؛ یک حرکت است. یک موج است. پیکر مطهر در نقطهای مشخص قرار دارد، اما حقیقت تشییع، منحصر به آن نقطه نیست. از لحظهای که از خانه بیرون میزنی، از وقتی سوار اتوبوس یا قطار میشوی، از وقتی قدم در مسیر تشییع میگذاری، تو در حال تشییع هستی. جمعیتی که جلوتر ایستاده، تو را به پیکر وصل میکند، همانطور که تو جمعیت پشت سر را به پیکر وصل میکنی. همهٔ ما، حلقههایی از یک زنجیرهٔ دلدادهایم که به یک مرکز متصل شدهایم. پس اگر شلوغ شد و نتوانستی به پیکر برسی، بدان که نرسیدهای؟ نه، رسیدهای. چون حرکت کردهای. دلت را متوجه کردهای. خودت را به مسیر زدهای. و این، عین تشییع است. نکتهٔ مهمتر: بسیاری از ما دغدغه داریم که نکند جمعیت آنقدر زیاد شود که نتوانیم خود پیکر را ببینیم. اما این دغدغه، خودش نشانهای از عزم جدی ما برای حضور است. کسی که نگران نرسیدن است، نشان داده که ارادهٔ رسیدن را داشته و به میدان آمده است. و این اراده، در نزد خدا و در حقیقت این حرکت، بیاجر نمیماند. بیایید با این نگاه به تشییع برویم: - برای حرکت بیاییم، نه فقط برای رسیدن. - برای حضور بیاییم، نه فقط برای دیدن. - برای اتصال به این موج عظیم بیاییم، نه فقط برای ایستادن در یک نقطهٔ خاص. تشییع، تمرین یک حقیقت بزرگ است: در مسیر حق، هر قدمی که برداری، تو را به هدف نزدیکتر میکند، حتی اگر مقصد را نبینی. جمعیتِ پیش رویت، همان پل وصل تو به مرکز است. پس نترسیم از شلوغی. نترسیم از نرسیدن. بترسیم از نبودن. بترسیم از اینکه در خانه بمانیم، چون نگران شلوغی بودیم. آن که حرکت کرده و در مسیر ایستاده، حتی اگر در دورترین نقطه باشد، در حقیقت تشییع، نزدیکتر از آن است که در خانه نشسته و فقط نگاه کرده است. بیایید. حرکت کنیم. حضور داشته باشیم. این حضور، مهمترین ارزش است. باقیاش، برکت مسیر است. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آستانه تشییع پیکر مطهر امام شهید، مجموعه یادداشت «از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده» را در سه بخش منتشر می‌کنم: 🔸بخش اول: دعواها را باید با نگاه به آینده فهمید 🔸بخش دوم: نظم جدید خودش را نشان داده است 🔸بخش سوم: تشییع؛ تمرین انسجام برای ورود به عصر جدید ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آ
از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده | بخش اول این روزها که خود را برای تشییع پیکر مطهر امام شهید آماده می‌کنیم، فضای مجازی پر از گفت‌وگوهای داغ است. برخی تفاهم‌نامه را شکست می‌دانند، برخی پیروزی، برخی می‌گویند به رهبری تحمیل شده و برخی می‌گویند خود ایشان اجازه صادر کرده‌اند. میان جبههٔ انقلاب و دلسوزان، اختلافات زیادی شکل گرفته و امید و انگیزه‌ای که در روزهای جنگ در جامعه شکل گرفته بود، کمی کم‌رنگ شده است. اما در میان این دعواها، یک نکتهٔ کلیدی گم شده است: ما در آستانهٔ نظم جدیدی قرار داریم که قواعدش با گذشته تفاوت بنیادین دارد، و تشییع، نه فقط یک مراسم وداع، که تمرین ورود به این نظم جدید و احیای دوبارهٔ انسجام و امید ملی است. امام عزیزمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام‌های اخیر بارها بر این حقیقت تأکید فرموده‌اند: ما در حال عبور از یک دوران و ورود به عصر جدیدی هستیم؛ عصری که قواعدش را باید خودمان طراحی و اجرا کنیم. این نکته، کلید فهم همهٔ دعواهای امروز است. تشییع، فرصتی طلایی است تا دوباره همهٔ ما حول محور ولایت جمع شویم و با حضور پرشور خود، هم به دشمن پیام دهیم و هم به خودمان یادآوری کنیم که در مسیر درستی قرار داریم. دعوا بر سر چیست؟ بر اساس تحلیل‌های این روزها، اختلاف‌نظر اصلی میان رهبری و اعضای شورای عالی امنیت ملی، نه بر سر ولایت‌ناپذیری یا خیانت، که بر سر سطح تحلیل از جایگاه ایران است. رهبری معتقد است ایران در جایگاهی بالاتر از محاسبات پیش از جنگ قرار گرفته و نظم جدیدی در منطقه و جهان در حال شکل‌گیری است که ایران در آن نقشی محوری دارد. اما بسیاری از مسئولان همچنان با دستگاه محاسباتی دوران پیشین امور را تحلیل می‌کنند و پیروزی را صرفاً «نرسیدن دشمن به اهدافش» می‌دانند، نه «فروپاشی ساختار قدرت دشمن». واقعیت این است که جنگ رمضان، ساختار قدرت را در غرب آسیا متحول کرد. ایران نه فقط دشمن را متوقف کرد، که به‌عنوان یک ابرقدرت جدید در معادلات جهانی ظهور پیدا کرد. این دقیقاً همان چیزی است که در پیام‌های رهبری، به‌عنوان «طلوع ابرقدرت جدید» از آن یاد می‌شود. اما بسیاری از مسئولان هنوز این تحول را باور نکرده‌اند و به همین دلیل، تصمیماتشان با نگاه رهبری فاصله دارد. این اختلاف در دستگاه محاسباتی، ریشهٔ اصلی دعواهای امروز است. حالا وقت آن رسیده که با نگاه به آینده، از این اختلافات عبور کنیم و همه پای کار بیاییم. بخش دوم | بخش سوم ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آ
از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده | بخش دوم نظم جدید چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه خود را نشان داده است؟ در حوزهٔ امنیتی و منطقه‌ای: حضور بیگانگان عامل اصلی ناامنی است و آیندهٔ منطقه، آینده‌ای بدون حضور آمریکا خواهد بود. جنگ اخیر به‌خوبی نشان داد که ایران و محور مقاومت یک پیکرهٔ واحد هستند و تصمیمات در اتاق فرماندهی مشترک گرفته می‌شود. لبنان از «پروندهٔ فشار علیه ایران» به «شرط ایران برای پایان جنگ» تبدیل شد. این یعنی معادله به نفع مقاومت تغییر کرده و دشمن دیگر نمی‌تواند میدان را به‌تنهایی مدیریت کند. یکی از شروط اساسی تفاهم، خروج کامل و بدون قید و شرط اسرائیل از تمام خاک لبنان است. این شرط، نه یک امتیاز، که حق حتمی ملت لبنان و جبههٔ مقاومت است و هرگونه کوتاهی در آن، نقض آشکار تعهدات دشمن محسوب می‌شود. در حوزهٔ سیاسی و دیپلماسی: مذاکره با آمریکا دیگر یک فرایند عادی نیست، بلکه ابزاری برای جنگ و اعمال فشار بر دشمن مستأصل‌شده است. آمریکا به دلیل استیصال، ناچار به پذیرش مذاکره شده و ایران از این ابزار برای نقد کردن دستاوردهای میدان استفاده می‌کند. ضمانت اجرای توافق، قدرت ایران است، نه امضای کری یا قول و قرارهای آمریکایی. تفاهم‌نامهٔ فعلی، هرچند کامل نیست، اما نشان‌دهندهٔ شکست راهبردی دشمن است؛ چراکه او را پای میز مذاکره کشانده تا خواسته‌های ایران را بپذیرد. در حوزهٔ اقتصادی: حاکمیت بر تنگهٔ هرمز، اقتصاد ایران را در برابر تحریم‌ها مقاوم‌تر کرده و معادلهٔ دلار را به چالش کشیده است. دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری، نه فقط یک منبع درآمد، که نماد تغییر نظم اقتصادی منطقه است. این حاکمیت، دست دشمن را برای فشار اقتصادی کوتاه کرده و معادله را به نفع ایران تغییر داده است. آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده نیز گام مثبتی است، اما در برابر عظمت فروپاشی نظام اقتصادی آمریکا در منطقه، ناچیز است. در حوزهٔ فرهنگی و هویتی: نظم جدید بر پایهٔ هم‌سرنوشتی با همسایگان و نفی هژمونی غرب استوار است. تشییع پیکر مطهر امام شهید در عراق، یک جلوهٔ عینی و باشکوه از نظم جدید است. حضور میلیونی مردم عراق در استقبال از پیکر مطهر، با شعارهای «لبیک یا خامنه‌ای» و «لبیک یا سیدمجتبی»، نشان می‌دهد که جبههٔ مقاومت، فراتر از مرزهای جغرافیایی شکل گرفته و مردم منطقه، تشییع امام شهید را تجدید میثاق با آرمان‌های مقاومت می‌دانند. این همان هم‌سرنوشتی است که رهبری از آن سخن می‌گویند؛ جایی که امت اسلام، با قلبی واحد، در سوگ رهبر شهید خود اشک می‌ریزد و بر ادامهٔ راه او تأکید می‌کند. تشییع در عراق، همچنین پیامی روشن به دشمنان دارد که خون سیدعلی، مرزها را درنوردیده و جبههٔ مقاومت را مستحکم‌تر از همیشه کرده است. بخش اول | بخش سوم ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آ
از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده | بخش سوم پاسخ به دعواها با نگاه به جلو و احیای انسجام دعوای تحمیل یا اجازه: رهبری با درک نظم جدید، مسیری را انتخاب کردند که هم وحدت ملی را حفظ کند و هم نظارت مردمی را پای کار آورد. ایشان با پذیرش مشروط مسیر مسئولان، در واقع همهٔ ظرفیت‌های کشور را در برابر دشمن بسیج کردند تا از این آزمون، با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد عبور کنیم. این یک انتخاب مدبرانه بود، نه اجبار. کسانی که پیام رهبری را به نفع خود تفسیر می‌کنند و آن را نشانهٔ شکاف یا تحمیل می‌دانند، دقیقاً همان خطایی را تکرار می‌کنند که رهبری شهید بارها درباره‌اش هشدار داد: پر کردن پازل دشمن به اسم انقلابی‌گری. دعوای پیروزی یا شکست: پیروزی در نظم جدید، به معنای تغییر ساختار قدرت است، نه صرفاً کسب امتیاز در مذاکره. جنگ رمضان، فتح‌المبین دوران جدیدی بود که در آن، آمریکا له شد و ایران به‌عنوان یک ابرقدرت جدید ظهور کرد. تفاهم‌نامه، هرچند از منظر علی‌الاصول کامل نیست، اما نشان‌دهندهٔ استیصال و شکست دشمن است و خود یک دستاورد راهبردی محسوب می‌شود. آنان که این پیروزی را نمی‌بینند و مدام بر نقاط ضعف تأکید می‌کنند، در حال تزریق ناامیدی به جامعه و تخریب سرمایهٔ اجتماعی هستند که در روزهای جنگ ساخته شد. دعوای وحدت یا اختلاف: رهبری بارها بر حفظ وحدت مقدس تأکید فرموده‌اند. نقد، حق است، اما نقدی که به ایجاد یأس، بدبینی و اختلاف در جامعه دامن بزند، در نظم جدید، همسویی با دشمن محسوب می‌شود؛ چراکه دشمن دقیقاً به‌دنبال تخریب سرمایهٔ اجتماعی و همبستگی ملی ایران است. تأکیدات مکرر رهبری بر ایجاد امید و پرهیز از اختلاف، پاسخی به کسانی است که با نقدهای غیرمسئولانه، پازل دشمن را تکمیل می‌کنند. چگونه از اینجا به جلو برویم و انسجام را احیا کنیم؟ نخست: دستگاه محاسباتی خود را ارتقا دهیم و ایران را در جایگاه ابرقدرت جدید ببینیم، نه کشوری که صرفاً از یک جنگ جان سالم به در برده است. این تغییر نگاه، مقدمهٔ همهٔ تحولات بعدی است. دوم: به‌جای دعوا بر سر متن تفاهم، بر تحقق شروط اصلی تمرکز کنیم: خروج کامل اسرائیل از لبنان، رفع محاصرهٔ دریایی، تثبیت حاکمیت بر تنگهٔ هرمز، تأمین غرامت و بازسازی، لغو جامع تحریم‌ها و آزادسازی کامل دارایی‌های مسدودشده. این‌ها مطالبات روشن رهبری است و مسئولان در برابر آن‌ها تعهد داده‌اند. هر بحث دیگری، حاشیه است. سوم: وحدت ملی را حفظ کنیم و نقدها را در چارچوب مطالبه‌گری و تبیین انجام دهیم، نه تخریب و دوقطبی‌سازی. فضای مجازی این روزها پر از کسانی است که به اسم انقلابی‌گری، بین مردم اختلاف می‌اندازند و روحیهٔ جمعی را تخریب می‌کنند. باید مراقب باشیم که دامن این دعواها، خودمان را نیز نگیرد. چهارم: حضور در تشییع را به‌عنوان یک تمرین ملی برای نظم جدید غنیمت بشماریم. تشییع، امید و انگیزهٔ ازدست‌رفته را بازمی‌گرداند، انسجام ملی را احیا می‌کند و به نسل جوان پیام می‌دهد که آن‌ها نه فقط تماشاگر، که بازیگران این حماسهٔ تاریخی هستند. در تشییع، همهٔ اختلافات رنگ می‌بازند و عشق به ولایت و آرمان‌های انقلاب جای آن‌ها را می‌گیرد. تشییع، پایان یک دوران و آغاز دوران دیگری است. حضور میلیونی در این مراسم، به دشمن پیام می‌دهد که ملت ایران، با وجود همهٔ اختلاف‌نظرها، پای آرمان‌های خود ایستاده و برای ورود به نظم جدید، آماده و متحد است. بیایید با حضور در تشییع، این پیام را به جهان مخابره کنیم و با همدلی، قدم در راهی بگذاریم که طلیعهٔ آن، امروز با خون پاک شهیدان رقم خورده است. این، همان بعثت و انقلاب سوم است که رهبران انقلاب از آن سخن گفته‌اند. بخش اول | بخش دوم ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔖 اختلاف، دشمن را امیدوار می‌کند در ابتدای جنگ چهل‌روزه، چیزی که دشمن را عقب زد فقط قدرت نظامی نبود؛ انسجامی بود که در جامعه شکل گرفت. کسانی که جبهه مقاومت را قبول داشتند، با قدرت بیشتری به میدان آمدند؛ عده‌ای که در تحلیل‌هایشان مردد بودند، با دیدن واقعیت جنگ از خواب غفلت بیدار شدند؛ و کسانی هم که بنای همراهی نداشتند، در برابر این اتحاد گسترده ناچار به سکوت شدند. اما بعد از آرام‌شدن میدان نبرد، دشمن راه دیگری را انتخاب کرد. وقتی نتوانست این جبهه را از بیرون بشکند، تلاش کرد در داخل آن اختلاف درست کند. دعواهایی شکل گرفت که قدرت حاصل از آن انسجام را به‌تدریج فرسوده کرد. نتیجه‌اش را امروز می‌بینیم. کسانی که در روزهای اتحاد جرئت سخن‌گفتن نداشتند، دوباره زبان باز کرده‌اند و حتی صریح‌تر از گذشته علیه جبهه مقاومت و انسجام مردم حرف می‌زنند. این جسارت، بیش از آنکه نشانه قدرت آنان باشد، نتیجه ضعفی است که خودمان با اختلاف‌هایمان ایجاد کرده‌ایم. نباید تصور کنیم نزاع‌های داخلی فقط یک بحث سیاسی یا رسانه‌ای است. هر اختلافی که جبهه خودی را ضعیف کند، برای دشمن یک پیام دارد: می‌توان به شکاف‌های این جبهه طمع کرد. در ادامه، احتمالاً با میدان‌هایی پیچیده‌تر و دشوارتر روبه‌رو خواهیم شد. راه عبور از این میدان‌ها، پاک‌کردن اختلاف‌نظرها نیست؛ مراقبت از انسجامی است که نباید قربانی دعواهای فرساینده شود. تجربه جنگ به ما نشان داد که وقتی کنار هم می‌ایستیم، دشمن عقب می‌رود؛ و وقتی درگیر یکدیگر می‌شویم، همان‌هایی که عقب نشسته بودند دوباره جلو می‌آیند. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
وسط جنگ، دشمن را گم نکنیم دشمن طرحش را مرحله‌به‌مرحله جلو می‌برد؛ از فشار بر زندگی و معیشت مردم تا ضربه به امنیت جنوب، فعال‌کردن جبهه‌های داخلی و ساختن روایت «زندگی در برابر جنگ». هدف فقط حمله نظامی نیست؛ می‌خواهد تاب‌آوری مردم را کم کند، اعتماد عمومی را بسوزاند و جامعه را به نقطه‌ای برساند که مسئولان کشور را عامل جنگ بداند. در چنین شرایطی، نباید مسئله اصلی را گم کنیم و نباید اجازه دهیم جبهه انقلاب را به جنگ‌طلب و سازشکار، خائن و تندرو تقسیم کنند. همه این طیف‌ها خود را دلسوز انقلاب می‌دانند؛ اما برچسب‌زدن و بیرون‌راندن یکدیگر از جبهه انقلاب، فقط شکاف داخلی را بیشتر می‌کند. ممکن است نقدها و نگرانی‌ها واقعی باشد، اما نقدی که دل مردم را خالی کند و اختلاف را در جبهه خودی افزایش دهد، در میانه جنگ دیگر نقد مفیدی نیست. نباید ناخواسته همان نتیجه‌ای را تولید کنیم که دشمن می‌خواهد. رسانه معاند مسئولان را جنگ‌طلب معرفی می‌کند و بخشی از نیروهای انقلابی همان مسئولان را خائن یا سازشکار می‌خوانند؛ ادبیات متفاوت است، اما حاصل هر دو می‌تواند افزایش بی‌اعتمادی مردم باشد. در مقابل، باید دشمن اصلی را در مرکز توجه نگه داریم، وحدت را حفظ کنیم و طرح او را در هر مرحله برهم بزنیم. این کار فقط با دعوت کلی به وحدت ممکن نیست؛ باید برای فشار معیشتی، جنگ روانی، روایت‌سازی و تحرکات میدانی دشمن، پاسخ مشخص داشت. امروز بصیرت فقط دیدن خطای مسئولان نیست؛ دیدن نقشه دشمن و تشخیص اولویت میدان هم هست. خطاها را ببینیم، اما وسط جنگ، دشمن را گم نکنیم. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🖼 صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع و اختلافات سیاسی وظیفه‌ی همگانی است. ✍ بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور | ۲۶/تیر/۱۴۰۵ 🔗 rahbar.ir/s/1590 📲 @Rahbar_ir
یک آزمونِ ساده برای فهمِ افول: ببین طرف با «جاذبه» اداره می‌کند یا با «زور». غرب یک دوره‌ای لازم نبود کسی را مجبور کند؛ همه خودشان می‌خواستند شبیه‌اش شوند. الان صداها را می‌بندد، معترض را از دانشگاه اخراج می‌کند، با تحریم و بمب حرف می‌زند. کسی که جاذبه دارد، به زور محتاج نیست. احتیاج به زور، خودِ اعتراف است. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
هیچ‌کس در دنیا نمی‌گوید «طرفدارِ زورم»؛ همه خود را «مقاوم» جا می‌زنند. وقتی رقیب مجبور است نقشِ تو را بازی کند، مالِ توست. ما لازم نیست این ارزش را جا بیندازیم؛ فطرت جا انداخته. فقط باید نشان دهیم مصداقِ واقعی‌اش کیست.