eitaa logo
سلـوان .
407 دنبال‌کننده
286 عکس
478 ویدیو
1 فایل
خوش‌اومدی به بهشت کوچك من 💙 . مایل‌‌به‌خوردن‌یه‌لیوان‌چای‌هل‌دار ☕️ ؟! • کپی‌ نـکـن جـان‌دل 🐢 . تبادل . @Hobe118 . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_d388hn2&btn=سلوان
مشاهده در ایتا
دانلود
•هر وقت خواستی جا بزنی به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت، به آخیش گفتن بعد رسیدنت، به برآوردن شدن آرزوهات، به حس رضایت درونت، به خنده ی از ته دلت، به اشک شوق مامانت، به لبخندِ مغرورانه بابات فکر کن و فقط ادامه‌بده:)
میلیاردها سلول تو بدنت مثل ساعت بی‌وقفه و با هدف دارن کار میکنن ؛ به احترامشون با هدف زندگی کن🧃.
. امشب میخوام بہ مناسـبت تولد شهید حججی ، کتابی رو معرفی کنم کہ اگر نخونید واقعا واقعاا کلاه سرتون رفتہ ! باید بهتون بگم کہ سہ نفر از دوستان بنده زندگیشون کلا تغییر کرده :)💗 .
سلـوان .
. امشب میخوام بہ مناسـبت تولد شهید حججی ، کتابی رو معرفی کنم کہ اگر نخونید واقعا واقعاا کلاه سرتون
برگشتم به حاج سعید گفتم : آخه من چطور این بدن ارباً اربا رو شناسایی کنم ؟ . خیلی بهم ریختم . رفتم سمت آن داعشی ، یک متر رفت عقب‌ و اسلحه‌اش را کشید طرفم . سرش داد زدم : شما مگه مسلمون نیستید ؟ . به کاور اشاره کردم که مگر او مسلمان نبود ؟ پس سرش کو ؟ چرا این بلا را سرش آوردید ؟ حاج سعید تند تند حرف‌هایم را ترجمه می‌کرد . آن داعشی خودش را تبرئه کرد که این کار ما نبوده و باید از کسانی که او را برده‌اند القائم بپرسید . فهمیدم که میخواهد خودش را از این مخمصه نجات دهد . دوباره فریاد زدم که کجای اسلام می‌گوید اسیرتان را این‌طور شکنجه کنید ؟ . نماینده داعش گفت : تقصیر خودش بوده ! پرسیدم : به چه جرمی ؟ بریده بریده جواب می‌داد و حاج سعید ترجمه می‌کرد : از بس حرصمون رو درآورد ، نه اطلاعاتی به ما داد ، نه اظهار پشیمونی کرد ، نه التماس کرد ! تقصیر خودش بود :) زندگینامه شهید محسن حججی . بہ‌قلم¦محمدعلی‌جعفری 📻
سلـوان .
اگر نیاز بہ یك تحول درونی دارید ؛ بخونید ✨ .
دقیقا یک‌سال و نیم ِ از روزی که کتابتون رو از رفیقم گرفتم میگذره . اون روز از بین چندتا کتاب شانسی سربلند و انتخاب کردم و نمیدونستم قرار ِ کلی تغییر کنم ؛ لحظه به لحظه تک تک سطرهای کتاب رو می‌خوندم غبطه می‌خوردم به مرام و معرفتتون ، گریه‌هام به خاطر خودم بود که چقدر روح خودم رو در این جسم ِ فانی حبس کرد در حالی که می‌تونستم مثل شما پرواز کنم . به حالتان غبطه می‌خورم که یه انسان چقدر می‌تواند محبت و عشق خداوند را در پوست و استخوانش آمیخته کند که حتی پس از شهادت اینگونه باعث ِ هدایت مردم شود . آقا محسن ؛ برادرم از تو ممنونم که مرا با خودت آشنا کردی تا در روزهایی که از این دنیای پر از گناه و روسیاهی خسته می‌شوم به عکس‌های تو پناه بیاورم . امان از نگاه ِ آخرت . غرور و شجاعت ِ نگاهت دلم را می‌لرزاند ؛ آنقدر در روضه‌های حسیـن(ع) بر سینه زدی و سوختی که جسمت مانند علی ِ اکبر ارباً اربا شد ؛ به راستی که تو مانند اربابت شهید شدی ؛ ای برادرم خواسته‌ای از تو ندارم جز شفاعت که نوری باشد در روز قیامت بر این دل ِ پر گناهم :) - تولدت‌مبار‌ک‌آقا‌محسن✨ - الف . ق ✍🏿
نگاهی هست که اقرار نکند مشتاق دیدن این شکوه عالم هستی است؟ جاذبه این خاک و خانه کسی را مجذوب می کند «عارفاً به حقّ» تو را بخواهد و بشناسد. یا انیس النفوس. . نبوده بسته در خانه ات به روی کسی مخواه تا که جدا باشم از شما نفسی💗 .
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از قشنگ‌ترین قسمـت های حرم ، کتابخونهٔ حرم ِ . بوی کتاب های نو شاید حتی از بوی خاک بارون خورده هم خوشبو تر باشه:) وقتی از بین قفسه ها قدم میزنم و به عنوان‌های کتاب ها نگاه میکنم ، قند توی دلم آب می‌شه. .🌝 - بیستم ِ تیر ِ ۱۴۰۳ -
بی تو پریشانم 🌊 .
سلـوان .
بی تو پریشانم 🌊 .
کتاب را بست و منتظر ماند ، گفتم : - خب ، نظرتون چیه ؟! سرش را پایین انداخت تا سرخی صورتش را مخفی کند . حس کردم می‌خواهد از جواب دادن طفره برود . - شما می‌توانید شبیه این آدم بشید ؟! یقه پیراهنش را که از زیر پلیور سرمه‌ای رنگش بیرون زده بود ، مرتب کرد . با سرفه گلویش را صاف کرد . سرش را که بالا آورد نگاهم را از اون دزدیدم : - شبیه شهید همت شدن خیلی سخته . . زندگی‌نامه‌شهید‌مصطفی‌پورهنگ✨ بہ‌قلمِ‌¦ زینب‌پاشاپور 📻