eitaa logo
سایـہ قـمـر¹³³ ‌‌‌‌🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
72 فایل
✨️ ﷽✨️ سلام حق بـہ جاט عاشقے کـہ همـہ בارو نـבارش شـב ابالـ؋ـضل درخدمتم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_90hgkmp&btn=سایه.قمر.¹³³ . شروع فعالیت:۱۴۰۴/۲/۸ کپی ؟ حلالت فقط ¹⁴ صلوات برای تعجیل در فرج بفرست . پایان! ان شاءالله شهادت✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
و باز شب جمعه دیگر ....)🥀
صبح جمعه منتظر تو هستیم )❤️‍🩹
اما این انتظار های ما واقعا واقعیست؟ اگر واقعی بود باید حرکت می کردیم نه اینکه ایستاده باشیم و بگوییم که در انتظار ظهور هستیم:)
یا ابا صالح المهدی الهم عجل لولیک الفرج
امیدواریم [منتظریم]فراق تو به سرانجام برسد..:) (عج)
قلبي و روحی و دمی یا عباس(ع):)🫀
شب شما حال و هوایش بین الحرمینی باشد🌙☁️
"بسم الله الرحمن الرحیم " "السلام علیک یا حجة الله فی ارضه" "الهم عجل لولیک الفرج " ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن
گفتم :زندگی برایم سخت می گذرد گفت: چگونه دوام می آوری؟ گفتم: خودم را در بین الحرمین می بینم..؛)
حکایت: «درس سکوت» روزی ملانصرالدین وارد مسجد شد تا نماز جماعت بخونه. دید یه عده جمع شدن و دعوا بالا گرفته! یکی می‌گفت: «من از همه باسوادترم، باید من امام جماعت باشم!» اون یکی می‌گفت: «من پیرترم، سابقه‌ام بیشتره!» سومی فریاد می‌زد: «من صدای قشنگ‌تری دارم، پس حق منه!» هر کسی برای خودش دلیلی داشت، اما هیچ‌کس به نماز نمی‌رسید! ملا، بی‌هیچ کلامی، رفت جلو، اذان گفت، قامت بست... و شروع کرد به نماز. کم‌کم همه ساکت شدن و با تعجب نگاهش کردن. هیچ بحثی، هیچ انتخاباتی، هیچ ادعایی نبود... اما همه پشت سرش ایستادن. وقتی نماز تموم شد، یکی جلو اومد و گفت: «ملا! تو که هیچ‌چیزی نگفتی، چطور شد همه پشت سرت نماز خوندن؟» ملا لبخندی زد و گفت: «گاهی آدم با حرف زیاد، خودش رو کوچیک می‌کنه... اما با سکوت و عمل، بزرگ می‌شه! من فقط کار درست رو کردم... انتخاب با مردم بود.»
در قلبم کسی نمی تواند جای تو را بگیرد هاشم
من آمده ام که بروم ، فراموش میشوم هرچقدر که بزرگتر شوم از یادها کمرنگ تر میشوم ، دیگر کمتر کسی پیدا می‌شود که مرا بشناسد چرا که تنهایی آغوش خود را برایم باز می کند همه به فکر خودشان هستند مگر کسی که واقعا مرا بشناسد چراکه گذر زمان همه چیز را تغییر می‌دهد :)