eitaa logo
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه
3.9هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
319 ویدیو
48 فایل
سایت مرکز: https://www.pasokh.org سامانه پاسخ: https://www.spasokh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
عنوان: امّی بودن پیامبر اکرم(ص) 📝شبهه شماره 97 به گفتۀ قرآن، محمّد فردی عادی، بی سواد و از قبیلۀ بت‌پرست قریش است كه نه تولدش، نه زندگیش و نه مرگش هیچ اعجازی ندارد اما با توجه به داستان نحوۀ به وجود آمدنِ عیسی، زندگی وی و شهادتش كه قرآن نقل می‌كند مشخص است كه عیسی دارای منزلت بیشتری نزد خداوند بوده و هزار بار به او نزدیكتر است تا جایی که خداوند او را روح الله نامیده است. پس با این حساب چرا از عیسی پیروی نكنیم؟ محمد که حتی قادر نیست پیام الله را بنویسد چگونه می‌تواند از سوی خدا به عنوان خاتم الانبیا و نجات دهندۀ بشر معرفی شده باشد؟! پاسخ 1⃣ اولا قرآن، پیامبر اسلام (ص) را فردی اُمّی معرّفی می‌کند و اُمّی به معنای درس‌نخوانده است نه بی‌سواد. ثانیا ننوشتن پیامبر اسلام دلیل بر عدم توانایی آن حضرت در نوشتن نیست. ثالثا، اصولا خود خواندن و نوشتن حاکی از نقص صاحب آن است چرا که راه علم حصولی خطاپذیر است و اگر کسی از طریق دیگر مثل علم لدنی و الهی، از حقایق آگاه شود دیگر خطا ندارد ضمن اینکه نیازی به سواد هم ندارد؛ اما رمز تاکید قرآن بر اینکه کتاب از سوی فردی آمده که قبلاً سابقۀ تعلّم و یادگیری در هیچ مدرسه‌ای را نداشته، برای این است که احتمال هرگونه تردید از سوی مشرکان برای دعوت و صدق گفتار او را منتفی می‌کند. 2⃣ طبق شواهد تاریخی، سرتاسر زندگی پیامبر از تولّد تا رحلت مملوّ از معجزات فراوان است. از شکستن طاق کسری در هنگام تولّد آن حضرت گرفته تا قرآن کریم که بعد از گذشت سالیان متمادی همچنان مبارزه طلبی می‌کند و کسی قادر به تحریف آن نبوده است. 3⃣ وجود فضیلت‌های بالاتر مانند برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی و مبارزه طلبی آن، خاتمیت و بشارت انبیای پیشین و نیز آیات و روایات متعدد است که برتری پیامبر اسلام را بر سایر پیامبران اثبات می‌کند و حتی اگر بپذیریم که پیامبر فاقد برخی ویژگی‌های دیگر پیامبران بوده، نداشتن فضیلت پایین‌تر به خودی خود نقصی برای دارندۀ فضیلت بالاتر به شمار نمی‌آید. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951748/ 🆔@spasokh
عنوان: ولی فقیه، عامل پویایی و پیشرفت کشور 📝شبهه شماره 98 ولی فقیه با تأکید بر حفظ شرایط انقلابی که مانع از حاکم شدن آرامش در جامعه است، سد راه پیشرفت کشور شده است. پاسخ 1⃣ پیشرفت های چشمگیر کشور ما در سال های اخیر در حوزه های پزشکی، نانو، الکترونیک، هوا - فضا، هسته‌ای، صنایع دفاعی و نظامی و... به اندازه ای بوده که به اذعان مراکز آمار جهانی رشد سرعت علمی کشور چندین برابر رشد جهانی آن شده است که مقام معظم رهبری از چند طریق در این پیشرفت ها نقش آفرین می باشد از جمله: به دلیل مطالبات موکد از مسئولان کشور و مراکز علمی حوزوی و دانشگاهی برای لزوم توجه به علم و دانش، تولید علم، نهضت نرم افزاری، حاکمیت گفتمان علم و پیشرفت علمی کشور و حرکت جهادی در این خصوص و نیز اولویت دادن به حوزه پژوهش و علم بر دیگر حوزه ها. 🔸ترسیم روند حرکت کشور برای دست یابی به پیشرفت های حقیقی و پیش فرض های آن همچون لزوم ابتکار عمل و استقلال در مسیر پیشرفت، خودباوری و اتکا به نگاه بومی در این مسیر و تلاش بی وقفه و جهادگونه و ... . 🔸 دمیدن روحیه خودباوری، پویایی و دغدغه‌ی پیشرفت کشور در میان نسل جوان. 2⃣ نگه داشتن کشور در شرایط انقلابی مربوط به شرایط آغازین شکل گیری انقلاب است که به دلیل شکل نگرفتن نهادها و ساختارهای نظام سیاسی کشور هنوز آرامش کامل حکمفرما نیست در حالی که روحیه انقلابی به معنای روحیه‌ی پایبندی به ارزش‌ها، اصول و آرمان‌های اسلامی و انقلابی و تلاش پیگیر و خستگی‌ناپذیر برای تحقق آن‌هاست که نه تنها منافاتی با فضای آرامش در کشور ندارد بلکه زمینه ساز دست یابی به اهداف وآرمان های نظام از جمله دست یابی به رشد و توسعه واقعی می باشد و این همان چیزی است که مورد تاکید رهبری است. توجه به تاکیدات و عملکرد رهبری حاکی از توجه ایشان به روحیه انقلابی و دغدغه های ایشان برای پیشرفت کشور است و نه نگه داشتن کشور در شرایط انقلابی که به چند نمونه اشاره می شود: 🔸 احترام به قانون 🔸 حفظ وحدت و آرامش جامعه و پرهیز از هر گونه اختلاف و تنش 🔸 ترسیم سیاست‌های کلی نظام 🔸تاکید بر تدوین سند علمی کشور 🔸 نامگذاری دهه چهارم انقلاب به دهه عدالت و پیشرفت 🔸 تنظیم سند چشم انداز بیست ساله کشور 🔸تاکید بر ترسیم الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت و ... . 👈پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951749/ 🆔@spasokh
عنوان: عدم تناسب جرم و مجازات سبّ نبی 📝شبهه شماره 99 در جرم سب النبی بر اساس اصل تناسب جرم و مجازات، تناسبی میان یک سخن با مجازات اعدام وجود ندارد و باید مجازات با عمل ارتکابی متناسب باشد، علاوه بر اینکه این مجازات بر خلاف سیره پیامبر و قرآن است، از این رو اینگونه اعدام ها در ایران، علاوه بر غیر شرعی بودن، وجهه اسلام و ایران را نیز خدشه دار می کند. پاسخ 1⃣ فقهای اماميه بر اين عقيده‌اند كه هر كسى توهین به رسول خدا را شنيد، توهین کننده را بايد بكُشد مادامى كه از ضرر بر نفس و يا عرض خود نترسد.(1) حکم ساب النبی در ادله اربعه و بین تمام مسلمانان قتل است. در قانون مجازات اسلامی نیز به تبعیت از شرع در ماده 262 و 263 جرم سب النبی پیش بینی شده است: «ماده262: هر کس پیامبر اعظم (ص) یا هر یک از انبیاء عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کند ساب النبی است و محکوم به اعدام می شود. تبصره: قذف هر یک از ائمه معصومین(ع) و حضرت فاطمه (س) یا دشنام به ایشان در حکم ساب النبی است.» 2⃣ به منظور پیشگیری عمومی نقض ارزش‌ها و هنجارهای بنیادین هر جامعه ای، برای نقض کنندگان آن در قانون، مجازات پیش بینی می‌شود که با توجه به رتبه بندی هنجارها و بالاتر بودن ارزشها، مجازات شدیدتری برای آن وضع می‌شود. 3⃣ فلسفه جرم انگاری و مجازات سب النبی در اسلام، جایگاه والای پیامبر اعظم است که به منظور حفظ جایگاه و شکسته نشدن این ارزش در جامعه دینی، برای توهین کنندگان آن شدیدترین مجازات در نظر گرفته شده است.(3) 4⃣ از این رو، در اسلام توصیه شده است که همواره تلاش در حفظ حرمت آنها داشته باشید و خود زمینه هتک کردن آنها را فراهم نکنید و به همین جهت اشاره شده که دیگران را تحریک نکنید تا نسبت به مقدسات شما بی¬حرمتی کنند. "و (شما مؤمنان) به آنچه مشرکان غیر از خدا می‌خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی ظلم و جهالت خدا را دشنام دهند..." 5⃣ وجه به این نکته ضروری است که خداوندی که این مجازات را قرار داده، برخوردار از عدالت است و به مصالح و مفاسد واقعی که سعادت اجتماعی و اخروی انسان ها در گرو آنهاست، آگاهی دارد که دیگران از آن بی‌خبرند. پی نوشت ها: 1. شیخ صدوق، الهدایه فی الاصول و الفروع، ج1، ص265 . شیخ طوسی، کتاب الخلاف، ج3، ص170 تا 173؛ شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج7، ص270؛ ابن زهره، غنیه النزوع، ص428؛ ابن ادریس، السرائر، ج3، ص532؛ محقق حلی، المختصر النافع، ص221؛ شهید ثانی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج9، ص194؛ النجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج41، ص432؛ الانصاری، صراط النجاة، ص203؛ و از معاصران، نیز حسین حلی در دلیل العروه الوثقی، ج1، ص473 و ... . 2. انعام/108. 👈پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951750/ 🆔@spasokh
عنوان: مطالبه فدک و خرسندی حضرت زهراء (س) 📝شبهه شماره 100 پس از مطالبه فدک از سوی حضرت زهرا (س) و روایت ابوبکر از پیامبر (ص) مبنی بر اینکه پیامبران ارث نمی گذارند و اموال پیامبر (س)، صدقه مسلمانان می باشد، آن بانو ضمن کنار گذاشتن غضب و پذیرش حکم پیامبر، خرسند شد و در نهایت نیز با رضایت کامل از شیخین از دنیا رفت. پاسخ 1⃣ اگر روایت ابوبکر درست بود باز هم متعلق به حضرت زهرا (س) بود چون فدک، ارث نبود بلکه هدیه پیامبر (ص) به دخترشان بود فلذا ملک شخصی حضرت زهرا (س) بود، اما وقتی غصب شد و مالکیت او را نپذیرفتند حضرت مجبور شد آن را به عنوان ارث مطالبه کند. 2⃣ روایت ابوبکر، خبر واحدی بود که تنها نقل کننده آن خودش بوده و به دلیل تعارض با آیات صریح قرآن در مورد ارث گذاری انبیا برای فرزندانشان (نمل/16 و مریم/5و6) قابل اعتماد نبود، چون طبق اهل سنت (1)، روایت های مخالف قرآن باید کنار گذاشته شوند. 3⃣ ارث بردن فرزندان از پدر، حکم عام اسلامی است که شامل فرزندان انبیاء هم می باشد و استثناء کردن فرزندان انبیاء از این حکم عام، نیازمند دلیل محکم می باشد که وجود ندارد. 4⃣ اگر روایت ابوبکر درست بود باید در مورد سایر ورثه پیامبر (ص) نیز اجرا می شد در حالی که به گواهی تاریخ، سایر زنان پیامبر از اموال او ارث برده و در خانه های خود ساکن شدند و حتی ابوبکر به دخترش وصیت کرد در خانه عایشه کنار پیامبر دفن شود(2) ، چرا که معتقد بود آنجا، ارث پیامبر برای عایشه است، ضمن اینکه قصد بعدی ابوبکر برای برگرداندن فدک که با ممانعت عمر مواجه شد (3) و نیز اقدام عمربن عبدالعزیز در برگردندان فدک به بنی هاشم(4)، شاهدی بر صدقه نبودن فدک برای مسلمانان می باشد. 5⃣ ادعای حکم صریح قرآن با روایت ابوبکر از پیامبر در حالی بود که خلفا با شعار «حسبنا کتاب الله» تا حدود صد سال کتابت و روایت حدیث را ممنوع کرده و بهایی به روایات نبوی نمی دادند. 6⃣ روایات فراوانی از شیعه و سنی دلالت صریح دارند بر اینکه حضرت فاطمه (س) در حالی که از ابوبکر بود از دنیا رفت و به همین دلیل و بدون اطلاع خلیفه، دفن شد. پی نوشت ها: 1. الصنعاني، المصنف، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، منشورات المجلس العلمي، ج6، ص112؛ جلال الدين السيوطي 911، الدر المنثور،ج 4، بیروت، دار المعرفة للطباعة والنشر، ج1، ص167. 2. ابن سعد، الطبقات الكبرى، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ دوم ، 1418، ج3، ص106-107. 3. حلبی، السيرة الحلبية، بیروت، دار المعرفة، 1400، ج3، ص488. 4.ياقوت الحموى، معجم البلدان، بيروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995،ج4، ص239 ؛ ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة، تحقيق: محمد أبو الفضل إبراهيم، دار إحياء الكتب العربية - عيسى البابي الحلبي وشركاه، 1378-1959 ، ج 16، ص216. 👈پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951751/ 🆔@spasokh
با سلام و تشکر از همراهی شما گرامیان، تا کنون تعداد 100 شبهه همراه با پاسخ اجمالی و لینک پاسخ تفصیلی در موضوعات متعدد در این کانال ارائه گردیده است که لیست آن در ذیل قابل مشاهده است؛ در صورت تمایل مطالب گذشته را از طریق هشتک های مرتبط مطالعه فرمایید: 🆔@spasokh
عنوان: قداست قرآن 📝شبهه شماره 101 قداست به معنای پاكيزگي است که به مرور بدست می‌آید؛ یا به تعبیری، امر ذاتي نيست بلكه «شدني» است؛ يعني چيزي در ذات خود مقدس نيست بلكه روندي از جنس «شدن» را مي‌گذراند تا امر قدسي به دست آيد. از این رو، قرآن هم ذاتاً مقدس نیست بلکه به مرور در درون پیامبر مراحلی را طی کرده تا مقدس «شده» است. پاسخ 1⃣ واژه قدس به معنای طهارت و تنزیه از نقایص است که لزوما به معنای شدن نیست بلکه گاهی به صورت صفت مشبهه است که معنای ثبوتی اسم فاعلی دارد همچون «قدّوس» و گاهی به صورت اسم مفعول است که معنای شدن دارد. از منظر قرآنی، فقط خداوند از قداست بالذات و مطلق برخوردار است ولی سایر امور به واسطه ارتباطی که با خداوند دارند، از قداست و طهارت نسبی و مشروط برخوردار می شوند. 2⃣ این مطلب که قرآن کلام خداوند است نه کلام پیامبر (ص) در آیات مختلفی گوشزد شده است که قرآن عینا همان کلام خدا است و پیامبر (ص) صرفاً نقش گیرنده و فرستنده دارد. برای مثال، در قرآن آمده است که «تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ؛ وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ؛ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ؛ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ» .(1) در این آیات، به این امر اشاره می‌کند که پیامبر (ص) هیچ قولی را به دروغ به ما نسبت نداده است بلکه قرآن قول الهی است. در آیات دیگر، حتی تصریح می شود که الفاظ عربی قرآن، نازل شده از سوی خداوند است.(2) پس، روشن می شود که آیات قرآنی عیناً از سوی خداوند است و پیامبر (ص) صرفا گیرنده و فرستنده است و فهم خود را در آن دخالت نداده است. 3⃣ قرآن به دلیل اینکه سخن آن قدوس و عالم مطلق است و اعجاز و عمق و عظمتی که دارد مقدس بوده و هست ولی انسان‌ها بتدریج به عظمتش پی می‌برند. مقدس بودن حضرت محمد (ص) نیز از این جهت است که دارای ارتباط معنوی متعالی با خداوند است و مورد عنایت خداوند قرار گرفته است. بنابراین، صحیح نیست که قداست قرآن را ناشی از فرآیند قدسی شدن پیامبر (ص) بدانیم. پی نوشت ها: 1. الحاقه: 43-46. 2. شوری:7. 👈پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951752/ 🆔@spasokh
عنوان: سازگاری دین با دموکراسی و حقوق بشر 📝شبهه شماره 102 در آیین اسلام، با ادای شهادتین هر مسلمانی باید فقط از خدا و رسول و آنچه بر او وحی شده اطاعت كند. هركسي بايد خودش به قرآن مراجعه كند و دينش را بشناسد. در قرآن تصریح نشده که مسلمانان بعد از پیامبر می‌بایست به فرد خاصی ایمان آورده و به تفسیری كه او از دین ارائه می‌دهد، رجوع كنند و یا دینشان را با آراء «مراجع تقلید» تطبیق بدهند. مراجعه به فقيه و هرکس دیگری، عبوديت ايشان است. دين از همه آن تفاسيری كه بعدها توسط مسلمانان ساخته شده، جدا می‌باشد، دین باید با «دموكراسی» و «حقوق بشر» سازگاری داشته باشد. پاسخ 1⃣ از آن‌جایی که خداوند مالک هستی و حق محض است، حقّ قانونگذاری تنها از آنِ خداوند است، و اگر چیزی را اعتبار و تأیید نمود، باید از آن اطاعت کرد. خداوند ولایت پیامبران و امامان(ع) و عالمان دین را اعتبار کرد که آنها كاری نمی‌كنند جز ابلاغ احكام الهی و دعوت مردم به سوی فرمانِ خدا؛ از این‌رو، باید از آن بزرگواران اطاعت کرد. بنابراین، چون چنین چیزی دستور خداوندی است، برخلاف قرآن و پیمان «» نیست. 2⃣ در خطا اصل دين ترديدى نيست؛ يعنى دين هم در مرحله پيش از ابلاغ و هم در مرحله ابلاغ از هرگونه خطا و اشتباهى مصون است. اگر در اين دو مرحله نقصان و خطايى در آن راه داشته باشد، با هدف تشريع دين كه هدايت بشر به راه حق و سعادت است، در تعارض آشكار خواهد بود. از این‌رو، تفسيرهايى كه توسط پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) از قرآن شده نيز مصون از هرگونه خطا بوده و جزئى از دين به‌شمار می‌روند. 3⃣ به‌طور مسلّم نمی‌توان همه معرفت‌هاى دينى عالمان دین را خطا و ناصواب دانست؛ زيرا اولاً بازگشت اين فرضيه به اين است كه اصولاً حقيقت دين قابل دريافت براى مسلمانان نباشد. ثانیاً پذيرش اين ادعا، مستلزم عدم حجيت قول و نظر هركس براى ديگران به‌طور مطلق است، كه پيامدش انكار و فاقد اعتبار دانستن اين اصل بديهى نزد همه عقلاى عالم یعنی «ضرورت رجوع جاهل به عالم» و «غير متخصص به متخصص»، در هر فنى است. 4⃣ ما در بحث ، درصدد دستيابى به حجّت شرعى هستيم و حجت شرعى، انحصاراً به آن نوع از معرفت دينى تعلّق می‌گيرد كه روشمند بوده و براساس مقدّمات علمى و ضوابط و قواعد فهم متون دينى، به‌دست آمده باشد، در اين صورت است كه می‌توان به شناخت خود از دين اعتماد كرد و براساس آن عمل نمود و پس از عمل، تكاليف دينى از انسان ساقط می‌شود و در نتيجه، موجب كمال روحى و معنوى و رستگارى و پاداش اخروى می‌شود. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951755/ 🆔@spasokh
عنوان: ارزش گذاری مقامات دینی 📝شبهه شماره 103 شیعیان و مسلمانان در ایران درباره دینی غلو و افراط زیادی کرده اند. در اين اسطوره سازي، حتي اسب امام حسين و شتر خواهرش زينب را ارزشمندتر از برجسته ترين شخصيتهاي تاريخ ايران يعني كساني امثال بابك و يعقوب و ستارخان و باقرخان و مصدق نموده اند؛ اگر از يك شيعه معمولی معتقد بپرسيد: آيا دكتر محمد مصدق در نزد خدا ارجمندتر است يا ذوالجناح اسب امام حسين؟ مطمئنا خواهد گفت نعل ذوالجناح به تمام تلاشهاي مصدق در ملي كردن صنعت نفت مي ارزد. پاسخ 1⃣ اختصاص به انسان های متدین ندارد، بلکه تمامی انسان ها ممکن است در دام عقاید افراطی گرفتار شوند؛ کما این که درباره امثال ابوعلی سینا هم زیاده گویی شده و داستان های اسطوره مانند درباره ایشان هم نقل شده است. 2⃣ اسطوره سازی و زیاده گویی درباره پیشوایان دینی و آنچه به آنان تعلق داشته و دارد، انحرافی است که همگان و مخصوصا انسان های آگاه باید برای رفع آن تلاش کنند. 3⃣ شکی نیست که برخي از انسان ها به علت دوست داشتن افراط گونه خودشان، به هر آنچه كه متعلق به آنهاست، علاقه شديدي دارند و آن را خوب مي دانند، هر چند خرافات و گمراهي باشد؛ اين علاقه، در واقع حب ذات است؛ همين امر سبب مي شود، چشم انسان، واقعيت ها را نبيند؛ در واقع به همين جهت است كه هر كس براي توجيه عقيده اي كه انتخاب كرده است، سعي دارد آن را از حد خود فراتر نشان دهد تا در ميان مردم به كج سليقگي و انتخاب سوء متهم نشود . 4⃣نخست باید در بحث کنیم و پس از آن در مقایسه مصداق ها سخن بگوییم. اساسا اگر مبنای ما در ارزش گذاری این باشد که یک فرد یا یک چیز چقدر برای جامعه خیر و منفعت حقیقی دارد، ممکن است نعل یک اسب از ده ها انسان ارزش بیشتری داشته باشد. نعل اسبی که برای دفاع از وطن به زمین می خورد از ده ها انسانی که نان یک کشور را می خورند ولی به وقت خطر، از خاک خویش دفاع نمی کنند ارزشمندتر است. آری در یک نگاه کلی باید هر کسی و هر چیزی را در جای خویش مورد توجه و ارزیابی قرار داد. اسب امام حسین (ع) باید در جایگاه خودش ارزش گذاری شود و بزرگان دینی و ملی هم باید در جای خودشان ارزش گذاری شوند. اما در مقام مقایسه باید ملاک مشخصی را در نظر گرفت. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951756/ 🆔@spasokh
عنوان: تشابه حقوق زن و مرد 📝شبهه شماره 104 امروزه بر خلاف ایران و فقه اسلامی که فقط حقوق مردان را در نظر گرفته، در همه کشورها و ادیان زن و مرد حقوق مشابه دارند. پاسخ 1⃣ مقارن با ظهور اسلام، زنان فاقد هر گونه و منزلتی بودند، اما با ظهور اسلام و تلاش های پیامبر (ص) و امامان (ع)، نگاه تحقیر آمیز به زنان به تدریج تغییر یافت. اسلام ضمن احترام به شخصیت زن و معرفی او به عنوان مظهر جمال الهی حقوق انسانی او را به رسمیت شناخت، چرا که از نظر اسلام، هیچ تفاوت ارزشی میان و مرد وجود ندارد و به همین دلیل در عرصه های مختلف برای زنان نیز همچون مردان حقوق مساوی در نظر گرفته است از جمله حق کسب کمالات الهی و انسانی، حق حضور در عرصه های سیاسی اجتماعی، حق علم آموزی، حقوق مالی و اقتصادی زنان و ... . 2⃣ تفاوت هایی که میان حقوق و تکالیف مردان و زنان وجود دارد به لحاظ تفاوت های غیر قابل انکاری است که در غرایز، تمایلات و استعدادهای آنها وجود دارد و اگر با وجود این تفاوت ها، تکالیف مشابهی برای آن دو در نظر گرفته می شد ظلم به زنان محسوب می شد. 3⃣ در جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر اینکه برخی اصول قانون اساسی همچون اصل 3 و 20، بسیاری از حقوق قانونی را به صورت یکسان برای مرد و زن در نظر گرفته است در پاره ای از اصول همچون 10 و 21 نیز به صورت ویژه به حقوق زنان پرداخته شده است، همچنین قانون از حقوق و مسئوليت هاي زنان در عرصه هاي داخلي و بين المللي، تمام حقوق مورد نیاز یک انسان در جامعه را برای زنان به رسمیت شناخته است از جمله حقوق فردي زنان، حقوق زنان پیرو مذاهب دیگر، حق دختران در داشتن والدین شایسته، حق مسکن، پوشاک، اشتغال، حقوق مربوط به ازدواج، هزینه‌های بارداری، حقوق مادی زنان در طلاق، مهریه و نفقه، حقوق اجتماعی زنان مانند حق مشاركت زنان در سياستگذاري، قانون‌گذاري، مديريت، اجرا و نظارت در امور فرهنگي به ويژه در خصوص مسائل زنان، همچنين حق تبادل اطلاعات و ارتباطات فرهنگي سازنده در ابعاد ملي و بين المللي، حق تحصیل و استفاده از امکانات آموزشی، حق کامل مالکیت، حق تعیین مهریه، حق شکایت در دادگاه و ... . پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951757/ 🆔@spasokh
عنوان: معنای مولی در حدیث غدیر 📝شبهه شماره 105 كلمه« مولي» در حديث غدير به معناي «دوست داشتن» است؛ زيرا عده اي از صحابه با امام علي (ع) كدورت داشتند؛ در نتيجه پيامبر مردم را جمع كرده و اعلام نموده «هر كس من دوست اويم، علي هم دوست اوست»؛ همچنين يكي از قرائني كه دلالت بر معناي «دوستي» مي‌كند، جمله‌اي است كه پيامبر در ادامه فرمودند كه «خداوندا دوستداران علي را دوست بدار»؛ بنابراين از حديث غدير نمي‌توان امامت امام علي را اثبات نمود. پاسخ 1⃣ معنايي كه از كلمه «مولي» بدون قرینه متبادر مي شود همان است خصوصاً زمانی که به افراد اضافه شود مانند مولای طفل؛ صحابه اي كه در غدير خم حضور داشته و سخنان پيامبر را شنيده‌اند، همگي از اين حديث معناي سرپرستي و اولي در تصرف و امامت را فهميده اند. پيامبر اسلام چندین هزار نفر را جمع كرده و در ابتدا از آنان اقرار به اولويت و سرپرستي خود نسبت به ديگران را گرفت و بلافاصله سرپرستي و اولويت داشتن حضرت علي را بيان نمود؛ این کار با اعلام دوستی نمی سازد. 2⃣برخي از علماي اهل سنت مانند: «سبط بن جوزي و گنجي شافعي» اذعان نموده اند كه «مولي» در حديث غدير به معناي «اولويت» و « سرپرستي» است؛ همچنین روايات ديگر درباره جريان غدير وجود دارد كه از آن، امامت و خلافت استفاده مي‌شود. 3⃣ در روايات ديگر الفاظي آورده شده است كه با امامت و مناسبت دارد؛ مثلاً در بعض روايات، پيامبر اسلام دعا فرموده‌اند: «هر كه علي را ياري كند خداوند او را ياري خواهد نمود و هر كه علي را خوار سازد، خداوند آن شخص را خوار مي سازد». 4⃣در برخي روايات كلمه بعدي آمده است. «من كنت مولاه فانّ عليا بعدي مولاه...» ؛ اگر پيامبر از كلمه مولي اراده محبت كرده بود، وجهي براي ذكر كلمه «بعدي» وجود نداشت؛ چنانكه پيامبر بارها به امام علي (ع) فرمودند« إِنَّ عَلِيًّا مِنِّي، وَأَنَا مِنْهُ، وَهُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي». پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951761/ 🆔@spasokh
عنوان: نوع نگرش به قانون اساسی 📝شبهه شماره 106 به دنبال انقلاب اسلامي و تصويب قانون اساسي با رويكرد اسلامي– شيعي در ايران ، شبهاتي نسبت به برخي از اصول آن، از جمله اصول دوازدهم تا چهارده، مطرح گرديده است. تا آنجا كه، برخي از منتقدين، قانون اساسي را مبتني بر نوعي «استبدادي و تبعيض ديني» دانسته و از حكومت ايران به حكومت «اليگارشي ديني- فرقه اي» تعبير نموده اند. همچنين، به بهانه دفاع از حقوق شهروندان غيرمسلمان، با توجه به مشروط بودن لزوم معاشرت حسنه به عدم توطئه و اقدام آنان بر ضد جمهوري اسلامي، اصل چهاردهم را مشتمل بر نوعي تحريف قلمداد نموده اند با اين استدلال كه در عمل ممكن است، برخي درخواستها، از جمله داشتن رسانه و چاپ كتاب از جانب اين افراد، حمل بر توطئه شود. پاسخ 1⃣ اعلام رسميت دين اسلام و مذهب تشيع در ايران، با توجه به تاريخچه طولاني و در اكثريت بودن پيروان آنها، امري طبيعي است، همچنان¬كه تدوين قانون اساسي آن بر اساس معيارهاي اسلامي، دور از انتظار نمي باشد. 2⃣در مورد اصل سيزدهم قانون اساسي، مشخص است كه انحصار اقليت هاي ديني به زرتشتيان، كليميان و مسيحيان بر اساس تعريفي است كه از «اهل ذمه» ارائه مي شود. اهل ذمه به كساني گفته مي شود كه در قلمرو اسلام مطابق قرار داد «ذمه» از حكومت اسلامي تبعيت مي كنند و داراي كتاب آسماني هستند. اين فرَق، اگر به پيمان خود با دولت اسلامي پايبند باشند، مورد حمايت اسلام و نظام هستند، از قبيل مصونيت همه جانبه، آزادي مذهب، استقلال قضايي، حق آزادي مسكن و غيره. 3⃣ در مورد گروه هاي ديگر نيز، براي برقراري صلح قراردادهاي ديگر با شرايط و قوانين معين پيش بيني شده است كه جامعه اسلامي و گروه هاي غير مسلمان مي توانند تحت قوانين مزبور به عقد قرارداد مبادرت كرده و در سايه آن در كمال امنيت و آسايش همزيستي داشته باشند. 4⃣قابل انكار نيست كه اساسي ايران بر اساس اعتقاد به ربوبيت تكويني و تشريعي خداوند و با محوريت دين خاتم تدوين گرديده و نظام اسلامي هيچگاه فرق ضالّه و بهائيت كه سابقه جاسوسي آنها براي اسرائيل محرز شده است و با قصد براندازي تأسيس شده اند را به رسميت نشناخته است. با اين حال، حقوق شهروندي پيروان اين فرق در چهارچوب قانون و معاهدات محفوظ است. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951762/ 🆔@spasokh