eitaa logo
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه
3.9هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
319 ویدیو
48 فایل
سایت مرکز: https://www.pasokh.org سامانه پاسخ: https://www.spasokh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
عنوان: اسلام عامل انحطاط یا پیشرفت 📝شبهه شماره 122 🌸اعتقاد و ایمان مردم در کشورهای اسلامی به صورت ناآگاهانه و از روی اجبار روانی و فرهنگی است. در این جوامع ساز و کارهای روانشناختی و جامعه شناختی، گرایش مردم به دین را موجب می‌شود نه انتخاب آگاهانه؛ زیرا با همه موهومات و خرافاتی که در متن قرآن وجود دارد، همچنان نسل‌های پی در پی به آن ایمان آورده و به آن چونان کتابی علمی و تمدن ساز می‌نگرند. پاسخ 1⃣در دنیا هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان نشان داد که به نحوی به یک دین و مکتبی وابسته نباشد. حتی بی‌دینان نیز برای خود راه و روش خاصی هرچند در قالب بی‌خدایی، دارند. ممکن است آموزه‌های برخی ادیان از خرافات و اساطیر نامعقول متأثر بوده و باعث انحطاط علمی و فرهنگی در جامعه خود باشد اما این مطلب در مورد همه ادیان از جمله دین اسلام کلیت ندارد. 2⃣روش عقلایی در جامعه بشری اعم از دین‌داران و بی‌دینان این است که فرزندانشان را با آنچه از آن پیروی می‌کنند آشنا کرده و آنان را معتقد به آموزه‌های آن به بار بیاورند؛ زیرا طبع مسئله اقتضا می‌کند، هر جامعه و هر فردی کودکان و فرزندانشان را با دین حاکم بر جامعه و فرهنگ برخاسته از آن آشنا کنند و حال آنکه محتوای اسلام معقول و مطابق با ارزش‌های انسانی است. 3⃣چگونه قرآن عاری از عنصر علمی و تمدنی تلقی شده است درحالی‌که موریس بوکای در کتاب «مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم» بیان کرده که در قرآن کریم راجع به موضوع‌های بسیار متفاوت ایده‌های وجود دارد که قرن‌ها بعد ثابت خواهد شد که بادانش نو موافقت دارد و این ایده‌ها نمی‌تواند تقریر بشری آن زمان باشد. [1] 4⃣اگر امروز کشورهای اسلامی نتوانسته اند مانند گذشته در حوزه‌های مختلف پیشرفتی داشته باشند عوامل خاصی خارج از دین اسلام دارد و دین اسلام در عقب‌افتادگی کشورهای اسلامی هیچ نقشی ندارد چه اینکه آموزه‌های دین مبین اسلام تأکید بر پیشرفت و شکوفایی علمی، بهداشتی و امثال این امور هم داشته است که در آموزه‌ها و تعالیم سایر مکاتب و ادیان هیچ اثری از این‌گونه دستورات وجود ندارد. ✍پی نوشت: [1]موریس بوکای، مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم ، ترجمه: ذبیح الله دبیر، تهران، دفتر نشر فرهنگی ، چ13، 1388ش، ص172. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951784/ 🆔@spasokh
عنوان: ساخت حسینیه توسط شیعیان در راستا یا تقابل با مسجد 📝شبهه شماره 123 متأسفانه شيعيان به جای روی آوردن به مساجد که مكاني ساده و مخصوص عبادت در اسلام بود، همچون صوفیه که خانقاه ساختند، به ساختن حسینیه، زینبیه و بارگاه برای پیشوایان شان روی آوردند؛ چنين به نظر مي رسد كه ابتدا خانقاه در برابر مسجد ساخته شد وگفتند مسجد جاي اهل ظاهر و خانقاه جلوس اهل باطن است به مرور زمان تكيه، حسينه، زينبيه، هيئتهاي ابوالفضل، حسين و ...پديد مي آيد و همه اينها در مقابل مكان ساخته شده توسط پیامبر ص يعني مسجد بود! پاسخ 1⃣شیعیان همانند سائر فرق اسلامی، اهمیت فوق العاده برای مساجد قائل بوده و از نظر فقهی، مساجد را برترین مکان برای عبادت میدانند؛ امّا حسينيه و... با هدف خاصي براي احترام به مسجد بعضاً در كنار آن ساخته مي‌شود. آن هم براي عزاداري سالار شهيدان و برگزاری محافل دینی كه در منابع اسلامي شديدا به آن توصيه شده است. ⚠️نکته ای که بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست اینست که در تمام عتبات مقدسه انبیا و ائمه اطهار از جمله در قم و مشهد، به جز رواق محل دفن، بقیه ساحات، مسجد و به این نام ساخته شده اند و نمازهای جماعت هم در مساجدی که در حوالی و اطراف عتبات هستند برگزار می گردند؛ و این نیست مگر به خاطر اهمیت مسجد در میان شیعیان و احترام فوق العاده که آنها به مسجد دارند. 2⃣حسينيه، زینبیه، مهدیه و... جايي است كه براي اقامه محافل مذهبی مانند سوگواري اباعبدالله الحسين و برگزاری دیگر مجالس دینی، ساخته مي‌شود. اینگونه اماکن كه در شهرهاي مختلف مذهبي بنا می گردد، اغلب علاوه بر تجمع هیئتهای مذهبی و تشکیل محافل دینی، حالت زائرسرا و مسافرخانه‌اي را دارد كه زائران از آن استفاده ميكنند و جنبه تسهیلاتی دارد. 3⃣از عمده علل روي آوردن شيعه به «حسينيه و...» در طول تاریخ،آن است كه مساجد، أغلب در اختيار حكومت‌هايي بوده كه براي تشيع و مراسم ديني شيعه، محدوديت ايجاد مي‌كردند. همچنین از ديگر علل ايجاد اینگونه اماکن در ميان شيعيان اين است كه رفتن در مساجد براي زنها در ايام عادت ماهانه جايز نيست چنانکه افراد ديگر نيز محدوديت دارند، از این روی ايجاد حسينيه به جهت احترام به مساجد مي‌باشد نه در جهت تضعيف آنها. 4⃣خانقاه محلي است كه درويشان در آن تجمع كرده و آداب و رسوم تصوّف را اجرا مي‌نمايند. از آنجا كه «خانقاه» به قصد جايگاه عبادت و براي كمرنگ نمودن حضور مسلمين در مسجد به وجود آمده و در هيچ يك از منابع اسلامي به آن اشاره نگرديده و در زمان رسول خدا و ائمه نيز چيزي به نام «خانقاه» وجود نداشته است، از این روی ساخت خانقاه از جمله بدعت‌هايي است كه تصوّف در دين به وجود آورده‌اند فلذا مراجع دینی شيعه حضور در خانقاه را ولو به قصد اجراي مراسم مذهبي جايز نمي‌دانند. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951785/ 🆔@spasokh
عنوان: تناقض در قرآن 📝شبهه شماره 124 وجود رسولاني مثل اسماعيل، صالح و هود كه همه براي امت عرب فرستاده شدند و خدا در آیه 89 سوره انعام تصریح کرده است كه اسماعيل كتاب آسماني داشته؛ در تناقض مستقيم با آيه 44/ سبا و 21/ زخرف است كه مي گويد قبل از محمد براي امت عرب پيامبري از جانب خدا نيامده و اعراب تا زمان محمد هيچ كتاب آسماني دريافت نكرده¬اند؟! 🌸پاسخ 1⃣آیات 44/ سباء و 21/ زخرف که می گویند ما بر آنان کتابی نازل نکردیم، منظورش کفار و مشرکین قریش و عصر پیامبر ص است نه کل عرب و آیه 89/ انعام ناظر به اين است كه خداوند به همه انبيا از جمله حضرت اسماعیل، هود و ...كتاب و حكم و نبوت داده است و این دو ارتباطی به هم ندارد تا تناقضی داشته باشد. 2⃣ظاهر جمله اتیناهم در آیه «أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ... »[انعام/89] اين است كه خداوند به همه انبيا از جمله حضرت اسماعیل، هود و...كتاب و حكم و نبوت داده و ليكن اين از باب توصيف مجموع است به وصف مجموع، و منافات ندارد كه بعضى از اين مجموع بعضى از آن اوصاف را نداشته باشد، زيرا كتاب به برخى از انبيا مانند نوح، ابراهيم، موسى و عيسى داده شده است. اما تردیدی نیست که برای همه امتها چه عرب و چه غیر عرب پیش از اسلام، پیامبران و هادیان آسمانی فرستاده شده اند؛ خدا می¬فرماید: ما تو را فرستاديم، تا بشير و نذير باشى، و اين كار ما كارى نوظهور نيست، براى اينكه هيچ امتى از امم گذشته نيست، مگر آنكه نذيرى در آنها بوده و گذشته، و اين فرستادن بشير و نذير از سنتهاى جارى خدا است، كه همواره در خلقتش جريان دارد.[ترجمه تفسير الميزان، ج17، ص51] پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951786/ 🆔@spasokh
عنوان: هاوکینگ و مبدا جهان 📝شبهه شماره 125 هاوکینگ معتقد است خلقت جهان به‌صورت خودبخودی است و هر امر خود به خودی نیازی به فاعل و یا آفریننده ندارد. پس این جهان فاعل و یا آفریننده‌ای ندارد. 🌸پاسخ 1⃣علوم بشری به دو دسته تجریدی و تجربی و یا به عبارت دیگر به مادی و معنوی تقسیم می‌گردد. حیطه‌ی علوم تجربی، استخراج قوانین حاکم بر پدیده‌های مادی یا محسوس و احکام آن‌هاست؛ در مقابل علم تجربی، علوم تجریدی قرار دارد که واقعیات را از حیث اصل وجود و نه احکام خاص آن‌ها، مورد بررسی قرار می‌دهد. هاوکینگ به عنوان یک دانشمند تجربی می‌تواند در حیطه‌ی علوم تجربی اظهار نظر کند، اما اگر نظریات وی داخل در علوم تجریدی و از جملۀ آن‌ها، فلسفه باشد، برای درستی آن به بررسی فلسفی مطلب مورد نظر نیاز است. این در حالی است که در فلسفه ثابت شده است که عدم، نمی‌تواند اعطا کننده وجود باشد. 2⃣علل مؤثر در عالم، تنها علل مادی نیستند، بلکه سنخ دیگری از علل وجود دارد که از جنس ماده نیست. کاملاً منطقی است که در کنار این علل قریب یک سری علت‌های بعید هم وجود داشته باشد. بنابر این حالت کاملاً تحمل‌پذیر و منطقی است که خداوند شرایط را برای وقوع انفجار بزرگ و شکل‌گیری کهکشان‌ها بر اساس آن فراهم کرده باشد. در میان روایات نیز تصریح شده منشاء عالم ماده، امری غیرمادی است و نظر هاوکینگ مبنی بر به وجود آمدن جهان مادی از غیرماده می‌تواند تا حدودی شبیه به روایات حضرات معصومین (علیهم‌السلام) باشد. 3⃣هاوکنیگ باید مشخص کند که ماده اولیه‌ای که موجب انفجار بزرگ شده است از کجا پدید آمده است. اگر بگوید خود به خود که لازمه آن دور است واگر چیز دیگری را معرفی کند یا مادی و حادث است یا فرامادی و قدیم، در صورت اول در تسلسل گرفتار می‌شود و در صورت دوم مدعای اولیه خود را نقض کرده است! 4⃣خود این سخن که خلقت جهان خود به خود است اول بحث است و باید توسط هاوکینگ اثبات شود. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951787/ 🆔@spasokh
عنوان: قرباني شیعیان براي خدا یا خیر خدا 📝شبهه شماره 126 قرباني فقط براي خداوند است، اما شيعه به نام غير خدا قرباني ميکند! 🌸پاسخ به نظر شيعه، قرباني بايد به قصدتقرب به خداوند انجام شود. منتهي مصاديق چنين قصد قربتي متفاوت است. گاه شخص قرباني را به قصد قربت و امتثال امر الهي انجام داده، چنانكه فرد حاجي در مني گوسفندي را قرباني مي كند. و گاه قرباني به قصد قربت انجام و ثواب اين عمل به روح امام يا حضرت ابوالفضل، هديه مي شود. منشأ اشتباه وهابيت و متهم نمودن نوع دوم به شرك, اشتباه و مغالطه در فهم معناي لامي است كه در عبارت نذر آورده شده مي باشد. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951788/ 🆔@spasokh
عنوان: اسلام و احکام مبتنی بر هلال ماه 📝 شبهه شماره 127 اسلام احکامش را بر پایه ماههای قمری و دیدن هلال ماه تنظیم کرده چون در حجاز هوای ابری و برفی نبوده است و این احکام در مناطق دیگر دنیا قابل اجرا نیست. پاسخ 1⃣ چگونه ممکن است بگوییم قرآن از هوای ابری بی¬خبر بوده است در حالیکه بارها در این کتاب از ابر و باران سخن گفته شده است: «او کسي است که برق را به شما نشان مي‌دهد، که هم مايه ترس است و هم مايه اميد؛ و ابرهاي سنگين ‌بار ايجاد مي‌کند»[رعد/12] «ما بادها را براي بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم؛ و از آسمان آبي نازل کرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم؛ در حالي که شما توانايي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد.»[حجر/22] 2⃣در حجاز نیز هوای ابری و بارانی وجود دارد و به همین دلیل روایاتی برای بیان وظیفه در صورت عدم رؤیت هلال وارد شده است و گفته¬اند در این وضعیت باید ماه را سی روز به حساب آورد و در مورد تعیین وقت نماز باید صبر کرد تا گمان به داخل¬شدن وقت نماز پیدا شود. پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951789/ 🆔 @spasokh
عنوان: معنای مولی در حدیث غدیر 📝شبهه شماره 128 كلمه «مولي» در حديث غدير به معناي «دوست داشتن» است؛ زيرا عده اي از صحابه با امام علي كدورت داشتند؛ در نتيجه پيامبر مردم را جمع كرده و اعلام نمود: «هر كسی من دوست اويم، علي هم دوست اوست». 🌺پاسخ 1️⃣ معنايي كه از كلمه «مولي» بدون قرینه متبادر مي شود همان سرپرستي است خصوصا زمانی که به افراد اضافه شود مانند مولای طفل؛ 2️⃣ صحابه اي كه در غدير خم حضور داشته و سخنان پيامبر را شنيده اند، همگي از اين حديث معناي سرپرستي و اولي در تصرف و امامت را فهميده اند. [احمدبن حنبل، مسند احمد، ج38، ص543، ح23563] 3️⃣ پيامبر اسلام چندین هزار نفر را جمع كرده و در ابتدا از آنان اقرار به اولويت و سرپرستي خود نسبت به ديگران را گرفت و بلافاصله سرپرستي و اولويت داشتن حضرت علي را بيان نمود؛ این کار با اعلام دوستی نمی سازد. به عبارتی پيامبر اكرم در صدر حديث فرمودند: «آيا من سزاوار بر شما از خود شما نيستم؟» همگي گفتند: آري؛ آن گاه فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه». [حاكم نيشابوري، مستدرك علي الصحيحين، ج3، ص119] 4️⃣ قبل از اينكه پيامبر جمله «من كنت مولاه...» را بگويد، ترس از تكذيب اين گفتار از سوي مخاطبان را داشت [سيوطي، الدر المنثور، ج3، ص117]، بعد از آن كه اين گفتار را به مردم بيان نمود، آيه نازل شد كه امروز دين كامل شد. [خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج9، ص221] در حالی که اعلام دوستی با علی ع، نه ترس از تکذیب شدن داشت و نه ارتباطی با کامل شدن دین داشت. 5️⃣برخي از علماي اهل سنت مانند: «سبط بن جوزي و گنجي شافعي» اذعان نموده اند كه «مولي» در حديث غدير به معناي «اولويت» و « سرپرستي» است؛ بسياري از علماي اهل لغت تصريح نموده‌اند كه «مولي» به معناي« اولي» نیز آمده است: [محمد سائب كلبي، فراء و زجاج، ابو عبيده.] 6️⃣طبق نقل های روایی اهل سنت، ابوبكر و عمر نیز در معرفی خود به عنوان خلیفه، خود را «ولي رسول خدا» مي دانستند.[نيشابوري، صحيح مسلم، ج3، ص1377]، چنانکه در نقل های دیگر ابوبكر خود را «ولي امر مسلمين» مي دانست. [بلاذري، انساب الاشراف، ج1، ص590] 7️⃣ در برخي روايات كلمه بعدي آمده است. «من كنت مولاه فانّ عليا بعدي مولاه...»؛ [ابن عساكر، تاريخ دمشق، ج42، ص220] اگر پيامبر از كلمه مولي اراده محبت كرده بود، وجهي براي ذكر كلمه «بعدي» وجود نداشت؛ چنانكه پيامبر بارها به امام علي فرمودند« إِنَّ عَلِيًّا مِنِّي، وَأَنَا مِنْهُ، وَهُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي» . پاسخ کامل: http://www..pasokh.org/fa/telegram/View/951790/ 🆔 @spasokh
عنوان: امام علی(ع) و سوزاندن مرتدها 📝شبهه شماره 129 از ابن عباس روايت است كه به ايشان، اطلاع دادند كه على ع عده اى انسان(مرتد) را سوزانده است. ابن عباس گفت: اگر من بجاى او مى‌بودم، آنها را نمى‌سوزاندم. زيرا نبى‌اكرم فرمود: ” مردم را با عذاب خدا (آتش) عذاب ندهيد.”بلكه آنها را مى‌كشتم همانطور كه پیامبر فرمود: “هركس دينش را تغيير داد او را بكشيد.” [مختصر صحيح بخارى، باب٧٠، ص٦٤٩ ] بعد مسلمانان ژست حق به جانب مي‌گيرند و مي گويند داعش مسلمان نيست. مگر مسلمان آدم را مي‌سوزاند؟! ... 🌺پاسخ آنچه در مورد سوزاندن افراد توسط پیشوایان مسلمین نقل شده است باید به دقت بررسی شود چون این عمل را نمی توان با اسناد ضعیف به کسی نسبت داد مخصوصا کسانی که مهربان ترین انسانها بوده اند و صدها روایت تاریخی صحیح، این مسئله را اثبات می کند. یکی از راویان این حدیث عکرمه است که به اقرار علمای اهل سنت فردی دروغگو بوده است: جریر بن عبدالحمید از یزیدبن ابی زیاد نقل می کند که روزی به دیدار علی بن عبدالله بن عباس رفتم و عکرمه را دیدم که بر درب نخلستان بسته شده بود، پرسیدم: چرا عکرمه را بسته ای؟ گفت: او بر پدرم دروغ می بندد. [1] قضیه دروغ بستن عکرمه بر ابن عباس بین خواص مشهور بود تا جائی که ضرب المثل شده بود کما اینکه یحیی بن بکا می گوید از ابن عمر شنیدم که به نافع می گفت: از خدا بترس و بر من دروغ نبند همان گونه که عکرمه بر ابن عباس دروغ می بست. [2] گفته شده که عکرمه بر رأی خوارج بوده است به همین خاطر امام مالک و مسلم از او روایتی نقل نکرده اند. [3] قاسم به عثمان بن مرة گفت: ای برادر! عکرمه انسان دروغگوئی است. صبح یک حدیثی را نقل می کند و غروب از حدیث خود بر می گردد. [4] با توجه به این توضیحات این نقل نمی تواند به عنوان سند قابل اعتماد محسوب شود. 📚 پی نوشت: [1]. إبن حجر، تهذيب التهذيب، ج7، ص238 و ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج5، ص23. [2]. همان، ج7، ص237. [3]. أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي، تذکرة الحفاظ، ج1، ص74. [4]. أبی محمد القضاعی الکلبی، تهذیب الکمال، ج20، ص286 پاسخ کامل: http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/951792/ 🆔@spasokh