بغلم کن،
محکم و طولانی؛
طوری کِه استخوانهایم
ریشه بِزنند
در تن تو...
#من_او_را_دوست_داشتم
#ای_یادِ_دوردست
میگفت که ‹من اقیانوسی بودم عمیق و پر از زیبایی اما تو از کوسه ها میترسیدی›
ولی نمیدونست که ترس من بیشتر از خود اقیانوسِ...
سودا🇮🇷.
شبی آرام و بدون تنش برای خودم آرزومندم¹⁷⁰
شبی آرام و بدون تنش برای خودم آرزومندم¹⁷¹
شاید در زندگی بعدی قطرهای باران شوم که بر دستانت میغلتد، یا شاید نسیمی دلنشین که صورتت را نوازش میکند. شاید شدم آن گلی که لمسش میکنی و لبخند میزنی. شاید عطری که روی لباست میزنی یا رایحهی قهوهای که نوازش بر روحت مینشاند. ولی صادقانه بگویم، کاش در زندگی بعدی معشوقهات باشم که هرروز در آغوشت میبوسیاش.