هدایت شده از کانون غرب شناسی و اندیشۀاسلامی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ فیلم کمتر دیده شده مرحوم امام در فرودگاه پاریس جهت حرکت به سمت ایران.
borna9-98.pdf
3.41M
مسئلۀ اجتماعی مسکن
شماره بالا از نشریۀ دانشجویی «بُرنا»، نشریۀ انجمن علمی دانشجویان برنامهریزی اجتماعی دانشگاه تهران (@socialplanning_ut)، به مدرسۀ تابستانی مطالعات انتقادی شهری اختصاص یافته که در تابستان امسال با تمرکز بر مسئلۀ مسکن از سوی مرکز تحقیقات مسکن و شهرسازی برگزار شد.
در این مدرسه، فرانک میرآفتاب، سعید مدنی، پرویز صداقت، و علی طیبی بحثهایی را تحت عنوانهای «پژوهش انتقادی و مناسبات قدرت»، «مسکن؛ خانه یا سرمایه؟»، «بررسی شکلگیری جنبش حق مسکن در ایران و جهان»، و «میراث فرهنگی؛ بلای جان هویت محلهای» ارائه کردهاند و در میزگرد نهایی مدرسه نیز، کارشناسان این حوزه روند تحولات سیاستگذاری مسکن در ایران را بررسی کردهاند. همچنین در ایام برگزاری مدرسه بازدیدهای میدانی از محلههای دهونک و عودلاجان انجام شده است.
@satliyat
4_5920468712225244270.pdf
709.5K
📚
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📗 انقلاب یتیم: معنای اکتبر ۱۹۱۷
نقد اقتصاد سیاسی
✍🏻 نویسنده: الکس کالینیکوس
📝 مترجم: بهرنگ نجمی
οـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@teghtesadi
ما اهل محله هایی هستیم که به آن #بافت_قدیمی می گویند. قریب به ده سال است که همه مسئولین کشوری و شهری حق خود می دانند که محله های زندگی ما را که ده ها سال برای ساخت اجزاء آن کار کرده ایم به #پیاده_راه تبدیل کنند و یا مجوز #هتل سازی های عظیم در آنها بدهند. خانه پدرم در محله ای است که همه اش هتل و مسافرخانه شده و خانه برادرم در محله ای است که #بازارچه اش را پیاده راه کرده اند.
درد آنجاست که اهل محل می ایستند تا همه اتفاقات بیافتد، کوچه ها شلوغ و #کلاف_سر_در_گم شود و دست آخر شهرداری با شکم سیری بیاید و یکی دو تا را یک طرفه کند و بعد که مسیرها محدود شد، آن وقت اهل محل بیایند #عصبانیت هایشان را سر هم خالی کنند و با ماشین #خلاف بیایند و مسئولین و همدیگر را در ترافیک #فحش_کش کنند!
دیشب ساعت دوازده شب داشتم برادرزاده هایم را می بردم خانه شان. من یک #طلبه هستم و با #لباس_روحانیت پشت فرمان ماشین می نشینم. هیچ حقی برای خودم نمی بینم که خلاف بروم. بخاطر همین گاهی نیم ساعت باید مسیرم را دور کنم تا از خیابانی وارد محل شوم که خلاف جهت معین شده توسط تابلوهای شهرداری نباشد. حتی یک بار برای اینکه در محل خلاف نروم، توی کوچه دنده عقب رفتم، اما با تیرچراغ برقی که در آینده های بغل پیدا نبود تصادف کردم. به قیمت دو سال پیش، هفتصد هزار تومان پول #تعمیر دادم و نزدیک به دو میلیون هم افت قیمت ماشین داشتم. اما باز هم حق خود نمی بینم که خلاف بروم. حال اهل محل!ً اهل محل همه فریادهایشان را از این وضعیت نابسامان سر هم می کشند، نه سر مدیریت شهری که زندگی آنها را تاکسیدرمی کرده و ناملایمات آنها برایش اصل مهم نیست.
داشتم می گفتم. دیشب ساعت دوازده شب داشتم برادرزاده هایم را میرساندم خانه شان. بعد از کلی چرخ وا چرخ برای اینکه خلاف نروم، توی کوچه آخر، یک ماشین مدل بالا با یک راننده بالای پنجاه سال، و از تنها کوچه ای که می شد بیرون رفت، بیرون آمد و جلوی من پیچید و از من خواست که دنده عقب برگردم تا او بتواند مسیر یکطرفه را خلاف برود و احتمالا کلی در زمان صرفه جویی کند. با اشاره گفتم مسیر به نفع من یک طرفه است، شما باید مسیر را باز کنید و راه باز کردن مسیر را هم به او نشان دادم. اینجا بود که سر از ماشین بیرون آورد و با صدای بلند گفت: «من اهل همین محل هستم و میدانم که دارم چی می گم، دنده عقب برو تا من رد شوم.»
اینجور موقع ها همه بیماری های اجتماعی ام بیرون می زند. واقعا نمی دانم باید گذشت کنم یا حرف بزنم؟ یادم می آید که هیمن آدمها، آن روزهایی که شهوت جذب گردشگر، محله را اینطور نابود می کردند، سعی می کردم با اهل محل صحبت کنم تا جلوی این خطا را بگیرند، اما کسی حوصله نمی کرد. امروز هم من از معدود کسانی هستم که به قانونی که محصول کوتاهی جمعی ماست تمکین می کنم، آن وقت این آدم به راحتی توی صورت من نگاه می کند و می گوید دنده عقب برگرد تا من بتوانم خطاهایی که در صیانت نکردن از زندگی روزمره داشته ام را با زرنگ بازی دور بزنم.
پی نوشت: دیشب از آن شب هایی بود که نتوانستم گذشت کنم. زرنگ بازی این پیرمرد حسابی آتشم زده بود. ماشین را خاموش کردم و ساکت نشستم و تماشا کردم. حتی از ماشین پیاده شدم و رفتم دنبال خرید. از توی ماشین فرزندان جوان راننده #مسخره ام کردند. مطمئنم تا چند روز و چند ماه و چند سال خاطره این #طلبه_بی_شخصیت از ذهنشان نخواهد رفت و شاید اصلا دیدشان نسبت به طلبه ها #منفی شود!! اما واقعا دید مثبت این آدمها به چه درد می خورد؟ چطور می توانم به آنها توضیح دهم که من برای همین یک صحنه چقدر وقت و هزینه دادم و آنها با زرنگ بازی یک ثانیه ای، چطور همه این دردها را زنده کرده اند؟ً! چطور در چند ثانیه برای آنها تصویر #لج_بازی یک طلبه را توضیح دهم؟ میدانم که شدنی نیست. و می دانم که همیشه، #گذشت بهتر است، اما گاهی اوقات نمی توانم خودم را برای گذشت آماده کنم.
#انتخابات
#سرنوشت
#مسئولیت
#آینده
@teghtesadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پروفسور مسعود درخشان
استاد تمام اقتصاد و انقلابی
احتمالا به زودی #کرونا به یک موضوع و مساله برای #علوم_انسانی_و_اجتماعی بدل خواهد شد و دیگر نخواهیم گفت که این مساله یک موضوع #تخصصی برای دانش درجه دویی مثل #پزشکی است (پزشکی از این جهت درجه دواست، که در اصل مهارت #نسخه نویسی مبتنی بر #علوم_زیستی است)!
توضیح می دهم.
👇
1- سالهاست #آنتی_گلوبالیست ها، از این تصمیم در فضای #حاکمیت_جهانی خبر می دهند که #مدرنیته نمی تواند همه این جمعیت حمایت کند و باید به فکر #تعدیل_جمیت بود. آنها استناد به #رساله_جمیعت_مالتوس می کنند، که اولین رساله اقتصاد سیاسی مدرن است. تحلیل مالتوس موقتا با رشد #دانش_کشاورزی کنار گذاشته شد اما موضوع آن هیگاه منتفی نشد. انتی گلوبالیست ها معتقدند، #تمدن_بشری بر روی #کره_خاکی، اگر بخواهد آرمان #رفاه_بهشت_گونه و #آزادی_نزدیک_به_مطلق را حفظ کند، در نهایت با زنده ماندن کمتر از یک میلیارد نفر امکان ادامه حیات دارد و دیر یا زود باید این تصمیم را بگیرد و همانطور که مالتوس گفته است، چه بهتر که #گونه_های_ضعیف حذف شوند.
2- از فضای تخیلی ضدجهانی سازی ها که بگذریم،باز هم برای ما علوم انسانی و اجتماعی ها مهم است. کرونا دارای یک خاصیت ویژه است که ممکن است #نظم_اجتماعی را بالاجبار بهم بزند! کرونا ویروسی است دو قابلیت #جهش و #اپیدمی بالا! یعنی فرض کنید، #ایدز سرعت تغییرش کمی کمتری شود اما سرعت انتشارش چند صد برابر شود! لذا اگر هنوز برای ایدز به ایده ای درمانی دست پیدا نکردیم، کرونا نیز چنین است با این تفاوت که امکان تکثیر آن دیگر به یک موقعیت خاص #جنسی محدود نمی شود، بلکه در #تماس_های_عادی_و_عمومی انسانها نیز قابل تکثیر است و حتی اگر میزان کشتار آن پایین باشد، اما زندگی اجتماعی را حتما مختل خواهد کرد!
حال اگر به این زودی ها ایده جدی مبتنی بر علوم زیستی پیدا نشود، ممکن است مثل چین مدتی مردم را قرنطینه کنیم، اگر اگر باز هم جهش پیدا کرد و قبل از جهش بعدی هیچ ایده ای برای کنترل آن پیدا نشود، آنگاه ممکن است راه حل در علوم اجتماعی دنبال شود! شاید مجبور باشیم برای مدتی از این #شهر های #متمرکز و #مصرفی و متکی بر #تجارت_آزاد دل بکنیم و دوباره به فضاهای #کوچکتر، #خود_اتکاتر و از هم #منفصل تر بازگردانیم....
3- می دانم که حرفهایم کمی شبیه #فیلم_تخیلی است، اما به هر حال فراموش نکنید که رسانه و روش های کنترلی آن، آنقدر قوی هستند که ما را مثل #غورباقه آنقدر آرام به جوش بیاورند که تنها وقتی متوجه تغییرات جدید شویم که #پخته شده ایم
@teghtesadi
هدایت شده از اندیشه مقاومت
⭕️ سیستم انتخاباتی شوراهای شهر و مجلس در ایران غیردمکراتیک است
✍️ عبدالله شهبازی، مورخ و پژوهشگر تاریخ سیاسی معاصر
🔹نظام انتخاباتی ایران برای تعیین نمایندگان مجلس و شوراهای شهر کاریکاتوری است از نظام پارلمانی و شورایی در غرب جدید. کسانی که در زمان مشروطه این سیستم را تعبیه کردند بدون شناخت ساختارهای کهن ایرانی از «پارلمنت» غربی تقلیدی سطحی کردند.
🔹خانم آن لمبتون تحقیقی درباره ساختارهای سیاسی سنتی در ایران پس از اسلام، بویژه دو نهاد «رئیس» عصر سلجوقی و «کلانتر» عصر صفوی، منتشر کرده است. این مقاله، و تحقیقات مشابه، نشان میدهد که ایرانیان در گذشته دارای ساختارهای سیاسی کارآمدی بودند منتخب واحدهای اجتماعی کوچک که امور این واحدها را اداره میکردند. بزرگان صنوف و محلات در شهرها نماینده مردم خود در مقابل حکومت و بالعکس نماینده حکومت در نزد مردم خود بشمار میرفتند.
🔹در غرب، از آنجا که پارلمان ادامه ساختارهای سیاسی سنتی است، نظام انتخاباتی نزدیکتر است به مفهومی که از «وکیل» در اسلام میشناسیم. به این معنا که «وکیل» برگزیده حوزههای انتخاباتی کوچک است؛ یعنی فردی است که در محلهای زندگی میکند، در نزد مردم آن محله شناخته شده است و با انتخابکنندگانش رابطه مستقیم دارد که او را میشناسند و سوابقش را میدانند و طبعاً منتخب باید در برابر انتخابکنندگان مسئول و پاسخگو باشد.
🔹پدیدهای بنام «نماینده لندن» یا «نماینده نیویورک» وجود ندارد. در لندن با نمایندگان ۳۳ «بارو» (محله دارای حوزه انتخابیه مستقل) سروکار داریم و کلانشهر نیویورک به ۵ «بارو» (محله بزرگ) تقسیم میشود که مشتمل بر ۵۱ حوزه انتخابیه (محله کوچک) است. بعکس، در ایران با پدیدهای بنام «نماینده تهران» یا «نماینده شیراز» مواجهیم
🔹کلانشهرهای نوظهور و فاقد ساختار هم در اروپای سده نوزدهم میلادی، که ناگهان با «انفجار جمعیتی» مواجه شد، و هم در جوامع امروزی در «جهان پیرامونی» که با پدیده فوق دست به گریبانند، به سادگی میتوانند به کانون آشوبهای مهیب شهری تبدیل شوند.
🔹برگزاری انتخابات در مقیاس کلانشهرهای بیریخت، یعنی فاقد ساختار جاافتاده مبتنی بر محله، مانند چکش زدن بر بمبی بزرگ و مخرب است زیرا در هر زمان میتواند به شورشهای شهری عظیم بینجامد.
🔹انتخابات در مقیاس محلهای این «تهدید امنیتی» را به شدت کاهش میدهد.
🔹مفاهیمی چون مشارکت و نظارت و پاسخگویی و غیره در سطوح خُرد و کوچک اجتماعی معنی واقعی میدهد. در فضای کلان، دمکراسی با پوپولیسم آمیخته میشود و نماینده مجلس یا شورای شهر ظاهراً در مقابل انبوه میلیونی انتخابکنندگانش مسئول است در حالی که امکان واقعی برای پیوند و ارتباط مستقیم میان او و انتخابکنندگان وجود ندارد./ کانال عبدالله شهبازی
@andisheh_moghavemat