تقوا از خطورات ذهنی :
در تقوای اخص حتی خطورات ذهنی می بایست مدیریت شود؛ یعنی همان طوری که در گام های آغازین ترک از محرمات و متشبهات و متشابهات و مکروهات و عمل به واجبات و مستحبات در دستور کار قرار می گیرد، در مراتب عالی خطورات ذهنی می بایست مدیریت و مهار شود.
از آن جایی که وصف العیش نصف العیش است و کسی که به توصیف و بیان یک امر لذت بخش می پردازد گویی از آن لذت می برد و یا در ذهن و خیالش اگر تصوراتی خیالی و ذهنی داشته باشد با آن معشوق و محبوب ذهنی خوش می گذارند و حال می کند، باید خطورات ذهنی خود را مدیریت کند و اگر امری تلذذ نفسانی به وجود می آورد باید از رهایی یابد.
اصولا کسانی که به مراتب عالی تقوای الهی رسیده اند در خواب هم تلذذ جنسی ندارند؛ زیرا عادت کرده اند که در روز خودشان را مدیریت کنند، پس در خواب نیز مدیریت می شوند و گناه و تلذذ و احتلامی ندارند. این مرتبه عالی تقوای الهی است که تنها کسانی خاص موفق به انجام آن خواهند شد.
آیت الله جوادی آملی
#تقوا
@sserfan
مراتب تقوا از دیدگاه امام خمینی ره :
امام خمینی در چهل حدیث خود درباره مراتب ورع می نویسد:
۱. ورع عامه، اجتناب از کبائر است؛
۲. و ورع خاصه، اجتناب از مشتبهات است برای خوف وقوع در محرمات؛
۳. ورع اهل زهد، اجتناب از مباحات است، برای احتراز از وزر(سنگینی بار گناه) آن،
۴. و ورع اهل سلوک، ترک نظر به دنیاست برای وصول به مقامات،
۵. و ورع مجذوبین، ترک مقامات است برای وصول به باب الله وشهود جمال الله؛
۶. و ورع اولیا، اجتناب از توجه به غایت است.
نگاه اهل ورع و متقین در مقامات عالی اینگونه است که امام سجاد(ع) می فرماید: پروردگارا! هنگامى که ما به دو موضوع میل کردیم که یکى از آن مورد خشنودى تو و دیگرى مورد خشم تو است، در یکى رضاى تو و در دیگرى مورد خشم تو است، در یکى رضاى تو و در دیگرى سخط تو است، تو دل ما را بگردان از آنچه ناخشنودى تو در آن است به آنچه خشنودى تو در اوست.(صحیفه سجادیه، دعاى نهم: ص۵۹ – ۶۰)
چهل حدیث
#تقوا
@sserfan
رسیدن به حقیقت ، با عبور از ذهن :
از طريق پرورش آگاهي، مي توان به حقيقت رسيد. رسيدن به حقيقت از طريق ذهن، غير ممكن است. براي رسيدن به حقيقت بايد افکار غیر ضروری را متوقف كنيد. براي دانستن حقيقت بايد آنچه را درباره حقيقت مي دانيد نيز به فراموشي بسپاريد. بايد از شر تمامي تئوريها، فرضيه ها و فلسفه بافي ها كه تاكنون فراگرفته ايد، خلاص شويد. راه رسيدن به حقيقت، رهايي از آموخته هاست؛ رهايي از شرطي شدگي ها و فرو رفتن در سکوتی ژرف از طریق مراقبه است .
آرام آرام بايد از دنياي ذهن خارج شويد و آگاهي را در وجودتان تقويت كنيد؛ آگاهي ناب. فقط مشاهده كنيد. آنچه را در دنياي پيرامون و درونتان رخ مي دهد، تنها مشاهده كنيد. افکار را دنبال کنید و آگاه باشید که ریشه هر فکری از کجاست. هنگاميكه بتوانيد بدون مداخله و قضاوت، به مشاهده صرف بپردازيد، حقيقت رخ مي نمايد و معجزه اين است كه حقيقت از جايي خارج از وجودتان بر شما نازل نمي شود، بلكه آنرا در درون خويش خواهيد يافت. حقيقت، طبيعت فطري شماست. شما هرگز حتي براي لحظه اي غير از حقيقت نبوده ايد. حقيقت، ذات فطري شماست که با شماست (هو معکم اینما کنتم ، او با شماست هر جا که باشید. سوره حدید آیه 4 ) آنچه امكان از دست دادنش را داشته باشيد، طبيعت شما محسوب نمي شود.
#مراقبه
#آگاهی
#حقیقت
@sserfan
#علامت_عاشق
از جنید بغدادی پرسیدند :
عاشق چه علامتی دارد ؟
گفت:
_خلوت بسیار.
_معاشرت اندک.
_چون می نگرد نمی بیند و چون خطابش کنی نمی شنود.
_گر سخن با او گویی نمی فهمد.
_نه مصیبتی اندوهگینش می کند و نه دست یابی به چیزی خشنودش.
_در خلوت سرای خویش ناظر خداست و با او مانوس است.
_در آشکار و نهان با او راز و نیاز دارد.
_با اهل دنیا در کارشان ستیره ندارد.
_برای از دست دادن آنچه می جوید بیمناک است.
_خردش از دیدن جلال حق به وحشت افتاده.
_کم می خورد.
_کم می خوابد.
_همواره دلش غرق در اندوست.
_مردم سرگرم کار خود و او سرگرم کار خویشتن است.
_در خلوت سرای خویش گریان و در تتهایی نالان است.
_شراب از جام عشق می نوشد و از مردم روی گردان است.
حضرت استاد کریم محمود حقیقی
تجلی 7.
@sserfan
از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا نفس روح پرور است
هرگز وجود حاضر غایب شنیدهای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر
چون هست اگر چراغ نباشد منور است
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است
جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق
درماندهام هنوز که نزلی محقر است
کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنان
بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که میزنم ز غمت دود مجمر است
شبهای بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است
گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است
سعدی خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است
زنهار از این امید درازت که در دل است
هیهات از این خیال محالت که در سر است
#شعر_سعدی
@sserfan
🌺امام علی علیه السلام :
صَلَاحُ النَّفْسِ مُجَاهَدَةُ الْهَوَى
خودسازی در گرو مبارزه با هوای نفس است
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 241 ، ح 4881🌷
@sserfan
عشق و عرفان
(قسمت دویست و شصتم)
راههای عملی کسب عشق و محبت الهی
عامل بیست و هشتم : ترک مشتهیات و هواهای نفسانی
ادامه...
محدوده خود داری از مباهات:
برخی عادت کرده اند که زهد خود را نسبت به امور به دیگران نیز تحمیل کنند، همین مساله موجب می شود هم خانواده و خویشان از ایشان برنجند و دور شوند. اگر در اسلام از زهد و ایثار سخن به میان آمده است، این زهد امری شخصی و فردی است و نباید آن را به دیگران تعمیم دهیم و رنج و مشقتی بر دیگران تحمیل کنیم. بسیاری در این زمینه راه اشتباه و خطا پیموده و می پیمایند. از این روست که نوعی اعتدال در رفتار آنان نمی توان یافت و اگر در یک امری سر شده اند در امری دیگر عقب افتاده و مردود شده اند.
شاید شما دیده و یا شنیده اید که بسیاری از فرزندان عالمان فرهیخته و پارسا ،فرزندانش از آن سوی بام افتاده اند. در حقیقت افتادن این پارسایان و زاهدان از این سوی بام موجب شده تا در واکنش به افراط پدران، فرزندان گرفتار تفریط شوند.
در اسلام اگر سخن از تقوا نسبت به مباحات است برای این که سالک هواهای نفسانی خود را مدیریت و حتی سرکوب کند، از مباحات و طیبات می گذرد و بر خود ظلم و سخت گیری می کند. چنین رفتاری برای خود شخص جایز است، ولی نمی تواند آن را به دیگران از همسران و فرزندان تعمیم دهند.
خداوند اولیای برگزیده خویش را به سه دسته : ۱. ظالم به خویشتین؛ ۲. معتدل و مقتصد؛ ۳. سابق در خیرات دسته بندی می کند و می فرماید: سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه رو، و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند و این خود توفیق بزرگ است.(فاطر، آیه ۳۲)
پس این آیه انسان کامل و برگزیده خدا را به سه دسته تقسیم می کند که به طور طبیعی گروه نخست برتر هستند؛ زیرا برخودشان سخت گیری می کنند و حتی مباحات را اگر به قصد لذت نفسانی باشد ترک می کنند و از خودشان ایثار می کنند و بر نفس خویش سخت گیری کرده و اجازه نمی دهند تا نفس مدیریت رفتار و گفتار و کردار آنان را به دست گیرد.
البته این ظلم به نفس بر خلاف ظلم نفسی است که در آیه ۵۷ سوره بقره و یا ۱۱۷ سوره آل عمران بیان شده است؛ زیرا آن ظلم به نفس به سبب تبعیت از هواهای نفسانی پدید می آید به طوری که نفس امانی زیر حکومت و حاکمیت نفس مالکی و هواهای نفسانی قرار می گیرد.
پس ظلم به خویشتن دو نوع خوب و بد دارد. نوع خوب آن است که انسان بر خود سخت گیری کرده و به قصد تسلط بر هواهای نفسانی از خود گذشت کرده و حتی از مباحات استفاده نکند و از آن برای دیگران ایثار کند؛ نوع بد آن است که انسان هواهای نفسانی را بر خود مسلط سازد و به حقوق بخش های دیگر چون عقل نپردازد و حقوق آنها را تضییع نماید.
در تقوای شخصی هیچ نباید کاری کند که دیگران به شکلی آسیب ببیند. از همین روست که اگر می خواهد ایثار کند از مال خودش ایثار کند نه آن که کاری کند که زندگی بر زن و فرزندنش سخت شود.
کسی که بخواهد زهد ورزد و پارسایی کند نمی تواند زن و فرزند و خویشان خویش را به گونه ای خواسته و ناخواسته مجبور به زهد و پارسایی کند. از همین روست که پیامبر(ص) کسی که حق فرزندان را انفاق کرده بود سرزنش می کند.
در روایت آمده که «پیامبر(ص) بر شخصی نماز خوانده بودند و بعداً فهمیدند که این شخص تمامی اموال خود را در راه خدا بخشیده و ورثه خویش را محروم ساخته است. آن حضرت(ص) بیان داشتند: اگر این را قبلا به من گفته بودید من بر این آدم نماز نمی خواندم.»( گفتارهای معنوی، ص ۱۵۹)
پس انفاق کردن و صدقه دادن و هر کار خیر دیگری تنها برای خود شخص زمانی مجاز است که از خود بگذرد نه این که از کسانی که بر گردن او حق دارند و عیال او محسوب می شوند، از حق آنان بزند و آنان را مثلا به خوردن ماست و کشک مجبور کند.
پایان مبحث ترک مشتهیات نفسانی
#عشق_و_عرفان
#ترک_مشتهیات_نفسانی
@sserfan