همیشه یه دلشوره خیلی عجیبی دارم,
انگار بهم گفتن خودتو برسون بیمارستان
انگار ابلاغیه دادگاه برام اومده
انگار برگه امتحان جلومه ولی همه چی یادم رفته
انگار رفیق صمیمیم میخاد مهاجرت کنه
نمیدونم این دلشوره از کی یقهام رو گرفت ولی فکر کنم دیگه ولم نکنه ...
منو ناراحت نکن چون یکی منو ناراحت کنه میام به تو میگم.
تو منو ناراحت کنی، من برم به کی بگم؟
منم گاهی مثل خارجیا با کفش میام تو خونه
البته بعدش مثل ایرانیا از مامانم چوب میخورم:/
دوستان همه ناشناسا رو نمیزارم اینجا، مهماشو میزارم، اگه پیشنهادی ، انتقادی، حرفی ، حدیثی، تعریفی، تمجیدی، سوال مهمی، بیت های شاعرانه زیبایی، دل نوشته ای چیزی داشتید میزارم.
بقیه رو تو همون ناشناس جواب میدم.
مگه اینکه تایم خاصی رو اختصاص بدم به ناشناس.