سودا🇮🇷.
ـــــــ
از حسادت منقرض شد نسل آهو ها عزیز
حقِ دِق دارند دخترهای شهر از چشم تو
یه نقطه بعدِ از دست دادن هست که فقدانرو میپذیری و اون غمو به عمیقترین جای قلبت میسپری. اون آتیش زیر خاکستر تا ابد همونجاس و توی اون نقطه آدمیزاد قویترین ورژن خودشو میبینه.
زمان میگذره.
راهها از هم جدا میشن.
هرکسی میره دنبال سرنوشت خودش؛
تو برای خودت، اون هم برای خودش.
هر بار سعی میکنی بگذری و موو آن کنی،
با آدم جدید آشنا میشی،
اما آخرش وقتی برمیگردی خونه،
اشکت درمیاد و با خودت میگی:
خدایا چرا اون نه؟