داشتندبهسویجهنـممیبردنش!
قطعامیدکردهبود..
ناگهانبهدلشافتادکهاویکباربرایحسین!
گریهکردهبود
ناخوداگاهبهزباناورد"یااباعبدالله"
دستهایشرارها کردند ماتماندوگفت!
-کسیجوابمراندادچرارفتید ؟!
+گفتندبخشیده شدی
اگربخشیدهنشدهبودی
نمیتوانستیبگویی،اباعبدالله💔!
#آقای_من
میگفت:اقاجان
قربوناوندستهاینداشتتبرم
منحاجتموازهمون دستهامیخوام
گـریہکردنماتواینفاصلهها
مرحمنمیشه
مشکلمافقطباحرم توحلمیشه
#قمربنیهاشم
- 𝗝𝗢𝗶𝗡
ای کسی که سر عمویت را بر روی نیزه ها دیدی
آتش بلا شعله ور شد
آن هنگام که سر و نیزه و تشت طلا همه در یک جا بودند
باقر العلوم جانم به قربانت که باقرعلم جهان را تو مقلب باشی