با کاهش بودجه سازمانهای مذهبی که مبلغان مذهبی رو اعزام میکردن، فرزندانشون یا نسل دوم مهاجران، از قدرت خودشون برای حمایت از خصوصیسازی زمین و تلاش برای اشغال هاوایی استفاده کردن. اونا بیش از حد به کشت محصولات شکر و آناناس پرداختن که منابع آب رو تخلیه کرد و چشمانداز رو تغییر داد. تا اواخر قرن نوزدهم، نوادگان این مبلغان که حالا تاجران و زمیندارای ثروتمندی بودن، با خشونت پادشاه هاوایی رو مجبور به امضای قانونی کردن که عملاً اونا رو حاکم جزایر میکرد.
بعد جانشین پادشاه هاوایی، ملکه لیلیاکالانی(Lili'uokalani)، قانون اساسی رو پیشنهاد کرد که قدرت سیاسی بومیان هاوایی رو برگردونه و اقتدار سلطنت رو احیا کنه.
در پاسخ بهش، گروهی از رهبران تجاری و سیاستمداران با حمایت جان ال استیونز، وزیر ایالات متحده در هاوایی و گروهی از تفنگدارای دریایی ایالات متحده، در سال ۱۸۹۳ کودتایی رو برای سرنگونی سلطنت بومیهای هاوایی ترتیب دادن.
ملکه دستگیر شد و با اکراه تسلیم شد تا از خونریزی جلوگیری کنه، با این امید که دولت ایالات متحده در نهایت عدالت رو برقرار خواهد کرد اما این امید هیچوقت محقق نشد.
با وجود مقاومت بومیهای هاوایی، از جمله طوماری که شامل صدها و هزاران امضا و اعتراض بود، سرانجام هاوایی با تبدیل شدن به پنجاهمین ایالت در سال ۱۹۵۹، به طور کامل تحت کنترل ایالات متحده دراومد.
اشغال هاوایی، در نهایت تسلط ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایالات متحده رو توی اقیانوس آرام تثبیت کرد، در حالی که جمعیت بومی هاوایی رو که حقوق فرهنگی، سیاسی و ارضیشون به طور سیستماتیک از بین رفته بود، به حاشیه روند و از اونا سلب مالکیت کرد.