بعضیا یجوری واسمون غریبه شدن
که ادم نمیتونه باور کنه
یه زمانی روزامون با همینا میگذشت:)
زندگی با خواهر و برادر کوچیکتر اینجوری که هم خوش میگذره، هم دوست داری از خونه بندازیشون بیرون.
–اگه میدونستی عاشقی کردن چهقدر کار سختیه، به کسی که عاشقته بیشترین احترام رو میذاشتی، حتی اگه دوسش نداشته باشی!
سودا🇮🇷.
2:09
نمیدونم باید به شایع گوش بدم و به خودم فکر کنم یا به مهیار گوش بدم و به تو فکر کنم.
گلهای نیست به تنهایی خود دل بستم
به غزل گریهی هر روز، به شب بیداری
روی دیوارِ دلم سایهای از قامتِ توست
مثـل تنـهاییِ مـن قـدِ بلنـدی داری...
میگن جایی هست بین گردن و کتف؛ همون استخوان ترقوه. یه گودی، که امتداد اون به سمت دست ها کشیده می شه. شبیه یه چشمه ی خشک، یک برکه ی بی آب که اسم علمیش " کلاویکل" هست.
و من چقد دلم میخواست یه ابر نرم بودم؛ یک استراتوس؛ تا توی دریاچه کلاویکل تو ببارم...
سودا🇮🇷.
شبی آرام و بدون تنش را برای خودم آرزومندم:)⁹⁰
شبی آرام و بدون تنش را برای خودم آرزومندم:)⁹¹