زمزمه های چای.
اگر واقعا و عمیقا زندگیای رو بخوای، نیازی نیست نگران باشی.جوری همونجا میمونی که انگار از اول همونجا بودی،نیازی نیست نگران باشی.خیلی ساده بخوام بگم مثل کتابی هست که دیگه به جایی که بود برنمیگرده و از اول خریداری یا نوشته نمیشه.
'کتابخانهٔ نیمه شب؛
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
کاش به جای زبان های دیگه جهان به زبان خودمون بیشتر توی مدرسه پرداخته میشد.
مثلاً کتاب اشعار جدا داشتیم از شاعران ایران یا هر چیز دیگه ای فقط احساس میکنم به زبان فارسی خیلی کم اهمیت میدن.