.
می گفت آدم ها سه دسته اند:
ـ خام
ـ پخته
ـ سوخته.
خام ها که هیچ.
پخته ها هم عقل معیشت دارند و دنبال کار و زندگی حلال اند.
سوخته ها عاشق اند. چیزهای بالاتری می بیینند و می سوزند، توی همان عشق.
خودش هم سوخته بود در عشق به اباعبدالله ....(:
#شهید_مجید_پازوکی
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
جدی گرفتیم
این زندگی دنیایی را
و شوخی گرفتیم
آخرت را...
کاش
قبل از اینکه بیدارمان کنند
بیدار شویم...
"شهید حسین معز غلامی"
#شهید_حسین_معز_غلامی
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
📌 آیه ای که وقت شهادت، مهدی باکری بر زبان جاری کرد
🔹️ دم دمـایِ شهـادت هـم، آیـه ای را کـه همیشه موقـع سخـنرانی می خـواند را با صدای بلند می گـفت و شلـیک میکـرد:
■ «الْحَـمْدُ لِلَّهِ الَّـذي هَـدانا لِهـذا
وَ ما كُنَّـا لِنَهْـتَدِيَ لَـوْ لا أَنْ هَـدانَا اللَّه»
که یک دفعـه تیـر خورد و افتـاد.
🔸️ وقتی هـم گذاشتیمش روی قـایق کـه برش گردانیم عقب؛ دستهایش را به حالت دعـا گـرفته بـود بـالا و ذکـر می گفت: یک چیزی مثل «الله؛ الله؛ الحمد لله» که قـایق مورد اصابت موشک آرپی جی قرار گرفت و آقا مهـدی را رساند به خـدا.
🎙راوی: جمشید نظمی
📚 به مجنون گفتم زنده بمان
#شهید_مهدی_باکری
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
درخواست شهید احمدی روشن از آیت الله خوشوقت"ذکری به من یاد بدهید که من شهید شوم."
📌از شاگردان آیت الله خوشوقت بود یک بار به حاج آقا گفت ذکری به من یاد بدهید تا شهید بشوم ،حاج آقا گفته بود:الان فقط وظیفه شما این است که آنجا (سایت نطنز) خدمت کنید. خدمت شما در آنجا ظهور آقا امام زمان (عج) را نزدیک می کند.
🔸در کار خیلی اذیت می شد. کارش زیاد بود. کمتر به خانه می آمد اما به خاطر خدا تحمل می کرد.
او در لیست ترور منافقین و صهیونیست ها بود.
🔹یک روز صبح بلند شد، دیدم چهره اش برافروخته است!
گفتم: "چه شده؟!"
نمی گفت اصرار کردم. حال عجیبی داشت.
بعد هم گفت:
" در خواب امام زمان (عج) را دیدم. امام به من فرمودند: من از شما راضی ام."
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن
🖋برگرفته از کتاب وصال
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
"شراکت پر برکت"خاطره ای از شهید موسی رضازاده
📌موسی در یک مغازه با برادرهایش شریک بود. کمی که پول جمع کرد برای خودش یک بقالی کوچک در نورآباد باز کرد.
🔸 همان روز اول بعد از چیدن اجناس، گفت یک شریک خوب برای خودم پیدا کردم! با ناراحتی گفتم تو اگر شریک می خواستی، چه کسی نزدیکتر و بهتر از برادرهایت!گفت با یکی از برادر نزدیکتر.
🔹می خواهم با امام زمان(عج) در مغازه شریک شوم.تصمیم گرفتم از هر ۴۰ تومن که در می آورم، ۱ تومان را برای امام زمان(عج) کنار بگذارم.
▫️ سه روز در هفته مغازه را تعطیل می کرد و برای تبلیغ و راهنمایی مردم به روستاهای اطراف می رفت، با همان سهمی که کنار گذاشته بود برای مردم فقیر هدیه می خرید و می گفت این هدیه از طرف امام زمان برای شماست.
▪️با اینکه سه روز مغازه اش تعطیل بود و ما عیال وار بودیم، اما کارش چنان برکتی داشته که زیاد هم می آوردیم!!!
#شهید_موسی_رضازاده
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
📌بسیجی شهید علی عزت ور : حزب الله واقعی با عمل صالح اش میتواند خودش را ثابت کند.
🔹تولد اول اسفند ۱۳۳۳ ساوجبلاغ استان البرز به دنیا آمدند.
▪️شهادت ۲۳ مهر ۱۳۶۵ زندان موصل حزب بعث عراق بر اثر شکنجه به شهادت رسیدند.
✍ بخشهایی از وصیتنامه این بسیجی شهید علی عزت ور
✅ همه عزیزان را سفارش می کنم به تقوی و پرهیزکاری و به خاطر رضای خدا تاکید می کنم در خط امام حرکت کنید و راه شهیدان را ادامه دهید.
✅ در کارها شکیبا باشید و با رفتار و عملهای صالح خودتان ثابت کنید که یک حزب الله واقعی هستید.
#بسیجی_شهید_علی_عزت_ور
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
شهادت در سجده "خاطره ای از شهید یوسف شریف"
📌شهید یوسف شریف همیشه می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم »
🔸یکی از دوستانش می گفت : در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است . فکر کردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته ، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت .
🔹جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی کتف او گذاشتم ، به پهلو افتاد . دیدم گلوله ای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده ، آرام بود انگار در این دنیا دیگر کاری نداشت .
▪️صورتش را که دیدم زانوهایم سست شد به زمین نشستم . با خودم گفتم : «این که یوسف شریف است ».
#شهید_یوسف_شریف
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
"شهید محمد حسن شریف قنوتی"اولین شهید روحانی دفاع مقدس
📌شهید شریف قنوتی در سال ۱۳۱۳ در اروند کنار از توابع آبادان دیده به جهان گشود.
🔸سرانجام در روز ۲۴ مهر ۱۳۵۹ ، به هنگام رساندن مهمات ، نيروهاي بعثي با مشاهده وانتِ حامل شريف قنوتي ، براي از بين بردن او وانت مزبور را زير رگبار گلوله بستند .
🔹شيخ را بر اثر اصاب گلوله به آرنج ها و زانوها و گردن از پاي درآوردند . وقتي شيخ شريف روي زمين افتاد ، آنان خود را به او نزديك كرده و با استفاده از سرنيزه فرق سرش را شكافتند و كاسه سرش را جدا كردند … .
▪️ مدتي بعد رزمندگان اسـلام خود را به محل نبرد رساندند و پس از سـاعت ها جنگ تن به تن ، پيكر شيخ را از دست متجاوزان گرفتند و به پشت جبهه انتقال دادند.
فرازے از وصیت نامہ اولین روحانی شهید دفاع مقدس
«امروز، روز امتحان است. برای خدا کار کنید و خود را به سختی بیندازید و جسمتان را پرورش ندهید که این جسم، فانی است و به زیر خاک می رود. شهادت، سعادتی است که نصیب هر کس نمی شود و خون پاک و مطهر می خواهد».
#شهید_محمدحسن_شریف_قنوتی
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
ورزشکار بود ؛
چهره زیبا و بدن ورزیدھ داشت ..
اما همیشه موهایشرا از ته میزد
لباس گشاد میپوشید!
مبادا دچارِ هوای نفس شود:)
#شهید_ابراهیم_هادی
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
ماجرای بند رختی که دیگر نبود از خاطرات "شهید عباس بابایی"
📌درست وسط اتاقش یک نخ بسته بود؛ طوریکه وقتی میخواستی از این طرف اتاق بری اون طرف، باید حتماً خم میشدی! ازش پرسیدم: "چرا بند رختت رو اینجا بستی؟!" بهجای جواب بهم میوه تعارف کرد!
🔸 بعدها فهمیدم که چون هماتاقیش اهل مشروب خوردنه، با هم توافق کردن که هر طرف اتاق مخصوص یک نفر باشه! تازه طرف، عکس هنرپیشههای زن و مرد خارجی رو هم زده بود به دیوار!
🔹از اون به بعد هر بار که برای تمرین درسها میرفتم اتاقش، میدیدم ارتفاع نخ بیشتر میشه! تا اینکه یک روز دیگه اثری از نخ نبود.
▪️ وقتی از عباس دلیلش رو پرسیدم با خوشحالی به اون طرف اتاق اشاره کرد، سرم رو چرخوندم و دیدم نه عکسی روی دیواره و نه بطری مشروبی روی میز! گفت: "دوستمون هم با ما یکی شده"!
#شهید_عباس_بابایی
🔹️ صبحانه ای با شهدا
@sobhaneh_ba_shohada
🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید:
https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671