eitaa logo
سیر و سلوک و عرفان
6.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
13 ویدیو
5 فایل
سفر از غم به شادی ، از خود به خدا⏬️ سلوک علمی و اصولی⏬️ 📌برنامه در کانال سنجاق گردیده شرح آن در: ⏬️ 📚 ِکتاب ‌جامع " #رهروان_تنها " به قلم مدیرکانال: در کانال زیر ⏬️ https://eitaa.com/sserfanbook ادمین : @tabadolat1100 مولف : @Zohali52
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق و عرفان (قسمت چهل و یکم ) شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری منزل هفتم : فقر و فنا ادامه... و چون سالک در میخانه حیرت مست شد ،از در دیگر وارد بیابان فقر و فنا می گردد .فنا در حقیقت همان حیرت است که به کمال می رسد چنانکه حیرت نیز مستیی است که از ادراک توحید حاصل میشود ،بنابراین توحید کامل متضمن فنای معشوق است در عاشق: چیست توحید خدا ؟،افروختن خویشتن را پیش واحد سوختن و تحمل این سوختن تنها در مستی و بی خویشی حیرت میسر است ،و همین بی خویشی است که در وادی فنا به فراموشی و لنگی و کری و بیهوشی و در نهایت ،به خوشی محض منتهی می شود ،اینجا گم شدن سایه در آفتاب و موج و حباب بحر است .اینها جمع هستی و نیستی است که سالک به اعتباری هست و به اعتباری دیگر نیست : نبود او و بود چون باشد این ؟ از خیال و وهم بیرون باشد این منطق الطیر رسیدن پرندگان به درگاه سیمرغ : تا اینکه سیمرغ مقصود ،دری برگشود و هر نفس هزاران پرده بر گرفت تا مرغان جهانی بی حجاب دیدند ،عجب در عجب و نور در نور،پس سیمرغ آنان را از حیرت رهاند و بر مسند عزت نشاند و رقعه ای پیش روی آنان نهاد که چون مرغان در آن نگریستند حیرت بر حیرتشان بیفزود ،زیرا دیدند که داستان شگفت انگیز آنها از آغاز تا انجام ،همه در آن نامه پر اعتبار ثبت شده و دریافتند که آن شوق ، طلب، عشق ، و کشش اولیه در آنها نیز به عنایت سیمرغ بوده و در آن شرمساری غرق دریای نیستی شدند . پس در آن مقام قرب،چشم آرزو به جانب سیمرغ گشودند و در اینجا هیجان و حیرت مرغان به نهایت رسید چون به جای "سیمرغ " در برابر خود سی مرغ دیدند و آن سی مرغ کسی جز ایشان نبود . چون نظر در خود می کردند سی مرغ می دیدند و چون به جانب سیمرغ روی می آوردند باز همان سی مرغ به نظر می آمد و چون به یک نگاه در هر دو چشم می دوختند ،آن دو خود یک بودند . در این حیرت با زبان بی زبانی از آن حضرت سوال کردند و جواب معما را خواستار شدند که جواب آمد: هر که آید خویشتن بیند در او جان و تن هم جان و تن بیند در او چون شما سی مرغ اینجا آمدید سی در این آینه پیدا آمدید واگر چهل مرغ بودید ،مرا چهل مرغ می دیدید . و خطاب آمد که : شما هنوز خود را می نگرید و از گوهر ذات من بی خبرید و این همه وادی که پیموده اید و این همه دلاوری و پهلوانی که کرده اید باز در افعال و تجلیات فعلی ما سیر کرده اید و به وادی ذات و صفت نرسیده و از شعشعه ذات و تجلی صفات شرابی نخورده اید و اکنون خود را سی مرغ می بینید و سیمرغ می پندارید ،در حالیکه : ما به سیمرغ بسی اولیتریم زآنکه سیمرغ حقیقی گوهریم پس نگاه از خویش بر گیرید و خود را در من گم کنید تا مرا و خود را بیابید . پس مرغان به یک دم چون سایه در آفتاب محو شدند و دیگر کس را از ایشان خبر نماند: بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش که به خورشیدی رسیدیم و غبار آخر شد ادامه دارد... @sserfan
🌺 قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : حبُّ الدّنيا و حبّ اللهِ لا يجتمعان في قلبٍ ابداً.❤️ رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: حب و دوستي دنيا با حب خدا هرگز با هم در يك قلب جمع نمي شوند.  «تنبيه الخواطر، ج 2، ص 122»🌷 @sserfan
عشق و عرفان قسمت چهل و دوم شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری منزل هفتم :فنا ادامه... شرح فنا و مراتب آن و... ، چندی پیش تحت عنوان "فنا در عرفان " بطور مشروح به آن پرداخته شد ،جهت جلوگیری از تکرار مطالب،از شرح مجدد آن خود داری میشود،علاقمندان میتوانند مراجعه نمایند . در کانال سرچ فرمایید: عشق و عرفان (قسمت چهل و سوم) هفت شهر عشق به روایتی دیگر: یکی دیگر از تقسیمات هفت شهر عشق ،به شرح زیر است: منزل اول : به معنی بازگشت از گناه و راه های پراکنده به سوی حق است. حال توبه تعبیر دیگری از حال طلب است که به آن دگرگونی یا احوال قلب گویند. داستانهای بسیار زیادی در ادبیات عرفانی وجود دارد که چگونه فردی عافل و سرگشته به صدای سروش غیبی یا مشاهده و دیداری عبرت انگیز یا سخن حکیم و قدیسی ،ناگهان دلش دگرگون شده و پای در وادی عشق نهاده است. منزل دوم : به معنی ترس، این ترس نگرانی سالک است از اینکه به سبب کاری ناپسند او را طرد کنند و شایسته راه عشق ندانند و از این رو سالک در این منزل در حال مراقبت نفس و چله نشینی است .بدین معنی که پیوسته در کمین نفس خود نشسته و هر دم خود را می نگرد تا مبادا کاری بر خلاف میل معشوق از او سر بزند. منزل سوم : و آن دست افشاندن است از هر چه سالک را در طریق به کار نمی آید و بار او را گران می کند .بدین سان ،زهد و پارسایی حقیقی مایه سبکی و تیزکامی سالک است. منزل چهارم : و آن تجلی این حقیقت است بر دل سالک که او مالک هیچ چیز نیست و اگر سلیمان است هم چنان مسکین است و معنی این آیه که خداوند فرمود : و غنی بالذات تنها خداست (فاطر 15) منزل پنجم : صبر آزمون پایداری سالک در سختی های راه عشق است .این آزمون برای طرد سالکان مدعی و سست رای است.اما حقیقت صبر ستم دیدن و هیچ نگفتن ،خواری کشیدن و خاموش ماندن نیست ،بلکه صبر تحمل هر رنجی است که برای رسیدن به مقصود چاره نیست. منزل ششم : توکل در میان هفت وادی ،به روایت عطار به تقریب با منزل توحید برابر است .توکل از کار تن زدن و کار ها به تقدیر سپردن نیست ،بلکه دریافت این معرفت است که جهد سالک و طاعات و خدمتهای او هر چند فریضه است ،اما بر آن تکیه نتوان کرد ،زیرا جهد سالک جز به فیض الهی نیست و اگر آن فیض منقطع گردد در راه فرو ماند. منزل هفتم : رضا که برابر فقر و فنا در هفت وادی مرغان است.رضا حالی است که در آن خواست و آرزوهای سالک همه در رضای الهی محو میشود و پیوسته "الهی رضا به قصائک "گوید. و از این خوشتر چیست که همه امور جهان اعم از غیب و شهادت به رضای سالک رخ می دهد،زیرا رضای او با رضای حق یکیست. @sserfan
عشق و عرفان (قسمت چهل و چهارم) راههای عملی کسب عشق و محبت الهی  یکی از راه‌ها برای اینکه محبِ پروردگار شوی همین است که آرزو کنی که ای کاش محبت خدا در دلم بود و از دست خودت ناراحت شوی که چرا من عاشق خدا نیستم. به خودت نهیب بزنی که بایست قلبِ من حرم خدا باشد و غیر خدا را در آن ساکن نکنم؛ الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه (امام صادق(ع)، جامع الاخبار/ ص 185) پس یکی از راه‌هایش این است که خودمان را تقبیح و توبیخ کنیم که «چرا سرشار از محبت خدا نیستیم؟ چرا عاشق خدا نیستیم؟!»   اگر کسی به جایی نرسید یقین بدانید برای توبیخ نفسش، کم وقت گذاشته یک راه خوب برای سیر و سلوک؛ آرزوی خوبی‌ها و تحقیر بدی‌ها است •    امام کاظم(ع) می‌فرماید: «اینکه خودت را مذمت کنی، از چهل سال عبادت بالاتر است؛ ذَمُّكَ لِنَفْسِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَتِكَ أَرْبَعِينَ سَنَة»(کافی/ ج 2/ ص 73) آرزوی خوبی‌ها و تحقیر بدی‌ها خودش یک راه خوب برای سیر و سلوک است. اگر کسی به جایی نرسید یقین بدانید که برای «توبیخ نفسش» کم وقت گذاشته و خوبی‌ها را آرزو نکرده است. و اگر کسی به جایی رسید بدانید که برای توبیخ و سرزنش نفسش وقت گذاشته و خوبی‌ها را آرزو کرده است؛ و منظور اصلی از خوبی‌ها همین «حبّ الله» است؛ نه اینکه انسان برود وقت بگذارد تا برخی صفات و فضائل نفسانی مثل تواضع و خوش‌برخوردی را کسب کند.  •    لازم نیست برای اینکه محب خدا شوید کارهای دیگر را ترک کنید، مثلاً به دنبال کسب روزی و پول در آوردن نروید، در این بحث از «دل» صحبت می‌کنیم نه از عمل. نحوۀ عمل کردن ما باید مثل راننده‌ای باشد که همۀ حواسش به مقصد و مسیر حرکت است ولی در همان حال با کلاچ و ترمز و دنده هم خیلی خوب و روان کار می‌کند. دلِ ما باید مدام به یاد خدا باشد و در عینِ حال امور دنیایی خودمان را هم انجام دهیم. باید به امور دنیایی مثل کار، روابط خانوادگی و اجتماعی خودمان کاملاً مسلط باشیم، ولی حواسمان به خدا باشد؛ مثل یک رانندۀ حرفه‌ای که به ترمز و کلاچ و دنده مسلط است ولی همۀ حواسش به راه و هدف است.    خدا شیرینی محبتش را از قلبی که دنبال شهوات برود می‌گیرد  •    درست است که باید به امور دنیایی مسلط باشیم ولی بحث بر سر این است که «دلت کجاست و عاشق چیست؟» این دل نباید عاشق دنیا باشد. خداوند به حضرت داود(ع) می‌فرماید: من شهوات را برای ضعفاء (بندگان ضعیف) قرار داده‌ام (یعنی بندگان ضعیفی که دلخوشی آنها در دنیا به شهوات است) پس تو خودت را درگیر شهوات نکن و مواظب باش که دلت را دنبال شهوات نیندازی و بپرهیز از اینکه قلبت به چیز کوچکی از شهوات تعلق خاطر داشته باشد. اگر دلت دنبال شهوات برود، کمترین عقوبتی که نصیبت خواهم کرد این است که شیرینی محبتم را از دلت برمی‌دارم. منبع حجت الاسلام پناهیان سخنرانی صوتی ادامه دارد... @sserfan
  رهایی از ذهن با مراقبه: علت رنج و محدودیت ، ذهن است : راه رهایی از رنج، رهایی از ذهن است. رهایی از ذهن، بیرون آمدن از ذهن است. بیرون آمدن از ذهن، مانند بیرون آمدن کرم از پیله یک فرایند زمانبر است. هیچ جادو و معجزه ای برای یکدفعه از ذهن بیرون آمدن نیست. تمرین مداوم و پرورش هوشیاری برای دستیابی به مرتبه "شاهد بودن" تنها راه بیرون آمدن از ذهن است. ذهن شلوغ و پر سر و صداست از آن مایوس نباشید و فقط از آن آگاه باشید. @sserfan