✍ قصاص و رواج خشونت
📝شبهه
آيا قصاص موجب رواج خشونت نمي شود؟؟مگر خون را مي توان با خون شست؟؟
پاسخ
🌸 قرآن قصاص را سبب حيات جامعه بشري ميداند.(1)
تقاص كردن وارد كردن همان آسيبي هست كه شخص ديده است بر شخص آسيب زننده.
در نگاه اول و سطحي ممكن است اين تقاص كردن، تجويز خشونت معني شود ولي توجه به چند نكته قضاوت ما را تغيير خواهد داد:
1⃣ وقتي كسي به درجه اي از هيجان خشم مي رسد كه اراده ميكند حيات كسي را از او سلب كند و يا آسيب جسمي به او وارد كند اين هيجان با هيجان قوي و بازدارنده ترس از تقاص شدن و كشته شدن مي تواند كنترل شود وگرنه اگر شخص جاني بداند مجازاتي كه ممكن است دامنگير او شود نهايتا حبس و محروميت هاي اجتماعي است اين علم او ترسي بازدارنده از آن جنايت نخواهد بود و چه بسا افرادي كه به جهت خصومت و انگيزه هاي مختلف تمايل به حذف مخالفين خود داشته باشند و حاضر باشند مجازات حبس ابد را هم تحمل كنند.
2⃣ حق قصاص حقي هست كه اولياء دم را فقط و فقط مجاز به تقاص كردن شخص جاني ميكند و به اين ترتيب حس انتقام شكل گرفته در آنها كنترل ميشود و از قتلهاي انبوه و زنجيره اي و خانوادگي كه در نتيجه شعله ور شدن حس انتقام ممكن است حاصل شود و انسان هايي را به كام مرگ بكشاند پيش گيري ميكند.(2)
3⃣ حق قصاص يك اجبار براي تقاص كردن نيست بلكه حقي هست كه ولي دم را مخير ميكند بين تقاص كردن و عفو با گرفتن ديه و عفو كردن بدون دريافت ديه؛ حكومت از اين حق دفاع میكند و او را در گرفتن حق خود ياري ميكند.
4⃣قرآن رشته برادرى دينى ميان مسلمانان را حتى بعد از ريختن خونهاى ناحق، همچنان برقرار مىدارد و براى تحريك عواطف، اولياى مقتول را برادران قاتل معرفى نموده آنان را با اين تعبير به عفو و مدارا تشويق مىكند.(3)
👌نتيجه: با دادن حق قصاص براي شخص آسيب ديده و يا بازماندگان او، عاملي بازدارنده در برابر هيجانهاي مخربي مانند خشم و انگيزه هاي خانمان برانداز شكل ميگيرد كه البته اين حق داراي چارچوب خاصي است كه امكان تجاوز از آن نيست و صرفا حس انتقام شعله ور شده را با تقاص فرد جاني خاموش ميكند و به اين ترتيب اولا بازدارنده است از جنايت ابتدائي و ثانيا كنترل كننده حس انتقام است از جنايتهاي بعدي.
#قصاص
#خشونت
📘پی نوشت:
1⃣ آيه 179 سوره بقره وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون.
2⃣ آيه 33 سوره اسراء وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا
3⃣ آيه 178 سوره بقره فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شىَْءٌ فَاتِّبَاعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَان
🆔@spasokh
✍ بیهودگی حکم حرمت نشر کتب ضالّه
📝شبهه
حكم حرمت چاپ و فروش كتب ضالّه در زمان حال كه امكان مخفي كردن انديشه نيست و نشر و عدم نشر اين كتب اثري در انتشار اين انديشهها ندارد، بيمعنا است!
چکیده پاسخ
🌸 در پاسخ اين سوال لازم است به چند نكته اشاره شود:
1⃣ استاد مطهري ميگويد: اغفال كردن به هيچ عنوان نميتواند و نبايد آزاد باشد؛ اينكه در اسلام خريد و فروش كتب ضلال حرام است و اجازه فروش هم داده نميشود بر اساس همين ضرر اجتماعي است. (1) دقت در كلام ايشان نشان ميدهد كه از ديدگاه شهيد مطهري كتب ضلال آنهايي هستند كه رويكردي علمي به مسائل نداشته اند بلكه بر اساس تحريف و اغوا و اغفال مردم شكل گرفته اند و هدف اصلي از تأليف آنها پيشبرد علم و دانش نيست بلكه اغواي مردم و دستيابي به منافع و مقاصد تأليف كنندگان و ترويج كردن آن كتب است و دليل اصلي حرمت آنها همين زيان اجتماعي كتب مذكور است.
2⃣ چنان نيست كه حكم حرمت نشر کتب ضاله امروزه كارآمدي نداشته باشد؛ زيرا كمترین تأثير اين حكم آن است كه دينداران، عاملي برای ترويج اين كتب نباشند و نيز جامعه با ديد منفي به اينگونه كتابها بنگرند و اقبال عمومي پيدا نكند. ضمن اینکه هدف از این حکم مخفی کردن اندیشه نیست بلکه دور کردن اذهان بدون دفاع، از آسیب مغالطه ها است.
3⃣ اگر اين حكم نتواند مانعي در جهت اصل نشر كتب ضالّه باشد، ميتواند در كاستن از فراواني نشر اين كتب و جلوگيري از رواج آنها مؤثر باشد. شاهد بر اين مدعا عملكرد دولتهاي غربي است که براي تبليغات اسلامي محدوديتهاي زيادي قائل ميگردند و حتي آزاديهاي مسلمانان تابع كشورهاي غربي را محدود ميسازند. از باب نمونه ميتوان به منع انتشار كتاب روژه گارودي اشاره كرد که نويسنده آن به مجازاتهايي دچار گرديد. اين كتاب كه در نقد صهيونيسم نوشته شده بود در ميان هزاران كتابي كه در ترويج صهيونيسم و يهود نوشته ميشود و تبليغات گستردهاي كه در راديو تلويزيون و اينترنت از صهيونيسم بهعمل ميآيد، اقدامي قابل توجه نبود ولي دولتهاي غربي همين اقدام را نيز اثربخش تلقي كرده و در برابر آن ايستادند.
4⃣گذشته از اينها بايد توجه نمود كه احكام اسلامي بر اساس مصالح و مفاسد انسانها تنظيم گرديده است و اگر اسلام حكم حرمت نشر كتب ضالّه را بهطور مطلق ارائه كرده است، بدون شك اطلاق اين حكم داراي مصلحت و اثر بوده است در غير اينصورت شارع، اين حكم را مطلق وضع نميفرمود.
5⃣ ضمن اینکه امروزه محتوای مجازی نیز می تواند ضالّه باشد، که پخش و نشر آن نیز همان حکم کتب ضاله را دارد و جایز نیست.
👌 بدون تردید حکم حرمت نشر کتب و دیگر ابزارهای فرهنگی گمراه کننده، تأثیر قابل قبولی در کاهش اقبال جامعه به آنها دارد هرچند ممکن است این تأثیر در شرایط مختلف، کاهش یا افزایش داشته باشد، اما مسلما مجاز دانستن نشر آنها کاری غیر حکیمانه و آسیبزاست.
#کتاب ضاله
📘پی نوشت:
1⃣ یزدی، حسین، آزادی از نگاه استاد شهید آیه الله مطهری، تهران: صدرا، 1391، ص 266.
فایل کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9422/
🆔@spasokh
✍ امامت امام جواد (عليه السلام)
📝سؤال
دوران امامت و برخي از فضائل و كرامات امام جواد (عليه السّلام) را ذكر كنيد.
چکیده پاسخ
💐 امام جواد (عليه السّلام) پيشواي نهم شيعيان در سال 203 ه. ق پس از شهادت پدر بزرگوارش امام رضا (عليه السّلام) در سن هشت سالگي، به تصريح پيشوايان گذشته و با تعيين امام رضا (عليه السّلام) عهده دار منصب امامت و خلافت خدا در زمين شد.
💐 بيشتر عمر 25 ساله حضرت يعني 17 سال دوران امامت او با زمامداري مأمون (218- 203) و معتصم (220- 218) مصادف بود"
از آنجا كه امام جواد (عليه السّلام) در سن كودكي به امامت رسيد بعضي از شيعيان, در امامت آن جناب تأملي داشتند تا آنكه علماء و افاضل و اشراف شيعه از اطراف عالم متوجه حج گرديدند و بعد از مناسك حج به خدمت آن حضرت شرفياب شده و از مشاهده فضائل و معجزات و كرامات ايشان اقرار به امامت آن منبع سعادت نمودند و رنگ شبهه از آيينه خاطر خود زدودند.
💐 فضائل امام جواد (عليه السّلام) را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد: 1. فضائل علمي 2. فضائل اخلاقي
1⃣ فضائل علمي امام (عليه السّلام): امام جواد (عليه السّلام) از دو جهت به مناظرات علمي كشانده ميشد.
نخست: از طرف شيعيان خود كه با توجه به سن كم آن حضرت ميخواستند علم الهي را دريابند.
دوم: از طرف حكومت, به ويژه مأمون و معتصم, دو خليفه معاصر آن حضرت.
💐 خلفا ميكوشيدند با تشكيل مناظره, شيعيان را رودرروي برخي از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده شوند و شيعيان از اين رهگذر, در اعتقاد خود (وجود علم الهي نزد ائمه اهل بيت عليهم السلام) دچار مشكل شده و از پيروي آنها دست بردارند ولي در همه اين بحثها و مناظرات علمي, حضرت جواد (عليه السّلام) با پاسخهاي قاطع و روشنگر, اعتقاد و اطمينان كامل شيعيان به امامت آن حضرت را تثبيت كرد و ابرهاي تيره ابهام و شبهه را از فضاي فكر و ذهن آنان كنار زد و خورشيد حقيقت را آشكار ساخت.
2⃣ فضائل اخلاقي امام جواد (عليه السّلام)
كارنامه امام در سه سال حاضر نبودن پدر در مدينه و ارجاع امور ديني و اجتماعي و خانوادگي توسط امام هشتم به وي, گواه كارداني و جامعيت و فضيلت امام نهم ميباشد.
بهره گيري از فرصت براي رفع مشكلات مردم و گره گشايي ازكار آنان از مسلمات سيره امام جواد (عليه السّلام)است.
#امامت_امام_جواد_(عليه السلام )
متن کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9423/
🆔@spasokh
🍃🍃🍃 تولد امام علی (علیه السلام) در کعبه🍃
🖌 شبهه:
🌸🌸 با بررسی منابع تاریخی می بینیم که کعبه در دوران پیش از بعثت پیامبر اکرم، بتخانه بوده است؛ تولد امام علي در چنين مكاني چه امتيازي براي ايشان محسوب مي گردد؟
📝 چکیده پاسخ:
💠 خانه كعبه مقدس ترين مكان روي زمين و عبادتگاهي است كه ابتدا آدم (علیه السلام) آن را در راستای «بيت المعمور» بنا کرد.(1)
قداست كعبه از نظر قرآن بسيار ديرين است و وجود بتها از قداست آن هرگز نكاسته و بر اساس آيات قرآن اولين خانه اي است كه خداوند در آن عبادت شده.
💠 بنابراين تولد امام علي (علیه السلام) در اين مكان مقدس فضيلتي بزرگ براي آن حضرت محسوب شده است، فضيلتي كه احدي در اين فضيلت با حضرت شريك نگشته است. علاوه بر اينكه به اذن الهي ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد از اين طريق وارد كعبه شد و حضرت را درون كعبه به دنيا آورد.
💠 بدون ترديد وجود بت ها در خانه كعبه شايسته اين مكان مقدس نبود امّا وجود مقطعي اين بت ها در خانه كعبه نمي توانست قداست و معنويت اصيل اين خانه را از بين ببرد. دليل بر قداست اين خانه آن است كه اولا رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) پيش از بعثت و پس از آن همواره كنار اين خانه مي آمد و پس از طواف اين خانه مقدس به عبادت مشغول مي شد.
💠 همچنين بايد توجه داشت همه كساني كه به ولادت علي (علیه السلام) در خانه كعبه اشاره كرده اند، اين رخداد را فضيلتي بزرگ در حق علي(علیه السلام) دانسته اند. سيد هاشم رسولي محلاتي به نقل از يكي از علماي اهل سنت مي نويسد: «امير المومنين علي بن ابي طالب در مكه و در بيت الله الحرام به دنيا آمد و جز او مولودي در بيت الله الحرام به دنيا نيامد. نه قبل و نه بعد از او و اين بخاطر بزرگداشت مقام و محل او بود كه بدين افتخار نائل گرديد».(2)
👌 نتيجه گيري: وجود مقطعي بت ها در خانه كعبه و بيت الله الحرام نمي توانست از تقدس عبادتگاه پيامبران و قبله گاه مسلمانان بكاهد. بنابراين تولد علي ـ(علیه السلام) در خانه كعبه كه با شكافتن ديوار كعبه براي فاطمه بنت اسد رخ داد فضيلتي بزرگ محسوب مي شود كه همگان به آن اقرار كرده اند.
📚 پی نوشت:
1⃣ عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه، ترجمه گنابادي، محمد پروين، تهران، علمي و فرهنگي، 1375ش، ج2، ص690.
2⃣ محلاتي، سيد هاشم رسولي ، زندگاني امير المومنين ـ عليه السلام ـ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1386ش، ص23.
#تولد_امام_علی_ع
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9424/
🆔@spasokh
🍃🍃🍃 ولادت در عبادتگاه🍃
🖌 شبهه:
🌸🌸 چرا موقع به دنيا آمدن امام علي (عليه السلام) ديوار خانه كعبه شكافته شد ولي موقع به دنيا آمدن حضرت مسيح (عليه السلام) به حضرت مريم (سلام الله عليها) خطاب شد از معبد بيرون رود؟
📝 چکیده پاسخ:
💠يكي از خصوصياتي كه امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ به آن ممتاز گشته است، محل و مكان ولادت آن بزرگوار است كه هيچ مخلوقي از آدم تا خاتم به آن ممتاز نگشته است. هنگام ولادت حضرت عيسي بن مريم ـ عليهما السلام ـ در بيت المقدس بود كه ندايي غيبي او را مأمور ساخت تا از مسجد خارج شود: «أخرجي عن البيت فانّ هذه بيت العبادة لا بيت الولادة».(1) از اين خانه خارج شو كه همانا اينجا محل عبادت است نه محل ولادت. ولي زماني كه ولادت با سعادت علي ـ عليه السلام ـ نزديك شد، مادرش فاطمه بنت اسد به داخل خانه خدا دعوت شد». (2)
علما و دانشمندان بزرگوار ما در كتب خود دلايل متعددي بر برتري ائمه و در رأس آنان امير المؤمنين علي بن ابي طالب (عليهم السلام)نسبت به انبياي عظام الهي به جز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) اقامه كرده اند كه فقط به يكي از دلايل قرآني اشاره مي كنيم:
🌻 «در قرآن كريم بر اساس تصريح آيه شريفه مباهله، علي (عليه السلام) نفس پيامبر خوانده شده است و اين مطلب دلالت واضح دارد بر اين كه امير المؤمنين (عليه السلام) از حيث فضيلت و جايگاه به غير ازمقام نبوت، مثل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) مي باشد و از آن جايي كه پيامبر خاتم به دلالت كتاب و سنت و اجماع مسلمين، برتر از همه انبياء سلف مي باشد، اميرالمؤمنين ـ (عليه السلام) نيز برتر از همه انبياء سلف (عليهم السلام) مي باشد».(3)🌻
💠 فاطمه بنت اسد در كنار كعبه مشغول دعا شد و از خداوند خواست تا درد زايمان را بر او آسان گرداند كه يك باره ديوار خانه كعبه شكافته شد و ندايي برخواست: «يا فاطمه ادخلي البيت. اي فاطمه به خانه داخل شو». فاطمه داخل خانه شد و ديوار به حالت اوليه برگشت و موجب تعجب همگان گرديد. فاطمه بنت اسد سه روز در اندرون كعبه ماند. اهل مكّه از روي تعجب و حيرت در كوچه ها و بازارها اين قصه را نقل مي كردند تا روز چهارم رسيد. پس همان جايي كه قبلاً شكافته شده بود، دوباره شكافته شد و فاطمه بنت اسد در حالي از خانه خدا بيرون آمد كه فرزندش علي بن ابي طالب را در آغوش داشت. (4)
💠در ميان دانشمندان اهل تسنن نيز گروه بسياري به اين حقيقت تصريح كرده و آن را يك فضيلت بي نظير خوانده اند.(5) حاكم در مستدرك مي گويد: ولادت علي ـ عليه السلام ـ در كعبه به تواتر به ما رسيده و كسي پيش از او يا بعد از او در كعبه متولد نشده است.(6)
شبلنجي در نور الابصار از ابن صباغ نقل مي كند كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ در مكه داخل بيت الحرام متولد شد و آن گاه مي گويد: «قبل از حضرت علي ـ عليه السلام ـ احدي غير از او در خانه كعبه متولد نشد».(7)
پس بهتر است بگوييم:
💐كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست *** كه تَر كنم سرانگشت و بشمرم ورقش💐
📚 پی نوشت:
1⃣الهمداني، احمد الرحماني، الامام علي، ص366. القراچه داغي، محمد علي بن احمد، اللمعة البيضاء في شرح خطبة الزهراء(س)، ص221.
2⃣مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج35، ص23. محمد بن حسن فتال نيشابوري، روضة الواعظين، ص81.
3⃣الميلاني، سيد علي، تفضيل الائمه علي الانبياء(ع)، ص9.
4⃣شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، ج1، ص273.
5⃣سبحاني، جعفر، فروغ ولايت، ص15.
6⃣حاکم نيشابوري، مستدرک، ج3، ص483.
7⃣شبلنجي، سید مومن، نورالابصارفی مناقب آل البیت، ص85
#تولد_امام_علی_ع
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9425/
🆔@spasokh
💡 شاه چراغ
احمدبن موسی (علیه السلام) کیست و چرا به ایشان شاه چراغ ميگويند؟
📝 چکیده پاسخ:
احمد بن موسي بن جعفر (علیه السلام) ، از فرزندان امام موسي كاظم (علیه السلام) معروف به "سيد السادات" و "شاه چراغ" است. وي از شخصيتهاي عالي مقام و جليل القدر و پرهيزكار بود.(1)
🍃 بعد از شهادت امام موسي بن جعفر (علیه السلام) عده اي پيش احمد آمده اعلام كردند حاضرند با وي به عنوان امام بيعت كنند ولي ايشان فرمود: اي مردم، همانطوري كه شما در بيعت من هستيد من نيز در بيعت برادرم علي الرضا (علیه السلام)هستم، پس بدانيد كه او ست امام و خليفه و حجت بعد از پدرم و او ست ولي خدا و حجتش از ناحيه خدا و رسولش، بر من و بر همه شما اطاعتش واجب است و هر چه ما را فرمان دهد بايد پذيرا باشيم و اطاعت نمائيم".(2) اين امر بيانگر نهايت ولايت پذيري آن بزرگوار است.
🍃 شواهد و قرائن ديدگاه آناني را كه قايل هستند شيراز محل دفن احمد مي باشد، تأييد مي كند و مشهور همين است. محسن امين بعد از بيان عقيده آناني كه محل دفن احمد بن موسي را در اسفراين و يا مكان ديگر مي دانند، مي نويسد: اين عقيده بعيد و مخالف با عقيده مشهور است كه محل شهادت و قبر او شيراز مي باشد.(3)
☘ علت نامگذاري به شاهچراغ
👈 در مورد دليل نامگذاري احمد بن موسي،به شاه چراغ گفته شده است كه تا زمان ديلميان (قرن چهارم هجري) كسي از مدفن حضرت احمد ابن موسي (علیه السلام) اطلاعي نداشت و آنچه روي قبر را پوشانده بود تل گلي بيش به نظر نمي رسيد كه در اطراف آن، خانه هاي متعدد ساخته و مسكن اهالي بود. تا اينكه به اطلاع حاكم شهر رساندند كه چراغي در نهايت روشنايي در بالاي تلي از خاك ميدرخشد و تا طلوع صبح نورافشاني ميكند.او پس از مشورت با علما و مشايخ زمان دستور داد محل مزبور را شكافتند تا بر لوحي از سنگ يشم رسيدند كه بر آن نوشته بود «السيد امير احمد بن موسي الكاظم»(علیه السلام). چون سنگ را برداشتند سردابي عميق آشكار گشت.
👈 جسد مطهر آن حضرت صحيح و سالم و بدون تغيير و تبديل در حالي كه نوري بس شگفت از آن ساطع بود مشاهده شد و انگشتري در دست راست حضرتش يافتند كه بر نگين آن منقوش بود «العزه لله احمد بن موسي» (علیه السلام). سپس امير دستور داد تا بنايي شايسته بر مرقد مباركش ساختند. (4)
📚 پی نوشت:
1⃣ محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت، دار التعارف، 1406ه ج 3، ص 191.
2⃣مجلسي، بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1403ه، ج48 ص 308.
3⃣محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت، دار التعارف، 1406ه ج 3، ص 192.
4⃣ قمي شيخ عباس، الكني و الالقاب، بي جا، بي تا،ج2،ص351.
#شاه_چراغ
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9426/
🆔@spasokh
📝 قصاص نشدن پدر درقتل فرزند
شبهه:
ماده 220 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 مجلس شوراي اسلامي ميگويد: "پدر يا جد پدري که فرزند خود را بکشد قصاص نميشود و به پرداخت ديه به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد" در حاليکه در قرآن نوشته شده : (بدين سبب بر بني اسرائيل چنين حکم کرديم که هرکس نفسي را بدون حق قصاص و يا بي آنکه فتنه و فسادي در زمين بکند، بکشد چنان باشد که همه مردم را کشته)
(هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل مرسانيد و زنده بگور مکنيد که ما رازق شما و آنها هستيم) (هرگز نفس محترمي را که خدا قتلش را حرام کرده است مکشيد مگر به حکم حق) (و هنگاميکه از دختران زنده به گور شده پرسيده مي شود كه به كدامين گناه كشته شديد)؟!
بنابر این قانون فوق برخلاف حکم قرآن است!
📝 چکیده پاسخ:
پاسخ این شبهه در قالب 3 نکته بیان می گردد:
1⃣ آياتي از قرآن که حکم قصاص را بيان فرموده است مانند برخي از آياتي که بدان اشاره شده است و آيه قصاص که به تشريع حکم قصاص پرداخته (1) تنها بيانگر حکم کلي و عام قصاص و تشريع آن در شريعت اسلام است بدون اينکه ازجزئيات و فروعات اين حکم سخن به ميان آورده باشد.
2⃣ اين مسأله اختصاص به حکم قصاص نداشته و بسياري از احکامي که در قرآن مجيد از آنها سخن به ميان آمده است به صورت کلي و عام بيان شده است. حتي نماز به عنوان يکي از مهمترين عبادات نيز در قرآن به صورت کلي بيان شده و به جزئيات و فروعات آن پرداخته نشده است و بيان اين جزئيات و شرايط به ائمه اطهار (عليهم السلام ) که مفسر و مبين آيات و احکام الهي هستند واگذار نموده است و اطاعت و تبعيّت از دستورات ايشان را بر مؤمنان واجب شمرده است تا در سايه آن، احکام و دستورات الهي اجرا گردد و فرموده است: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکمْ...".(2)
3⃣ آنچه در قانون مجازات اسلامي آمده است يکي از شرايط اجراي قصاص است که در روايات بدان اشاره شده است. بر اين اساس، اين حکم، مطابق روايات بوده و برگرفته از آنها ميباشد؛ مانند اين روايت از امام صادق ـ عليه السلام ـ كه فرمودند: پدر به دليل قتل فرزندش کشته نميشود و فرزند به واسطه قتل پدرش کشته ميشود.(3)
اين حکم آن چنان قطعي و مسلم در نزد فقهاء است که کسي در مورد آن اختلاف ننموده است؛ تا جايي که در جواهر الکلام که يکي از جامعترين کتب فقهي شيعه است چنين آمده است: شرط سوم براي اجراي قصاص اين است که قاتل پدر مقتول نباشد. پس اگر پدري فرزند خويش را به قتل برساند، به واسطه آن کشته نميشود و خلافي در اين حکم نديدهام بلکه اين حکم مورد اجماع محصّل و منقول فقهاء است علاوه بر رواياتي که در اين زمينه است.(4)
📚 پی نوشت:
1⃣ بقره: 178
2⃣بر اساس روايات بسياري منظور از اولوالامر ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ هستند ر.ک: تفسير الميزان، محمد حسين طباطبائي، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1382ش، ج4، ص408 به بعد و تفسير مجمع البيان، طبرسي، بيروت، دارالمعرفه، ج3، ص100.
3⃣ الحر العاملي، وسائل الشيعه، همان، ص57.
4⃣محمد حسن نجفي، جواهر الکلام، تهران، المکتبة الاسلاميه، 1399ش، ج41،ص 159.
#قصاص_پدر
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9427/
🆔@spasokh
🌸🍀🌸🍀🌸
🌸🍀🌸
🌸
#حدیث_روز
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید:
«فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع يَا مُوسَى اشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي فَقَالَ يَا رَبِ وَ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ قَالَ يَا مُوسَى الْآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي»
در ضمن آنچه خداى عز و جل به موسى (عليه السّلام ) وحى فرمود اين بود: اى موسى: مرا چنان كه سزاوار است شكرگزار، عرض كرد: پروردگارا! تو را چگونه چنان كه سزاوار است شكر گزارم، در صورتى كه هر شكرى كه تو را نمايم، آن هم نعمتى است كه تو بمن عطا کرده ای؟
فرمود: اى موسى! اكنون كه دانستى آن شكرگزاريت هم از من است، مرا شكر كردى (چنان كه سزاوار من است).
🔆 از دست و زبان که بر آید *
🔆 کز عهده شکرش بدر آید *
📚 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، كافي، قم: دار الحديث، 1429ق، ج3، ص254.
مرکزمطالعات و پاسخگویی به شبهات👈
🆔@spasokh
🖌 شبهه:
آيا نظارت استصوابي اعمال شده در كشور ما با دموكراسي در تضاد نيست؟
📝 چکیده پاسخ:
💠 اصل 99 قانون اساسی نظارت موثر بر انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده شوراي نگهبان گذاشته است و به همین دلیل این نظارت باید از نوع استصوابی باشد، یعنی نظارتی که در آن ناظر بتواند علاوه بر كسب اطلاع، اعمال نظر هم بنمايد.
💠 در جهان امروز انواع مختلفی از دموکراسی و مردم سالاری وجود دارد و از این رو نظام جمهوری اسلامی نیز شیوه ای از حکومت مردم سالاری دینی است که با همه اشتراكاتي كه ميتواند با ديگر شيوههاي دموكراسي داشته باشد، از نظر مباني با حكومت ليبرال دموكراسي متفاوت ميباشد.
💠 همان طوري كه نظريات دموكراتيك غربی براي پيدايش دموكراسي، صرف حضور حداکثری مردم را كافي نميدانند و براي تكميل آن بر اصل محدوديت و مشروطيت قانوني حكومت تأكيد ميكنند در نظام جمهوري اسلامي نیز که بنا بر اصل 6 و 56 متكي به آراي عمومي است اين حق خداداد بايد محدود به قوانين و موازين اسلامي باشد.
بنابر این:
1⃣ نظارت استصوابي با مردم سالاري و حاكميت مردم ناسازگار نبوده و در راستاي وظايف قانوني شوراي نگهبان كه همان حفظ اسلاميت نظام است و در اصل چهارم قانون اساسي به آن تصريح شده است ميباشد.
2⃣ با نظارت استصوابي نهادی خارج از قوه مجریه، از اعمال نفوذ احتمالی مجريان برگزاري انتخابات که قدرت و امکانات برتر برگزاری انتخابات را دارند پیشگیری شده و همین امر به شکل گیری قوه مجریه و مقننه مستقل و کارآمد کمک می کند.
3⃣ در مردم سالاري ديني، حاكمان كه موضوع روند رأي گيري هستند، بايد صلاحيت های لازم را داشته باشند که طبیعتا اين صلاحيت ها بر پايه و اصول اسلام تعريف ميشود و صرف شهروندي و سن و عدم سوء پيشينه قضايي كافي نيست، از این روی شوراي نگهبان با نظارت استصوابي كه بر انتخابات اعمال مينمايد، در حين محفوظ ماندن آزاديهاي مشروع، قانون شكنان و غير ملتزمين به اسلام و ديانت و كساني را كه آزادي مردم و استقلال كشور را به مخاطره مياندازند را از فهرست نامزدها خارج می كند و اين نظارت خدشهاي به آزادي انتخاب و ديگر آزاديهاي اساسي به وجود نميآورد و با دموكراسي به عنوان یک شيوه حكومتي نیز همخواني و سازگاري روشني خواهد داشت.
#نظارت_استصوابی
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9428/
🆔@spasokh
🌸🍀🌸
🌸
🍀
#حدیث_روز
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):
« أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَة»
امام علی (علیهالسلام) میفرماید:
جهاد درى است از درهاى بهشت، كه خداوند آن را به روى اولياء خاصّ خود گشوده، جهاد جامه پرهيزگارى، زره استوار، و سپر مطمئن خداست.
📚مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحارالأنوار، بيروت: دار إحياء التراث العربي، 1403ق، ج34، ص142.
🍀
🍀🌸🍀
🍀🌸🍀🌸🍀
🖌 سؤال:
⚜مواضع سیاسی امام كاظم (علیهالسلام) در طول حیاتشان چگونه بود؟
📝 چکیده پاسخ:
️ائمه معصومین (علیهم السلام)جملگی هدف مشترک داشتند، اما شرایطی که هر یک از امامان در آن زندگی می کرد اقتضائات خاصی داشت که باعث می شد هر امامی سیره و عملکرد خاصی داشته باشد به عنوان مثال برخی از امامان با هدف احیای اسلام، سلاح در دست گرفتند اما در زمانه ای که شرایط برای موثر بودن مبارزه مسلحانه فراهم نبود امامان معصوم (علیهم السلام) از ابزارهای دیگری برای پیشبرد اهداف دینی، سیاسی و اجتماعی خود بهره می گرفتند.
️امام موسی کاظم (علیهالسلام) نیز به دلیل شرایط خفقان موجود، امکان راه اندازی و مدیریت خیزش های مردمی را نداشتند و از این روی اقدامات دیگری برای زنده نگهداشتن اسلام و نشان دادن چهره اسلام واقعی، مقابله با خلفا و به ویژه نامشروع بودن حکومت آنان و سایر مسئولیت های اجتماعی خود، انجام می دادند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1⃣دنبال نمودن برنامه های علمی پدر و تربیت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضيلت.
2⃣ عدم همكاري با خلفاي غاصب، تا جايي كه اسلام به خطر نيفتد.
3⃣ بحث و مناظره با علماي درباري و توبيخ آنها.
4⃣ زير سئوال بردن مشروعيت حكومت حاكمان در بحث و گفتگو با حاكمان معاصر خود و غاصب جلوه دادن آنان.
5⃣ تلاش براي تبيين جايگاه امامت و نیز اعلان حق حاکمیت وی بر تمام جهان اسلام.
امام کاظم (علیهالسلام) به دلیل اختناق شدید موجود، امکان فعالیت علنی فراتر از این نداشت و تلاش می کرد تا با اعلان مواضع نیمه مخفی هم از جریان امامت و حقانیت خود دفاع نماید و هم تلویحا نامشروع بودن حکومت خلفا را بیان نماید، به عنوان مثال روزي هارون به آن حضرت اعلام كرد كه حاضر است "فدك" را به او برگرداند. امام فرمود: در صورتي حاضرم فدك را تحويل بگيرم كه آن را با تمام حدود و مرزهايش پس بدهي! هارون پرسيد: حدود و مرزهاي آن كدام است؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگويم هرگز پس نخواهي داد. هارون اصرار كرد و سوگند ياد نمود كه اين كار را انجام خواهد داد. امام حدود آن را چنين تعيين فرمود:
حد اولش، عدن؛ حد دومش، سمرقند؛ حد سومش، آفريقا؛ حد چهارمش، ارمنيه و بحر خزر است.
🍂 هارون با شنيدن هر يك از اين حدود، تغيير رنگ ميداد و بشدت ناراحت ميشد، با شنيدن حدود چهارگانه، نتوانست خود را كنترل كند و با خشم و ناراحتي گفت: با اين ترتيب چيزي براي ما باقي نميماند! امام فرمود: مي دانستم كه نخواهي پذيرفت و به همين دليل از گفتن آن امتناع داشتم!
🍂 امام (علیهالسلام) با اين بيان به نوعي مطالبة حكومت و خلافت را نمود كه حق اهل بيت (علیهم السلام) بود كه توسط غاصبان، از آنها غصب شده بود و در عین حال اعلان نمود که آنچه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در باره فدك و استرداد آن انجام داد، در واقع دفاع از حق الهی حکومت و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) بود.
📚 منابع:
(1)مفيد، ارشاد، انتشارات اسلاميه، 1380 هـ .ش، ص 578.
(2) همان، ص 578.
(3) ابن ابي الفتح الاربلي، كشف الغمه، دارالاضواء، بيروت، لبنان، 1405 ـ 1985 قم.
(4) عباس قمي (حاج شيخ عباس قمي)، الأنوار البهية، مشهد، مؤسسة منشورات ديني مشهد، ص 170.
#مواضع سیاسی امام کاظم (ع)
لینک کامل در:
http://www.andisheqom.com/fa/telegram/View/9429/
🆔@spasokh
🌸🍀🌸
🌸
🍀
#حدیث_روز
قالَ الکاظِمُ (علیه السلام) عِنْدَ قَبْرٍ حَضَرَهُ إِنَّ شَيْئاً هَذَا آخِرُهُ لَحَقِيقٌ أَنْ يُزْهَدَ فِي أَوَّلِهِ وَ إِنَّ شَيْئاً هَذَا أَوَّلُهُ لَحَقِيقٌ أَنْ يُخَافَ آخِرُهُ.
امام کاظم (علیهالسلام) میفرماید:
امام كاظم عليه السّلام بر سر قبرى حضور يافت و فرمود: به راستى، چيزى (دنیایی) كه پايانش اين باشد سزاست كه از ابتدايش مورد بى علاقگى قرار گيرد و چيزى (آخرتی) كه ابتدايش اين است سزاست كه از پايانش بيمناك باشند.
📚حرانی، ابن شعبه، حسین بن روح، تحف العقول، قم: جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم، 1404ق، ص408.
🆔@spasokh
🍀
🍀🌸🍀
🍀🌸🍀🌸🍀