به مناسبت حضور مادربزرگ شهیده ریحانه سادات ساداتی منم میخوام داستان آشناییم با ریحانه سادات و خونواده عزیزشونو بگم...
چندروزی از شهادت این خونواده گذشته بود و هنوز جنگ تموم نشده بود ، دیدم تو فضای مجازی لینک کانال ریحانه ساداتو میزارن و پایینش مینویسن《شهادتت مبارک》 منم خب شناختی نداشتم و پیامارو رد میکردم ولی فکرم درگیر بود ؛ تا اینکه جنگ تموم شد و ذهن من همچنان درگیر؛
بعد از محرم یسرا یه آزمون حفظ قرآن داشت که خیلی براش مهم بود ، با اینکه آماده بود ولی استرس زیادی داشت
شب قبل روزی که یسرا آزمون داشت منتظر شدم خانواده بخوابن، ساعت تقریبا ۱ شب بلند شدم،وضو گرفتمو ایستادم به نماز شب ، بعداز نماز سجده رفتمو از خدا کمک خواستم بعدش گوشیمو روشن کردم و عکس ریحانه سادات و فاطمه ساداتو آوردمو یکم باهاشون صحبت کردم ، و بعداز اون رفتم سجده و به ریحانه سادات و فاطمه سادات گفتم از الان میخوام شما دو خواهرو به عنوان رفیق شهیدم انتخاب کنم(قبل از اون رفیق شهید نداشتم)
سر از سجده برداشتم ، احساس سبکی میکردم ، گفتم ریحانه ،فاطمه ازتون به عنوان یه رفیق یه خواهش دارم میدونم زود خودمونی شدم ولی اخلاقم اینطوریه دیگه ، سریع خودمونی میشم
ازتون میخوام به یسرا کمک کنید که آزمونشو پاس کنه ، قبول بشه منم سعی میکنم بتونم راهتونو ادامه بدم و کاری نکنم که شما دو خواهر بهشتی ازمن ناراحت بشید
این قولو دادم و خوابیدم
صبح با یسرا تماس گرفتم و گفت داره میاد پیشم
بعدازظهرش یسرا اومد خونمون و با خوشحالی گفت مبینا آزمونمو قبول شدم اونم با نمره ۹۹ از ۱۰۰
منم تو دلم گفتم: ریحانه ،فاطمه ممنونم
سلوك .
ادامه:
این قصه رو برای یسرا تعریف کردمو از اون روز یسرا با ریحانه و فاطمه رفیق شد.
لینک کانال خود ریحانه ساداتو ازم خواست ،همچنین دوستان شهیده یه کانالی دارن به نام خواهران بهشتی لینک اونم ازم گرفت و داخلش عضو شد و ازونجا به بعد زندگیمون با ریحانه و فاطمه گره خورد.
بعداز اون یه بار باهم رفتیم سرمزار ریحانه سادات و ازون به بعد به نیت ادامه دادن راه این دوخواهر این کانالو زدیم و شروع به فعالیت کردیم
الانم که مادربزرگ این دو خواهر بهشتی به جمعمون اضافه شدن و این باعث افتخار من و یسرا خانومه
طولانی شد،اگه تا اینجا خوندین شادی روح تمام شهدا مخصوصا این خانواده بهشتی صلواتی عنایت کنید
_این عکسا مربوط به تشرف به مزار ریحانه سادات و فاطمه ساداته
_مبینا
ریحانه سادات جانم؛
امروز برای فرج کسی دعا کردم
که تو یار واقعی اش بودی
کسی که روز و شب دغدغه ات بود
کسی که اونقدر برات مهم بود که اگر اشتباهی از کسی میدیدی میگفتی:
امام زمان داره نگات میکنه..
و امروز چیزی که مدام تو ذهنم بود
دعا برای فرج مولا م بود
تو که تو آسمون ها پرواز میکنی..
از همون بالا
دعام رو آمین بگو❤️🩹
آقا سِد مجید رفته تو کار جوشن کبیر
صهیونیست غیر گرامی..!
اطلاع داشته باش که تو این دعا¹⁰⁰⁰تا از اسما الهی نام برده شده
خلاصه حالا حالا ها باهات کار داریم:)