هدایت شده از - خادمِخاكـی ؛
• در جوار حرم امام رضا (ع)
به یاد همه ممبرای خادم خاکی و چنل های ِ :
سودا ، بسم رب العشق ، مهراک ، شب های تنهاییم ، نجلا ، سیوا ، پرایوت یه داغون محترم ، خود من ، لباس خاکی ، حنین ، مارا مدافعان حرم نامیدند ، فاطیماه ،اردوگاه شهید مسعودیان ، فاروق ، ضحی ، یاس او ، ماه بانو ، حنان ، هیئت آل الله ، عقیق سرخ ، ام البنین ، محب علی اکبر ، دوآم ، هجران ، فوتی های اعظم ، مرصاد ، حالم ، سینگلای اعظم ، چادر استایلا و ...
و به یاد گپ های ِ :
عکاسان ادیتوران خادم ، دخترون انقلابی ، ور و شر و ...
هرکسی که از قلم افتاد پوزش ؛
برسونید به دستشون✨
همهچی رو فراموش کردم عزیزم. دیگه چیز خاصی از تو یادم نمیاد. اگه ازم بپرسن نظرت دربارهی فلانی چیه؟ فقط لبخند میزنم و میگم فلانی؟ آدم خوبیه. دیگه حتی خاطرههامونم برام عزیز نیستن. البته چیز زیادی ازت یادم نمیاد فقط یادمه یه زمانی خیلی دوستت داشتم. احساس میکنم عاقلتر شدم. شایدم فراموشکارتر، نمیدونم. فقط میدونم از این به بعد حقمه خوشحال باشم. حقمه کنار کسی باشم که منو واقعاً دوست داشته باشه. الانم میخوام بهت بگم امیدوارم دیگه نبینمت نه توی دنیای واقعی نه توی خواب.
جوانان ِبنیهاشم بیایید، علی را بر در ِخیمه رسانید
خدا داند که من طاقت ندارم، علی را بر در ِخیمه رسانم..