eitaa logo
سلوك .
117 دنبال‌کننده
418 عکس
92 ویدیو
1 فایل
«یا رفیق من لا رفیق له» به نام خدای قمربنی هاشم:) عکاسی بهانه‌ست،شات به شات دنبال تو میگردم . سلوك؟ جایی برای آرامش من و تو . من؟یاس،ادیتور،بسیجی، و گاهی عکاس . سبزیم و سبز پسند(از نوع سبزِ پاسداری) محتوا؟ بسته به احوال . کپی؟ نه سید، فقط فور .
مشاهده در ایتا
دانلود
چند دقیقهـ تا پیوستن ایشون به جمع شهدایی مون..
بهشون پیام دادم تشریف بیارن🕊
خودشه.. همون تصویری که ناغافل دلمو برد همون چشمایی که جذبم کرد سمت خودش خنده ملیحی که فقط به خودش میاد! آره خودشه ریحانه ساداته
سلام سلام من?حلما ام همون حلما ی بله اگر می‌خواین داستان اینو بدونید که من اینجا چیکار میکنم بیاین تا بهتون بگم.
دیروز که سال تحویل بود رفتم بهشت زهرا بعد رفتم سر مزار ریحانه سادات زیارتش کنم. دیدم چند نفر پایین مزارش نشستن. گفتم حتما فامیل های ریحانه ان یکی از اون خانما مادربزرگ پدری ریحانه سادات جان بود. باهم دیگه حرف زدیم و درمورد شهادت ریحانه گفتن ، گفتن که تو راه عفاف و حجاب و جهاد شهید شد می‌گفتن معلومه کسی که صبح ش رو با سلام دادن به امام زمان شروع می‌کنه معلومه شهید میشه. گفتن ریحانه خیلی به خدا نزدیک شد که شهید شد. بعد من نتونسته بودم کتاب ریحانه سادات رو تهیه کنم مادربزرگ عزیز ریحانه هم بهم کتاب ریحانه سادات رو دادن هم دفترچه ی ریحانه و فاطمه سادات رو. با خالشون هم حرف زدم و گفتم که ما برای ریحانه سادات هم توی بله هم توی ایتا کانال داریم. مادربزرگ ریحانه جان گفتن که من رو توی کانال عضو کنین شمارشون هم به من دادن. بعد مادربزرگ ریحانه جان بله نداشتن ایتا داشتن. من مادربزرگ ریحانه جان رو توی کانال ایتا عضو میکنم ولی چون من اینجا تو بله فعالیت دارم از یاس جون می‌خوام من رو یه ادمین بکنه تو ایتا که بتونم برای مادربزرگ ریحانه جان یه ذره فعالیت کنم🌿🌿
ریحانه خانوم با معجزه ی خودشون یه نگاهی به ما کردن و ما رو با مادربزرگشون آشنا کردن تا با حضورشون کانالمون قشنگ تر شه
مادربزرگ شهیده ریحانه سادات ساداتی به کانال پیوستن🥲✅
به مناسبت حضور مادربزرگ شهیده ریحانه سادات ساداتی منم میخوام داستان آشناییم با ریحانه سادات و خونواده عزیزشونو بگم... چندروزی از شهادت این خونواده گذشته بود و هنوز جنگ تموم نشده بود ، دیدم تو فضای مجازی لینک کانال ریحانه ساداتو میزارن و پایینش مینویسن《شهادتت مبارک》 منم خب شناختی نداشتم و پیامارو رد میکردم ولی فکرم درگیر بود ؛ تا اینکه جنگ تموم شد و ذهن من همچنان درگیر؛ بعد از محرم یسرا یه آزمون حفظ قرآن داشت که خیلی براش مهم بود ، با اینکه آماده بود ولی استرس زیادی داشت شب قبل روزی که یسرا آزمون داشت منتظر شدم خانواده بخوابن، ساعت تقریبا ۱ شب بلند شدم،وضو گرفتمو ایستادم به نماز شب ، بعداز نماز سجده رفتمو از خدا کمک خواستم بعدش گوشیمو روشن کردم و عکس ریحانه سادات و فاطمه ساداتو آوردمو یکم باهاشون صحبت کردم ، و بعداز اون رفتم سجده و به ریحانه سادات و فاطمه سادات گفتم از الان میخوام شما دو خواهرو به عنوان رفیق شهیدم انتخاب کنم(قبل از اون رفیق شهید نداشتم) سر از سجده برداشتم ، احساس سبکی میکردم ، گفتم ریحانه ،فاطمه ازتون به عنوان یه رفیق یه خواهش دارم میدونم زود خودمونی شدم ولی اخلاقم اینطوریه دیگه ، سریع خودمونی میشم ازتون میخوام به یسرا کمک کنید که آزمونشو پاس کنه ، قبول بشه منم سعی میکنم بتونم راهتونو ادامه بدم و کاری نکنم که شما دو خواهر بهشتی ازمن ناراحت بشید این قولو دادم و خوابیدم صبح با یسرا تماس گرفتم و گفت داره میاد پیشم بعدازظهرش یسرا اومد خونمون و با خوشحالی گفت مبینا آزمونمو قبول شدم اونم با نمره ۹۹ از ۱۰۰ منم تو دلم گفتم: ریحانه ،فاطمه ممنونم
سلوك .
ادامه: این قصه رو برای یسرا تعریف کردمو از اون روز یسرا با ریحانه و فاطمه رفیق شد. لینک کانال خود ریحانه ساداتو ازم خواست ،همچنین دوستان شهیده یه کانالی دارن به نام خواهران بهشتی لینک اونم ازم گرفت و داخلش عضو شد و ازونجا به بعد زندگیمون با ریحانه و فاطمه گره خورد. بعداز اون یه بار باهم رفتیم سرمزار ریحانه سادات و ازون به بعد به نیت ادامه دادن راه این دوخواهر این کانالو زدیم و شروع به فعالیت کردیم الانم که مادربزرگ این دو خواهر بهشتی به جمعمون اضافه شدن و این باعث افتخار من و یسرا خانومه طولانی شد،اگه تا اینجا خوندین شادی روح تمام شهدا مخصوصا این خانواده بهشتی صلواتی عنایت کنید _این عکسا مربوط به تشرف به مزار ریحانه سادات و فاطمه ساداته _مبینا
ریحانه سادات خیلی امام زمانی بود و یه مهدیار واقعی بود‌‌‌...🥲