یکی از اخلاقای سمی من اینه که ۲۰ سالمه ولی زندگیمو با ادمای بالای ۴۰سال که موفقن مقایسه میکنم و فکر میکنم ازشون عقبم
-
صدایِ ضبط شدمو که میشنوم دلم میخواد از تموم کسایی که باهاشون حرف زدم عذرخواهی کنم
-
یه مریضی هم هست که دوس داری همه چیزو تنهایی حل کنی ولی زورت نمیرسه و توی تنهایی خودت تنهاتر میشی
-
لطفا با من رک باش، حتی اگه فکر میکنی به احساساتم آسیب میزنه.
من ترجیح میدم با واقعیت تلخ روبرو بشم تا اینکه تو یه توهم شیرین غرق بشم!
-
ناراحتی من مثل خونریزی داخلی میمونه، کسی متوجهش نمیشه و فقط خودم میدونم چقدر درد داره و چطور دارم نابود میشم
-
بهنظرم از دست دادن غمگینتر از نرسیدنه، من ترجیح میدم به چیزی که دوس دارم نرسم تا اینکه اونو داشته باشم و یهو از دستش بدم
-