چون که حس میکنم زودتر از حد معمولم به این سن رسیدم و تصورم از بزرگسالی همچین وضعیتی نبود
و دیروز اینطوری بود که یه اکیپ با قدمت دوساله بخاطر نفهم بازیای یک آدم از دماغ فیل افتاده از هم پاشید و الان دوتا اکیپ شدن💅🏻
استاد خیلی رندوم دیروز وسط گرم کردن:کی کار خونه انجام میده؟
بعد تک تک میپرسید
من:استاد من خونه مجردی دارم قشنگ همه کارا با منه(الکی)
استاد:خونه مجردی بهم ریخته تره که
من:استاد بالاخره شب میاد خونه مامانم میبینه
در ادامه اینطوری بود که برای باشگاه میگم اگه بچه های خودمون نیومدن میگم بیاید کمک
وای به حالتون اگه نیاید