+به کارما اعتقاد داری؟
-نه
+چرا؟
-چون من به اندازهی اتفاقهای بدِ زندگیم آدمِ بدی نبودم .
یه پسره و یه دختره باهم دوست بودن
بعد یه مدت عاشق هم میشن🖤
دختره به پسره میگم عشقم🖤
پسره میگه جانم نفسم🖤
دختره میگه چقدر دوسم داری!؟
پسره میگه خیلی زیاد🖤
دختره بازم میگه عشقم!:)
پسره میگه جان دلم
دختره میگه اگه یه روز قلب نیاز داشته باشم چیکار میکنی!؟
پسره میگه خب این چه سوالیه معلومه قلب خودمو بهت میدم و....🖤
دقیقا چند ماه بعد دختره میره دکتر میبینه که بیماری قلبی داره و باید عمل شه🖤
دختره میگه نه من میخوام عشقم بیاد ببینمش بعد چند ساعت دختره با خودش میگه
اخه بی معرفت من که نمیزاشتم تو خودتو فدای من کنی ولی حداقل میومدی ببینمت🖤
یهو دختره از هوش رفت وقتی چشماشو باز کرد دید تو بخشه و خوب شده
یهو دید یه نامه و یه گل کنارشه
نامه از طرف پسره بود که نوشته بود:
سلام عشقم خوبی الان که داری این نامه رو میخونی من تو قلب تو زندم🖤
ببخشید که نیومدم ببینمت🖤
میدونستم اگه بیام نمیزاری قلبمو بدم بهت خیلی دوست دارم مراقب خودت باش عشقم🖤
دختره تا نامه رو میخونه تو چشاش اشک جمع میشه🖤
میخاستم بگم یا عاشق نشین یا عاشق میشین باهم بمیرین عشقتون واقعی باشه🖤