فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از خبرهای فوری /مهم🔖
📸 مقابله با فحشا و برهنگی در انتظار مصوبۀ مجلس
🔹کارشناسان معتقدند بازدارندهنبودن جرایم هنجارشکنی، افراد ضددین و طرفدار برهنگی را جسورتر کرده است.
🔹حالا بعد از مدتها لایحه مقابله با برهنگی پس از اجماع دولت و قوه قضاییه قرار است هفته آینده در صحن مجلس بررسی شود.
🔹اگرچه نکات قابل اصلاحی در لایحه وجود دارد، اما تصویب کلیات آن به زعم کارشناسان میتواند بهانهها برای مقابله با برهنگی و فحشا را پایان دهد.
تصویر بالا جرایمی است که در لایحۀ حجاب آمده.
خبـــرهای فـــوࢪی مهم⇩⇩
☑️ @Akhbar_Fori
❌❌ لطفاً به نفع جبهه دشمن عمل نکنید!
🔻مدتی است که در فضای مجازی کلیپ هایی منتشر میشود که حاوی تصاویرِ مورد توهین قرار گرفتن آمرین به معروف و ناهیان از منکر است.
🔻پخش این کلیپ ها موجب ترسیدن مردم از امر به معروف و نهی از منکر میشود، درحالی که با حفظ شرایط، احتمال رخ دادن چنین اتفاقات ناگواری بسیار کم است.
👌 هرروز تعداد زیادی امر به معروف و نهی از منکر صورت میگیرد بدون هیچ خطری،
👈 پس انتشار این کلیپ ها و ترساندن مردم، فقط به نفع جبهه دشمن بوده و باعث خالی شدن صحنه نبرد توسط مؤمنین و در نهایت شکست جبهه حق میشود.
⚠️ اکنون فضای مجازی درواقع یک فضای حقیقی است و باید در انتشار مطالب دقت کرد تا دچار حق الناس نشویم...
۱۵۶
⚠️هشدار ⚠️هشدار ⚠️هشدار
🟧 انتشار صحنههای تشنج آفرین !
برخی دوستان از سر دلسوزی تصاویر بی حجاب ها و صحنه های برخورد با آنها را منتشر می کنند که کار صحیحی نیست.
باید توجه کرد ضرر این تصاویر بیشتر از منفعت آن است چون:
۱ - بزرگنمایی : هنجار شکنان و بیحجابها در اقلیت هستند و ان شاءالله با توجهات حضرت زهرا(س) از این فتنه عبور خواهیم کرد.
۲ - سیاهنمایی : بنا به فرموده ی رهبری ما باید امید را افزایش دهیم و این تصاویر برخی از مردم را ناامید می کند.
۳ - مقابله دشمن : رهبر معظم انقلاب فرمودند که دشمنان با برنامه ریزی این فتنه را پدید آوردند .
پس ما هم باید با برنامه ریزی و حساب شده با فتنه برخورد کنیم.
۴ - حضور درمیدان : حضور قشر مذهبی با چادر و حجاب اسلامی و به صورت گسترده در محل های عمومی در به انزوا کشاندن فتنه گران بسیار موثر است.
۵ - روشنگری : توجیه افراد خانواده و خویشان توسط مومنین بسیار موثر است.
۶ - نفوذیها : نفودیهای همسو با دشمن الان فقط با چهره مذهبینما و سوپر غیرتی در حال تخریب مسئولین و تشنج آفرینی هستند ، کلید واژه هایی مثل "صورتی" و "دلواپسان" و هدف قراردادن کلیت واژه "مسئولین" ، نشانه بارز نفوذیهاست.
۷ - بحراننمایی : موضوع حجاب و عفاف اکیدا بحران ملی نیست ، همه سیاهنماییها و بزرگنماییها، در جهت جوسازی و القای بحران ملی در این خصوص است که بعضی از مذهبیهای فاقد بصیرت ، بطور ناخواسته در این دام گرفتار شده اند.
🟧 مبنای آیتم های بالا رهنمودهای مقام معظم رهبری باید باشد ونه سلیقههای هیجانی و متفرق !
🟢 روشنگری محور اصلی جهاد مقدس تبیین است.
سلام صبح همگی بخیر لطفا لطفا این صوت را با دقت گوش کنید
✨﷽✨
سلام علیکم
🏴رفتن به روضه یڪ عبادت مهم است.
✍آیت الله مجتهدی تهرانی (ره):
حبیب ابن مظاهـر را در خـواب دیدند؛
به او گفتند:
با این مقامی کہ داری چه آرزویی داری؟
حبیب گفت:
آرزو دارم زنـده شوم؛
و بہ مجالسی کہ ذکـر مصیبت حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) را میکنند؛
بروم بنشینم و در مصیبت اهل بیت گریه کنم.
من در زمان بچگی این را از منبریهای قدیمی شنیدم؛
خود گریه کردن یک چیزی است.
« مَنْ اَبْڪـٰی وَجَبَتْ لَـہُ الْجَنَّة»
کسی که گریه کند یا بگریاند مثل منبریها کہ روضه میخوانند و مـردم را میگریاند
یا تباکی کند؛
یعنی گریه ات نمیآید دستت را جلوی چشمت بگذار به این عمل تباکی میگویند؛
«بهشت بر او واجب میشود»
اینقدر گریه بر امام حسین (علیهالسلام) ثـواب دارد؛
آیت الله خوانساری (رحمت الله علیہ)با آن همه علمی کہ دارد؛
باز هم ترس خدا را دارد؛
میگوید من دست خالی هستم؛
و فقط بہ یک عملم خیلی امید دارم؛
و آن این است کہ هـر جا که روضه بود میرفتم و مینشستم؛
و بر مصیبت امـام حسـین (علیهالسلام) گریہ می کردم.
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
بسم رب الشهداء والصدیقین
سلام علیکم
♦️نهم مرداد ۱۲۸۸ یکی از عجیب ترین حوادث تاریخ ایران بوقوع پیوست.
♻️ پس با هم این حادثه تکان دهنده رو مرور میکنیم؛
تا آگاه شویم؛
و نه عبرت آیندگان،
‼️روایتی غریب و سوزناک از وقایع بعد از شهادت شیخ فضل الله نوری (۹ مرداد ۱۲۸۸)، کیفیت غسل و کفن و دفن ...😭😥‼️
🔸️در اثر تلاطم و طوفان یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد؛
و نعش به زمین افتاد.
🔹️جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه مقابل در حیاط روی یک نیمکت گذاشتند؛
جمعیت کثیری ریخت توی حیاط،
محشری برپا شد؛
مثل مور وملخ از سر وکول هم بالا می رفتند؛
همه می خواستند خود را به جنازه برسانند؛ دور نعش را گرفتند؛
و آنقدر با قنداق تفنگ و لگد به نعش زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهانش روی گونه ها و محاسنش سرازیر شد .
هر که هر چه در دست داشت میزد؛
آنهایی هم که دستشون به نعش نمیرسید؛
تف می انداختند.
🔶️به همه مقدسات قسم که در این ساعت گودال قتلگاه را به چشم خودم دیدم ؛
یک مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین مرد تنومند و چهارشانه بود؛
وارد حیاط نظمیه شد؛
غریبه بود؛
جلو آمد؛
بالای جنازه ایستاد؛
جلوی همه دکمه های شلوارش را باز کرد؛
و روبروی اینهمه چشم شُر شُر به سر و صورت آقا .....😭😡😭
▪️تحویل جنازه
عده ای از صاحب نفوذها یپرم ارمنی را از عواقب سوزاندن نعش شیخ و تحویل ندادن می ترسانند .
یپرم راضی میشود و می گوید :
بسیار خوب ...
به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند.
سه نفر از بستگان شیخ شهید و سه نفر از نوکر هایش توی آن تاریکی توپخانه در گوشهای با یک تابوت منتظر تحویل جنازه بودند.
آقا لخت و عور آن گوشه همینطور افتاده بود؛
😭لا اله الا الله😭
جنازه را در تابوت گذاشتیم؛
و با دو مجاهد ما را راهی کردند.
▪️جنازه را وارد حیاط خلوت خانه شیخ کردند.
شیخ ابراهیم نوری از شاگردان شیخ جنازه را غسل داد.
بعد کفن کردیم و بردیم در اطاق پنج دری میان دو حیاط کوچک پنهان کردیم.
سر مجاهد ها را گرم کردیم.
بعد تابوت را با سنگ و کلوخ و پوشال و پوشاک پر و سنگین کردیم.
یک لحاف هم تا کرده روی آن کشیدیم؛
تابوت قلابی را با آن دو نگهبان سر قبر آقا فرستادیم.
متولی قبرستان که در جریان بود مثلاً نعش را دفن کرد؛
و آن دو نگهبان با تابوت به نظمیه برگشتند.
صبح اوستا اکبر معمار آمد و درهای اطاق پنج دری را تیغه کردیم ؛
و رویش را گچکاری کردیم.
♦️دو ماه بعد از شهادت شیخ در اتاق پنج دری را شکافتیم ؛
جنازه در آن هوای گرم همانطور تر و تازه مانده بود.
جنازه را از آنجا برداشتیم؛
و به اتاقی دیگر آن سوی حیاط منتقل کردیم؛ و دوباره تیغه کردیم.
🏴 کم کم مردم فهمیدند که نعش شیخ نوری در خانه است؛
می آمدند پشتدیوار فاتحه می خواندند؛
و می رفتند.
از گوشه و کنار پیغام میدادند امامزاده درست کردید؟!
۱۸ ماه از شهادت شیخ گذشته بود.
بازاری ها بخیال میافتند دیوار را بشکافند و جنازه را برداشته دورشهر بیفتند و وااسلاما و واحسینا راه بیندازند.
پیراهن عثمان برای مقصد خودشان.🦞
🕌حاج میرزا عبدالله سبوحی واعظ میگوید:
یک روز زمستانی خانم شیخ مرا خواست. دیدم زار زار گریه میکند؛
گفت دیشب مرحوم آقا رو خواب دیدم؛
که خیلی خوش و خندان بود؛
ولی من گریه میکردم؛
آقا به من گفت گریه نکن؛
همان بلاهایی را که سر سیدالشهدا آوردند؛ سر من هم آوردند.
اینها می خواهند نعش مرا در بیاورند؛
زود آن را به قم بفرست.
همان شب تیغه را شکافتیم؛
و نعش را در آوردیم.
با اینکه دو تابستان از آن گذشته بود؛
و جایش هم نمناک بود؛
اما جسد پس از ۱۸ ماه همانطور تر و تازه مانده بود؛
فقط کفن کمی زرد شده بود؛
به دستور خانم دوباره کفن کردیم؛
و نمدپیچ نمودیم؛
به مسجد یونس خان بردیم؛
وصبح به اسم یک طلبه که مرده آنرا با درشکه به امامزاده عبدالله بردیم؛
و صبح جنازه را با دلیجان به طرف حضرت معصومه (سلام الله علیها)حرکت دادیم.
شیخ شهید در زمان حیات خود درصحن مطهر برای خودش مقبرهای تهیه کرده بود؛
و به سیدموسی متولی آن گفته بود این زمین نکره یک روز معرفه خواهد شد.
نزدیک قم کاغذ به متولی نوشتیم که زنی از خاندان شیخ فوت کرده،
می خواهیم در مقبره شیخ دفنش کنیم؛
و به هادی پسر شیخ سپردیم؛
درهنگام دفن جلو نیاید؛
تا فکر کنند واقعا میت زن است؛
و قضیه لو نرود.
شب جنازه در مقبره ماند؛
صبح خیلی سریع قبری به حد نصاب شرعی کندیم؛
و با مهر تربتی که خانم داده بود جنازه را درون قبر گذاشتیم؛
نعش پس از ۱۸ ماه کمترین بوی عفونتی نداشت.
🤲❤🤲و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.🤲❤🤲
این آیه ای است که روی قبر شهید حاج شیخ فضل الله نوری نوشته شده است .
📗کتاب سرّ دار به قلم تندرکیا نوه شیخ شهید& نشر صبح ۱۳۸۹/ چاپ سوم - ص ۵۲ -