حتی نتونستم بهت بگم چه رشته درس میخونم چه کاره میخوام بشم و کلی توضیح راجب رشته مدرسه ام بهت بگم
و در آخر دعای عاقبت بخیر برام بکنی
متنفر بودن ازم بی فایدست
چون رفیق صمیمی بهم میگه هیچی کم ندارم و پر از فکتم
و اگر پسر بود قطعا باهاش ازدواج میکردم
وقتی یادم میاد همش سراغمو میگرفتی
دل تنگ بوده میخواستی بینیم
دلم کباب میشه من قرار بود بیام یکشنبه بیمنت درسته رو تحت بیمارستان ولی داشتم میامدم