قرار بود انشا بنویسم که بعد برای دبیر بخونم و اینا
موضوعش آزاد بود
منم چیزی به ذهنم نمیرسید
بعد دوستم نمیدونم چرا داشت به تَرَکه دیوار میخندید برای همین به شوخی گفت بنویس ترکه دیوار ، فکرشو نمیکرد جدی بشینم راجبه همین انشا بنویسم و منم نوشتم و امروز رفتم اونجا خوندمش، و وقتی تموم شد اولین سوالی که دبیر ازم پرسید این بود که خودت نوشتیش؟ گفتم آره و گفتش که این یه هنره اینکه بتونی از یه چنین موضوعی چنین انشایی در بیاری واقعا هنره آفرین، بچه ها تشویقش کنین
و چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد و حسه خوبی بهم داد این بود که همه خوششون اومد
ترک دیوار
همه ی ما تا به حال خطی منحنی بر روی دیوار دیده ایم، که آن را ترک صدا می کنیم. اما تا به حال شده، به این فکر کنیم که ترک ها چگونه به وجود آمده اند یا اصلا خودمان را جای ترک ها بگذاریم؟ فکر کنم افراد زیادی این کار را نکرده باشند، پس بیاید به این موضوعِ نه چندان مهم بپردازیم.
از نگاه من، ترک ها خیلی چیز ها را تجربه کرده اند، مثلا آنها اولش کاملا سالم بودند، اما به مرور زمان آسیب دیدند و یه سری از آنها دیگر هیچوقت سلامتیشان را به دست نیاوردند، اما یه سری هایشان هم، جراحی شدند و مورد درمان قرار گرفتند و توانستند دوباره سلامتی خودشان را به دست بیاورند، به نظر شما این یکم شبیه زندگی خیلی از انسان ها در دنیای خودمان نیست؟ به نظره من که هست.
به ترکی بر روی دیوار مدرسه فکر کنید! او مجبور است تا وقتی که درمان نشده است، حرف های چرت و پرت و سر و صدای دانش آموزان را تحمل کند، البته ممکن است بعضی درس ها مانند ادبیات را هم دوست داشته باشد! اما احتمالا حتی ترک ها هم مثل ما انسان ها سلایق و علایق مختلفی دارند.
بعضی وقت ها قلب انسان ها هم ترک میخورد و دیگر درمان نمی شود، حتی ترک ها، ممکن است از حادثه هایی که برای یک انسان رخ می دهد درس بیشتری از خود آن انسان گرفته باشند و تجربیات بیشتری داشته باشند و حتی بیشتر درد کشیده باشند، پس بیاید ترک ها را درمان کنیم؛ حتی اگر روی قلبمان باشند!
سیرکِ یه خلوضع.
منفجر شدم،عربیو یک شدم 🤣🤣🤣
امتحان جامع گرفته بودن بعد الان رفتم نمره رو دیدم عربی یک بود 🤣🤣