eitaa logo
ثریای کویر ایران
108 دنبال‌کننده
551 عکس
111 ویدیو
8 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️ای امام زمان، مگر یه همچو نایبی به خواب ببینی! 🔻یک روز دیگر هم قرار بود ملاقات باشد. پیرمردی برای خودش معرکه گرفته بود؛ شعار می‌داد، شعر می‌خواند، دم می‌داد و بقیه سینه می‌زدند. رفتم بالای در و گفتم: «پدر جان ملاقات نیست.» بعد رو کرد به مردم و گفت: «مردم! همه با هم بگویید ما منتظر خمینی هستیم، هیچ جا نمی‌ریم همین‌جا هستیم.» مردم هم شروع به شعار دادن کردند. 🔻 خدمت آشیخ حسن آقا صانعی رفتم و گفتم جمعیت زیاد است و نمی‌روند. ایشان به عرض امام رساندند. امام فرمودند در را باز کنید مردم بیایند. مردم ریختند داخل حیاط. آن پیرمرد آمد و جلوی پنجره ایستاد، کاغذی درآورد و به زبان لری شروع به شعر خواندن کرد. من نزدیک امام ایستاده بودم. از شعرش چیزی متوجه نشدم، ولی جمله‌ای گفت که یادم نمی‌رود. گفت: «ای امام زمان، مگر یه همچو نایبی به خو [خواب] ببینی!» 📚 برای تاریخ می‌گویم (خاطرات محسن رفیق دوست)، نشر سوره مهر، جلد نخست. @Sorayya_ir
♦️گربه ای که میخواست تنها باشد... ‏این کاریکاتور نشریه انگلیسی در سال ۱۹۴۵ چاپ شده است. زیر کاریکاتور نوشته: "گربه‌ای که می‌خواست تنها باشد." در کاریکاتور شیر نماد انگلیس، عقاب نماد آمریکا و خرس نماد شوروی است. تعرض "قدرت‌های بزرگ" به ایران چیز جدیدی نیست.... @Sorayya_ir
♦️«انسان آگاه و حق شناس، پیامبر را از طریق معجزه ها نمی شناسد، بلکه او را از پیامش می شناسد...». 🔻«...معجزه آنچنان که موسی و یا عیسی و پیغمبر اسلام و یا همه ی انبیاء داشته اند برای ایجاد ایمان و یقین و اعتراف به غیبی بودن منشاء قدرت و دانش پیغمبر است، و این یک فرد عامی است که از پیغمبر معجزه می خواهد، عامی است که می گوید: اگر این سنگ ریزه را در دستت تبدیل به طلا کنی می فهمم تو پیامبری، ولی انسان آگاه و حق شناس، پیامبر را با این قبیل معجزه ها نمی شناسد و بلکه او را از پیامش می شناسد، قرآن را از معنایش می شناسد و آهنگ و لحن و طرز سخن گفتن را می شناسد که عادی نیست، بشری نیست ولو آن پیش بینی ها را هم نکند و از آینده یا از پشت کوه که مردم اطلاع ندارند خبر ندهد. این است که قرآن «بزرگترین معجزه ی پیامبر و برای آینده است، زیرا که بعد از نبوت پیامبر اسلام، انسان بیشتر آگاهی و رشد عقلی و منطقی خواهد داشت و او است که قرآن را از طرز سخن گفتنش تشخیص می دهد که سخن، خدایی است و پیام محمد (ص) را بزرگترین نشان نبوت او می شناسد». 🔻این است که مسلمان هایی چون علی، ابوذر، عمار، سلمان و... از پیغمبر معجزه نخواستند; تا لب به سخن گشود دریافتند که این «او»ست. ابوذر تا از صحرا آمد و چشمش به پیغمبر افتاد نبوت و رسالت و پیام حضرتش را پرسید و با پاسخ ساده ای که شنید، یقین کرد که موعود جان های زنده، هم اوست، و با تمامی ایمان، عمر و وجود و هستیش را نثار پیام پیامبر کرد. . . 📚 برگرفته از کتاب ، بخش (تفسیر سوره ی روم)، ص ۲۳ - ۲۴ @Sorayya_ir
♦️حکومت اسلامی!؟ 🔻خود [سید جلال‌الدین آشتیانی] حکایت می‌کرد: «روزی به وساطت فداییان اسلام [نزد آیت‌الله بروجردی] برآمدم و شفاعت آنان را کردم. مرحوم بروجردی گفت: آن‌ها چه می‌خواهند و چه می‌گویند؟ گفتم: طالب حکومت اسلامی هستند. گفت: که چه شود؟ که بیایند و مثلاً به جای اقبال صدر اعظم شوند؟ آن‌گاه اشاره کرد به پیرمردی که در کناری نشسته بود و گفت: آسید جلال اگر این پیرمرد به جای اقبال نشیند صدها بار از او بدتر می‌کند، حالا که می‌بینی این‌گونه آرام نشسته است فرصت ندارد.» 📚 غلام‌رضا امامی، نشریه بخارا @Sorayya_ir
♦️مگر من گفتم؟! 🔻"روزی به منزل آیت‌الله شریعتمداری رفتم و به آقای فیض مشکینی - پیشکار ایشان - گفتم: با حضرت آقا عرض خصوصی دارم. ایشان من را به داخل راهنمایی کرد. خدمت ایشان رفتم و عرض کردم: با شما عرضی بسیار خصوصی دارم و نمی‌خواهم هیچ کسی باشد. با اشاره ایشان، آقای فیض از اتاق خارج شدند. عرض کردم: آقا! من یک عرضی دارم. گاهی می‌شود که انسان از مصالح خودش به خاطر مصالح مسلمین می‌گذرد. بعد داستان نماز تراویح مردم کوفه و درخواست امام جماعت از امام علی (ع) برای اقامه نماز تروایج و مخالفت نکردن امیرالؤمنین (ع) با مردم را مثال زدم. به ایشان گفتم: فرض می‌کنیم حق با شما باشد. درست است که ایشان در بدو ورود به ایران، قول تشکیل مجلس مؤسسان را دادند ولی بنا به ملاحظاتی و مسائلی ‌می‌خواهند مجلس خبرگان ایجاد کنند. شما به خاطر مصلحت امّت از حقتان صرف‌نظر کنید. ایشان فرمودند: خیلی خوب، گذشتم. 🔻بعد گفتم: آقا! یک عرض دیگر هم دارم و آن این‌که در انتخابات مجلس خبرگان هم شرکت کنید. ایشان گفتند: خیلی خوب، حالا به موقعش. سپس گفتم: عرض سوّمی هم دارم. فرمود: آن دیگر چیست؟ گفتم: اگر اجازه دهید به صورت مصاحبه یا ابتدا به ساکن، خودتان کتباً شرکت در انتخابات خبرگان را اعلام کنید. ایشان با این حرف من برافروخته شدند و فرمودند: این را دیگرنه! من دیدم اگر اصرار بورزم، ممکن است دو نتیجه قبلی را هم از دست بدهم، لذا دیگر اصرار نکردم. 🔻هنگامی که نزد امام خمینی رسیدم، داستان ملاقات خودم با آیت‌الله شریعتمداری و گفتگو با ایشان را گزارش کردم. بعد گفتم: آقا! یک عرض خصوصی هم خدمت شما دارم و آن این‌که بالاخره بشر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. من شنیده‌ام وقتی ایشان برای اقامه جماعت به مسجد طباطبایی می‌رفتند، کسی از طرفداران شما مشتش را داخل اتومبیل ایشان کرده، به طرف ایشان گرفته و گفته است: بگو درود بر خمینی، بگو درود بر خمینی! امام فرمودند: مگر من گفتم چنین کاری بکند؟ عرض کردم: شما نفرمودید، با این حال شما بفرمایید کسی این کارها را نکند. دیگر این که وقتی شما در فیضیه جلوس دارید، مردم بعد از ملاقات با شما به طرف منزل آیت‌الله شریعتمداری می‌روند و شعار می‌دهند حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله. بهتر است این‌ها به طرف دیگری بروند. رفتن آن‌ها به منزل ایشان مفهوم خوبی ندارد. ایشان فرمودند: مگر من گفتم بروند؟ تقریباً دیدم قانع شدند.. " 📚 سرگذشت و خاطرات آل طه (خاطرات حجت‌الاسلام سید محمد آل طه)، نشر عروج، صفحه 131. @Sorayya_ir
♦️وقتی چپی ها کتاب های اسلامی می خریدند! 🔻ادبیات و مطالب امام خمینی نگاه ها را به ملاک های اسلامی جلب و آن را روشن کرد . ملاک هایی که ابعاد بنیادین دارند و با انسان و جامعه و سیاست و خصوصا سیاست بین الملل مرتبط اند.در نتیجه یک بیداری اسلامی به وجود آمد.من خودم وقتی می دیدم برخی از برادران و برخی از چپی ها می روند کتاب فروشی و سی عنوان کتاب اسلامی را یک جا می خرند خنده ام می گرفت.چون شور و حرارت آشنایی با این تفکر همه ی وجودشان را فرا گرفته بود آن هم چه فراگرفتنی! 🔻با امام خمینی در قم و در بیمارستان موقعی که دچار اولین مشکل جسمی شده بود دیدار داشتم.شخصیت نادری بود.یک فرد عادی نبود.با آن آرامش و وقار .با وجود اضطراب مردم دور اندیشی و ثبات قدم داشت.انقلاب اسلامی ایران حضور سیاسی را به اسلام بازگرداند.این تاثیر فقط محدود به کارزار فلسطین یا فقط منحصر به لبنان هم نبود.در تمام جهان همین اثر را داشت.انقلاب اسلامی ثابت کرد اسلام می تواند مترقی باشد.می تواند یک دولت مدرن برپا نماید.در ایران دولتی به اسم جمهوری اسلامی بنا کردند که مبتنی بر انتخابات آزاد است و سیستم و قوانین مدرن دارد. 📚رازهای جعبه سیاه. خاطرات انیس نقاش در مصاحبه با غسان شربیل . ترجمه وحید خصاب ص145 🔻 انیس نقاش، عامل سوقصد ناکام به بختیار، و استاد مغنیه، دیروز بر اثر بیماری کرونا در بیمارستانی در دمشق درگذشت. @Sorayya_ir
♦️یارب روا مدار گدا معتبر شود گر معتبر شود..... @Sorayya_ir
♦️آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب به روایت آیت‌الله سید موسی شبیری زنجانی 🔻حاج آقا رحیم ارباب عالم درجه اول، فیلسوف و جامع معقول و منقول بود. مرحوم آقای طباطبایی درباره كمالات اخلاقی وی می‌گفت: می‌ارزد انسان فقط برای دیدن وی از قم به اصفهان برود! من ایشان را دیده بودم. بسیار مؤدب و متّقی بود و قیافه‌ای بسیار نورانی داشت و كلاهی پوستی بر سر می‌گذاشت. هیكل و قیافه‌اش به‌گونه‌ای بود كه جلب احترام می‌کرد. 🔻حاج آقا رحیم در اصفهان خیلی منتقد داشت و همین حاج میرزا علی آقا شیرازی او را حفظ كرده بود. چون در نماز حاج آقا رحیم شركت می‌کرد. علّت اینکه وی منتقد داشت، این بود: سیّدی كه ادعای اجتهاد داشت و رساله‌ هم نوشته بود و مطالبی واهی و نادرست می‌گفت و از نظر ولایی هم منحرف بود، با حاج آقا رحیم مرتبط بود و در مسجدش منبر می‌رفت. خیلی‌ها به حاج آقا رحیم مراجعه می‌کردند كه آن آقا را از خود طرد كند، ولی حاج آقا رحیم ترتیب اثر نمی‌‌داد. به ویژه چون سید بود، حاج آقا رحیم به لحاظ سیادتش به او احترام می‌گذاشت. از این جهت حاج آقا رحیم خیلی لطمه خورد. كسی می‌گفت: اگر حاج آقا رحیم نبود، آن سید را می‌کشتند. من گفتم: پس اینکه حاج آقا رحیم او را طرد نمی‌‌کرد، وجهش روشن شد. حاج آقا رحیم از باب وظیفه شرعی برای اینکه او را نكشند، طردش نمی‌‌کرد. 📚 جرعه‌ای از دریا، نشر کتابشناسی شیعه، جلد سوم. @Sorayya_ir
♦️با این عمامه کوچک و ریش کوتاه، چگونه می‌توانم مجتهد باشم؟! 🔻 [آیت‌الله محمدجواد مغنیه:] روزی یک ایرانی با عمامه و ریشی بلند از من پرسید آیا تو مجتهد و مرجع منطقه خود یعنی جبل عامل هستی؟ به شوخی جواب دادم: چگونه مجتهد باشم در حالی که عمامه‌ام کوچک است و ریشم کوتاه؟ چگونه مرجعیت به سراغ من بیاید در حالی که من اموالی را قبول نکرده‌ام تا آن را توزیع کنم؟ آیا نمی‌بینی که من بدون همراه و مرید حرکت می‌کنم؟ خوشمزه‌تر آن‌که بدون طمطراق راه می‌روم، و در گوشه راه - اگر خسته شوم - می‌نشینم، در کنار بقال و میوه فروش می‌ایستم، آن‌چه بخواهم را خرید کرده، قوت خانواده‌ام را با دستان خودم به خانه می‌برم! 📚 کتاب «تجارب محمدجواد مغنیه» 📷 تصویر: آیت‌الله محمدجواد مغنیه در کنار شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر @Sorayya_ir
♦️به آقای مطهری بگویید این قدر کانون مهندسان نرود 🔻 یک روز، مرحوم علامه طباطبایی یک شوخی خیلی ظریفی هم داشتند، ما سه تا این‌جا نشستیم؛ مثلاً علامه آن‌جا نشسته، مرحوم آقای مطهری این‌جا نشسته، بنده نشستم؛ چند سال قبلش علامه یکی از کتاب‌های خیلی مهم فلسفی‌شان را نوشته بودند: اصول فلسفه رئالیسم و قرار بود که مرحوم آقای مطهری، آقا مرتضی به قول خودمان، برای این پاورقی و شرح بنویسند. قسمت اولش را نوشته بودند، قسمت آخرش همین‌جور مانده بود. حالا آقای مطهری هم پهلوی من این‌جا نشسته‌اند به جای این‌که به ایشان رو کنند به من می‌گویند آقای دکتر نصر لطفاً به این آقای مطهری بگویید این‌قدر کانون مهندسان نرود و شرح اصول فلسفه رئالیسم را تمام کند. 🔻ایشان اصلاً موافق نبود با فعالیت‌های سیاسی که مرحوم مطهری می‌کرد چون می‌گفت تلف وقت است برای شما. کسی که این قدر استعداد فکری دارد که هی برود سخنرانی کند برای دویست نفر بعد برود جای دیگر سخنرانی کند برای دویست نفر دیگر. ولی مطهری هم دوست داشت هم این را یک رسالتی برای خودش می‌دانست. 📚کتاب حکمت و سیاست؛ خاطرات سید حسین نصر، نشر سازمان اسناد کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، صفحات 210 و 211 @Sorayya_ir
♦️ واکنش شاعرانه افشین علا به دیدار پاپ و آیت الله سیستانی جناب پاپ چه خوب است گر سری بزنید به آن گذر که افتاده دست قاسم نیز @Sorayya_ir
5.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Youth Reaction, a program for the youth to ask all their pressing and controversial questions. Join us at the Holy Shrine of Lady Masumah, as we capture the reactions of some youth on answers they receive regarding their concerns on social, religious, spiritual, political, and many other topics; an opportunity for them to be presented with satisfying answers, and a safe place to explore the dynamics of what it takes to achieve a positive reaction from the youth. @Sorayya_ir