به خنده گفت که حافظ غلامِ طبعِ توام
ببین که تا به چه حَدَّم همیکُنَد تَحمیق
#لسان_الغیب
ببینید کدوم یکی از شاعران نسل حافظ یا بعد از حافظ همچین مضمونی رو آورده توی شعرش...
میگه:معشوق با خنده «های شیطانی» به من گفته غلام طبع تو ام... غلام طبع تو ام یعنی به عجب شعری و چقدر قشنگ شعر میگی و منو دیوونه کردی با این شعر گفتنت...
بعد حافظ خودش میگه ببین که تا به چه حدم همی کند تحمیق!!!
تحمیق، اصطلاح امروزیش همون خر کردن خودمونه😅
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش
#لسان_الغیب
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی...
وگرنه هرکه تو بینی ستمگری داند
#لسان_الغیب
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم
#لسان_الغیب
گر در سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
#لسان_الغیب
ها دایی😎👌
/ کوچه بن بست.../
یهویی بیخبر از دستم افتاد سرم بر شانه ات...استغفرالله #شبگرد
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر
که دعایی ز سر صدق جز آنجا نکنی
#لسان_الغیب
دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من؟
هاتف غیب ندا داد که آری بکند....
#لسان_الغیب
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
#لسان_الغیب
بخت حافظ...
تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود
#لسان_الغیب
هدایت شده از / کوچه بن بست.../
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر
که دعایی ز سر صدق جز آنجا نکنی
#لسان_الغیب