تو روز آخر راهیان نور تو غذا خوری وقت صبحانه که با اعصابانیت رفتم دوستام بیارم ولی بعدش .... بمونم
از اونجایی شروع شد،که من اونو دیدم:)
از اونجایی شروع شد،که من اونو چیدم
چشمام اونو دید،دادم بهش گل میخک
از اونجایی شروع شد،که من این حال و دیدم
از اونجایی شروع شد،که من فهمیدم اگه یه چیز از دنیا بخوام؛اون توییی:)
از اونجایی شروع شد،که من فهمیدم اگه بخوام جایی هم برم با توعهههه
``شروع اشنایمون 🥺
``بود اتفاقی 🤭
``دیدنت کرد 👀
``تو قلب من ❤️
``یه انقلابی🦋
``که به هیچی🙃
``جز تو دیگه🤞
``فکر نکردم🫂
``چشمام به هیچکسی🥺
``جز تو نگاه نکردن👀
وقتی عاشق خودت باشی ::
هر عشق و محبتی از بقیه رو نمیپذیری
چون دیگه عشق واقعی رو میشناسی .