وقتی یادم میاد همش سراغمو میگرفتی
دل تنگ بوده میخواستی بینیم
دلم کباب میشه من قرار بود بیام یکشنبه بیمنت درسته رو تحت بیمارستان ولی داشتم میامدم
متوازی؛
من عاشورا تاسوعا نمیخوام برم شهرستان
حوصله سوال شون ندارم
تو خودت انتخاب کردی چادری بشی
چرا
نکنه هوس نوجوانیه
چرا آنقدر روسریت جلوه
چرا آنقدر عقبه
در سکوت شب خانه زد
فریاد اما تو نشنیدی
دل به پایت افتاد
آزور کردم بعد تو دگر عاشق نشوم