نام رمان: حجاب من 🌸
نوع داستان: خیالی🥺
نویسنده: ثمین تاجمیرریاحی 🌸😊
پارت : دوم -۲
هی هر روز میگفتم دیگه امروز نماز هامو میخونم اما نمیشد اصلا دست و دلم به کار نمی رفت
روز هامو همینطوری می گذراندم شب ها میرفتم تو اتاق در اتاق رو میبستم میشستم رو صندلی پیانو 🎹 و میزدم و میخوندم : هوامو داره همه جا کنارمه تو همه حال بدیا اونه که با منه .............
انقدر میخوندم که خوابم بگیره
دوباره صبح که بیدار میشدم روز از نو و روزی از نو
خلاصه احساس میکنم دیگه نمیتونم زندگی رو تغییر بدم اصلا از همه چی نا امید شدم .............
این داستان ادامه دارد...........
https://eitaa.com/ssaaassoo