•|﷽|•
💌#بهروایتهمسرشهید:
وقتی می آمد خانه برایم یکی دو شاخه گـــل
خریده بود و تقدیم می کرد به مادر فداکار💐
وقتی توی خـانه بود، به خیلی کــارهای دیــگر
بچه ها رسیدگی می کرد👌
لباس بچه را می شست و کمک می کرد کــه مــن
حواسم بیشتر به بچه باشد🙂
بعد ها هم که فاطمه غذا می خورد، بیشتر مواقع
از دست بابایش غذا می خورد، از بس به فــاطمه محبت می کرد♥️
صـــبح ها کــــه فاطمه از خــواب بـــیدار می شد
می پرسید بابا کو ؟؟ می گفتم رفته سرکار. جمعه
ها که می گفتم بابا هنوز بیدار نشده، ازخوشحالی
انگار بال در می آورد😍🦋
می دوید توی اتاق، تا بابایش را بیدار کند ...
آقا جواد قبل از رفتنش به سوریه، قصه حضرت
رقیه علیها السلام را برای فاطمه گفت و بـعد در
مورد سفرش برای فاطمه توضیح داد🌱
حـــالا در روزهای نبودنش فاطمه کـوچک بارها قـــصه را در ذهن خود مــرور و با پـــدرش درد
و دل میکند....💔
#از_شهدا_الگو_بگیریم🌷
#سالروز_شهادت_شهیدجوادمحمدی🥀
همیشهنمازشاولوقتبود📿درجبهہ چفیہراپهنمیکردومشغولنمازمیشد❗️
استعدادوضریبهوشیبالایبابڪ
باعثمتمایزشدنشنسبتبهسایر نیروهادردورهآموزشیشدهبـودودرانتهای دورهآموزشیبهعنوانسرگروهتیماول تخصصخودشانانتخابشد😉
بابڪازنیروهایفعالبسیجبود🍃
#شهید_بابک_نوری🌼
عكسی بسيار شورانگيز و پر رمز و راز👌
اين عكس متعلق به كربلايی سيد مصطفی صادقی است
كه يك بيت شعر هم با دست خطش باقی مانده است:
"نرخ رفتن به سوريه چند است؟
قدر دل كندن از دو فرزند است"
آخرین نفر پدرش با او روز سه شنبه صحبت کرده بود
و مصطفی ساعت ۴ صبح چهارشنبه شهید شده بود😔
خود من روز دوشنبه با مصطفی تلفنی صحبت کــردم
چون تقریبا سه ماه از رفتنش میگذشت خیلی دلتنگش
بودم💔حرف که میزدیم گفتم: "مصطفی جان! مواظب خودت باش خیلی دلم برایت تنگ شده"
گفت: "مادر! من را به حضرت زینب(س) بسپار، دلت آرام میشود🙂"
باور کنید الان هم با اینکه پسرم شهید شده اما دل من
آرام است چون پسرم را سپردم به خانم زینب(س)
میدانم که این بهترین سرنوشت برایش بوده...😊
مصطفی در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۵ به منطقه مقاومت سوريه اعزام و در تاريخ ۱۳۹۶/۳/۱۶ مصادف با يازدهم ماه مبارك رمضان در وقت افطار در حماء به دست تكفيری های جنايتكار به درجه رفيع شهادت نائل آمد...🕊❤️
#شهیدمدافعحرم_سیدمصطفیصادقی🌱
#سالــــروزشـــهادت🥀
•~🕊~•
دلگیر مباش😉
دلت که گیر باشد رها نمی شوی😕
یادت باشد خدا بندگانش را با آنچه
بدان دل بسته اند❤️⛓
می آزماید...👀
_شهیدمحمدابراهیمهمت
#شُکردرسختےها_پارت۱۶⇩⇩
shokr62.mp3
13.89M
••🎙🌸••
توی قلب هرآدم یه عالَمه دستگیره
وجود داره که بهش میگن تعلّق☝️
تعلّق به فرزند، به مال
به همسر، به شغل، به اتومبیل و..🌱
وابستگیهاتو که کم کنی
قلبت آزاد و شاکر میشه😇🤲
#استاد_شجاعی🎙••
#شُکردرسختیها_پارت۱۶🌸••
6.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷
🎥 با دیدن این کلیپ دیگه هیچ دلیلی برای ناامیدی وجود نداره...
🍃🌹🍃
🌺 دیگه این مرد الهی چطوری باید بگه که پیروزی از آن ماست...
┄┅═══✼🍃🌺🍃✼═══┅
🕊شهیدیکه برای آب ،نامه مینوشت!!
🌷شهید غواص، یوسف قربانی
در این دنیای فانی هیچکس را ندارد
در ۶ ماهگی پدرش را
در ۶ سالگی مادرش را
در ۸ سالگی مادر بزرگش را
و برادرش را هم در سانحه رانندگی
از دست داد😔
زمان شهادتش هم غریبانه دفنش کردند😔
🌷 همرزم یوسف میگوید:
هر روز میدیدم یوسف گوشهای نشسته
و نامه مینویسد با خودم میگفتم
یوسف که کسی را ندارد برای چه کسی
نامه مینویسد؟ آن هم هرروز؟
🌷یک روز گفتم :
یوسف نامهات را پست نمیکنی؟
🌷دست مرا گرفت
و کنار ساحل اروند برد
نامه را از جیبش در آورد، پاره کرد
و داخل آب ریخت
چشمانش پر از اشک شد و آرام گفت:
من برای آب نامه مینویسم ،
کسی را ندارم ....💔
🔹️بیاییم برایش ، پدری ، مادری ،
برادری و خواهری کنیم و به هرکس که
میتوانیم ارسال کنیم تا سِیلی از فاتحه
و صلوات به روح مطهرش هدیه کنیم.
🌷ما تا ابد مدیون شهداء هستیم🌷
💢دیدار با خانواده های شهدا
بعد از پنجاه شصت روز تازه از راه رسیده بود و با خود لبخند همیشگی و بوی خاکریز را آورده بود. بچه ها را در آغوش گرفت و گونه هایشان را بوسید. زود صبحانه را آماده کردم. تند تند لقمه هایش را خورد و بلند شد. می دانستم می خواهد به کجا برود.
گفتم: «بعد از این همه مدت نیامده می خواهی بروی؟ لااقل چند ساعتی پیش بچه ها بمان. اگر بدانی چقدر دلشان برای تو تنگ شده...»
با لحن ملایمی گفت: «حضرت رباب (س) را الگوی خودت قرار بده. مگر نمی دانی که بچه های شهدا چشم انتظار همرزمان پدرشان هستند تا به آنها سر بزنند و حالشان را بپرسند.» کار همیشگی اش بود نمی توانست توی خانه دوام بیاورد. باید می رفت و به خانواده تک تک شهدا و همرزمانش سر می زد.
#شهید محمود بنی هاشم
☫
هدایت شده از دعای ندبه امامزاده بی بی زبیده(س)
🔴 یکی از دلایل اصلی غیبت امام زمان علیهالسلام...
🌕 امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند:
«به من خبر رسيده كه بُسر بن أَرطاْة بر يمن دست يافته است. به خدا سوگند، ميبينم كه آنان با هماهنگی و وحدت كلمه بر شما غالب آيند با اينكه بر باطلاند؛ و شمايان در راه حقّتان پراكنده و پريشانيد. شما امام بر حقّ خود را نافرمانی كنيد، و آنان از سردمدار غاصب و باطل خويش فرمان برند. آنان بر سر پيمان اميرشان باشند، و شمايان خيانت ورزيد. آنان در جامعه قانونمند، و شما فاسد و قانون شكن! تا آنجا كه اگر قدحی را به شما سپارم ترسم در آن خيانت كنيد و بند آن را بدزديد. پروردگارا، من اينان را به ستوه آوردم، و اينان نيز به ستوهم آوردند خستهشان كردم، و مرا خسته كردند. پس بهتر از ايشان را به من ارزانی دار، و بدترين را بر ايشان بگمار. پروردگارا، دلهاشان را چون نمك در آب، متلاشی كن. به خدا سوگند، دوست ميداشتم به جای انبوه شمايان تنها هزار سوار از قبيله «بنی فراس بن غنم» داشتم، كه: «اگر يكی از آنان را فراخوانی، سواركارانی چون ابر تابستان به سويت هجوم آرند». و سپس از منبر به زير آمدند...»
«أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي اللَّهُمَّ مُثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِي فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ»
📗متن و ترجمه نهجالبلاغه (خطبه ۲۵)
چقدر سخت مىگذرد بر کسى که کوهى از علم و حکمت و تدبير و ايمان و شجاعت و حامل اسم اعظم الهیست؛ اما به خاطر نداشتن ياران باوفا، چنين ناله مىزند. حالا ببینید امام زمان علیهالسلام چه دردی میکشد..