اصول اساسی برای برنامه ریزی در سیر و سلوک :
(قسمت چهارم _آخر)
12- طلب توفيق از خداوند: دعا و درخواست مخصوصاً با تضرع ، حال ، اشك چشم و دل شكسته، علاوه بر آثار مادى و معنوى استجابت و موفقيت در رسيدن به اهداف، دل را بر انجام اوامر الهى رقيق و آماده مى سازد و آن را از كدورت ها و تعلق و تشويش و اضطراب هاى ناشى از وسوسه هاى يأس آور شيطان و نفس اماره پالايش مى دهد.
در روايتى از امام جواد (ع) آمده كه مؤمن نياز به سه چيز دارد : المؤمن يحتاج إلى توفيق من الله ، وواعظ من نفسه ، وقبول ممن ينصحه، توفيق الهي و كسي كه از درون او را نصيحت كند و پذيرش نصيحت از كسي كه او را نصيحت كرده.
علي ( عليه السلام ) فرموده است: كما أن الجسم والظل لا يفترقان ، كذلك الدين والتوفيق لا يفترقان، همانگونه كه جسم از سايه خود جدا نمي شود، همچنين دين و توفيق الهي از هم جدا شدني نيستند. و در روايت ديگري فرمود : لا ينفع اجتهاد بغير توفيق، حتي كوشش بدون توفيق از جانب خداوند، نافع نخواهد بود.
از امام باقر (ع) در باره معناي جمله لا حول ولا قوة إلا بالله سوال شد ، حضرت فرمود : معناه لاحول لنا عن معصية الله إلا بعون الله ، ولا قوة لنا على طاعة الله إلا بتوفيق الله عزوجل،
معنایش اين است كه بدون كمك الهي، هرگز كسي را ياراي اجتناب از هيچ گناهي نيست و بدون توفيق الهي نيز كسي را نيروي اطاعت نمي باشد.
بنابراين بايد از راه توسل به ذات اقدس اله و واسطه قرار دادن ارواح پاك معصومين (ع) به درگاه او از خداوند طلب توفيق نمود. البته جديت و كوشش خود انسان هم لازم است و بايد از خوردن غذاهاى شبهه ناك پرهيز نموده و از مجالست با رفقايى كه مقيد به آداب و مقررات اسلامى نيستند دورى كرد تا به تدريج كارهاى خوب در انسان عادت و به صورت ملكه درآيد و توفيق الهى شامل حال شود.
اى خداى پاك بى انباز و بار
دست گير و جرم ما را درگذار
در ده ما را سخن هاى رقيق
تا تو را رحم آورد بر ما شفيق
هم دعا از تو اجابت هم زتو
ايمنى از تو مهابت هم زتو
13- رعايت اعتدال: اعتدال، صفتى است پسنديده و به معناى ميانه روى و پرهيز از افراط و تفريط در هر امرى
است. كاربرد اين اصل بيشتر در حوزه غرايز، اميال و هيجانات نفساني انسان كاربرد دارد. انسان همواره در اين عرصه ها در معرض افراط و تفريط قرار دارد و اگر تسليم آن شود، عقلانيت خود را فراموش كرده و از راه راست خارج شده است.
پرخوري، پرخوابي، هيجان بيش از حد غريزه شهوت و خشم و همچنين در مقابل آن، كم خوري مفرط، بي خوابي، خمود در شهوت و نداشتن غريزه خشم و غضب، مانع خودسازي و شكوفايي انسان است و چاره آن جز رعايت اعتدال در تمامي غرايز و اميال نيست.
در مورد خوراك و خواب بايد حد وسط و اعتدال را رعايت كرد به گونه اي كه هم شكم پرور و تنبل بار نيايد و هم باعث مريضي و بي حال و ضعف نگرد، رعايت اعتدال در امر سلوك در همه امور شرط اساسي اين راه است.
خشم به صورت غريزي در همه افراد بشر وجود دارد تا موانع حيات و كمال خويش را به وسيله آن دفع نمايد اما اين غريزه همچون ديگر غرايز بايد كنترل شود. اگر هيجان خشم از حد اعتدال خارج گردد يكي از دام هاي شيطان خواهد شد. امام باقر عليه السلام فرمود: «غضب آتشي است از طرف شيطان كه در دل بني آدم افروخته مي شود. به تعبيري مي توان گفت: ريشه تمامي گناهان جز خروج از اعتدال و افراط و تفريط در اميال و غرايز نيست.
اعتدال در روابط اجتماعى كه باعث تحكيم اين روابط و تضمين سلامت آن مى شود. در حاليكه تندخويى و ترشرويى بيش از حد، باعث پراكندگىِ اطرافيان و در مقابل، نرمش بيش از حدّ و جدى نبودن در كارها و روابط باعث بروز تشتت در روابط اجتماعى مى گردد.
جوانى كه وقت خود را يكسره صرف ورزش مى كند و يا كسى كه تنها به تفريح و گردش و تفرج مى پردازد و از مطالعه كافى و يا از عبادت و... غافل مى شود مسير درستى را انتخاب نكرده و به سوى تكامل پيش نخواهد رفت.
14- تامين اقتصادي : از نظر اسلام هم فقر مفرط مانع انجام وظايف بندگي است و هم ثروت فراوان. بهترين حالت براي ايجاد فراقت و تمركز در بندگي خداوند، حالت توسط و تامين اقتصادي است. كسي كه فقير است دايم بايد به فكر آب و نان خانواده خود باشد و همچنين كسي كه مال و منال فراوان دارد ، همواره بايد وقت و نيروي خود را در جهت سامان دادن و حفظ و حراست اموال خود به هدر بدهد ، اين دو گروه معمولا در دين داري و عبوديت خداوند موفق نيستند.
در روايت از رسول اكرم (ص) است كه كاد الفقر ان يكون كفرا، نزديك است كه فقر آدم فقير را به كفر بكشاند.
در مقابل افرادي كه از يك زندگي آبرو مند و ساده برخوردارند، فكري راحت و فرصتي مناسب براي بندگي خداوند و قرب به او در اختيار خواهند داشت و در این موفقیتشان بیشتر است.
منبع :
http://www.porseman.org
@sserfan
عرفان و تفاوت ان با حکمت :
عرفا براى رسيدن به مقام عرفان حقيقى، به منازل و مقاماتى قائلند كه عملا بايد طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقيقى را غير ممكن مى دانند.عرفان با حکمت الهى وجه مشتركى دارد و وجوه اختلافى. وجه مشترك اين است كه هدف هر دو «معرفة الله» است. اما وجه اختلاف اين است كه از نظر حكمت الهى، هدف خصوص معرفة الله نيست، بلكه هدف معرفت نظام هستى است آنچنانكه هست. معرفى كه هدف حكيم است نظامى را تشكيل مى دهد كه البته معرفة الله ركن مهم اين نظام است، ولى از نظر عرفان هدف منحصر به معرفة الله است.
از نظر عرفان معرفة الله معرفت همه چيز است، همه چيز در پرتو معرفة الله و از وجهه توحيدى بايد شناخته شود و اينگونه شناسائى فرع بر معرفة الله است.
ثانيا معرفت مطلوب حكيم، معرفت فكرى و ذهنى است، نظير معرفتى كه براى يك رياضيدان از تفكر در مسائل رياضى پيدا مى شود. ولى معرفت مطلوب عارف، معرفت حضورى و شهودى است، نظير معرفتى كه براى يك آزمايشگر در آزمايشگاه حاصل مى شود. حكيم، طالب علم اليقين است و عارف، طالب عين اليقين.
ثالثا وسيله اى كه حكيم به كار مى برد عقل و استدلال و برهان است، اما وسيله اى كه عارف به كار مى برد قلب و تصفيه و تهذيب و تكميل نفس است حكيم مى خواهد دوربين ذهن خود را به حركت آورد و نظام عالم را با اين دوربين مطالعه كند، اما عارف مى خواهد با تمام وجودش حركت كند و به كنه حقيقت هستى برسد و مانند قطره اى كه به دريا مى پيوندد، به حقيقت بپيوندد.
كمال فطرى و مترقب انسان از نظر حكيم در فهميدن است، و كمال فطرى و مترقب انسان از نظر عارف در رسيدن است. از نظر حكيم انسان ناقص مساوى است با انسان جاهل، و از نظر عارف، انسان ناقص مساوى است با انسان دور و مهجور مانده از اصل خويش.
عارف كه كمال را در رسيدن مى داند نه در فهميدن، براى وصول به مقصد اصلى و عرفان حقيقى، عبور از يك سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مى داند و نام آن را «سير و سلوك» مى گذارد. سير و سلوك عبد به سوى خدا، سيرى عمودى است; نه افقى و منظور از «عمودى» در اين جا، عمودى در هندسه الهى است، نه در هندسه طبيعى; يعنى به «مكانت برتر» راه يافتن است، نه به «مكان برتر» رفتن. از اين رو زاد و توشه اى طلب مى كند تا انسان را در سير به مكانت برتر كمك كند. خداوند از سير و سلوك به عنوان يك سفر صعودى و عمودى ياد مى كند و در سوره «مجادله» مى فرمايد: «يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» (سوره مجادله، آيه 11) : كسى كه سير صعودى كند، «مرتفع» مى شود و ذات اقدس اله از اين سير به «رفع» ياد مى كند، چنانكه در سوره «فاطر» از اين سير به «صعود» تعبير شده است: «اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه» (سوره فاطر، آيه 10) .
بنابراين، از اين دو تعبير «رفع» و «صعود» ، معلوم مى شود كه سير و سلوك، عمودى و مكانت طلبى است، نه افقى و مكان خواهى; چون سير به طرف مكان، گرچه مكان برتر باشد باز افقى است; نه عمودى و خدا از رفعت كسانى مانند حضرت ادريس (عليه السلام) كه اين سفر را پشت سر گذاشته اند، چنين ياد مى كند:«و رفعناه مكانا عليا» (سوره مريم، آيه 57) كه منظور از آن، مكانت عاليه است، نه مكان صورى و ظاهرى، و ذات اقدس خداوند در وصف خود نيز به عنوان كسى كه داراى درجات رفيعه است ياد مى كند:«رفيع الدرجات ذو العرش» (سوره غافر، آيه 15) . بنابراين،سير الى الله يعنى سير به طرف درجات رفيعه، و مؤمنان، از درجات رفيعه و عالمان، از درجات برتر و بيشترى برخوردارند و «كلمه طيب» هم به آن سمت صعود مى كند، و چون كلمه طيب كه همان معرفت و عقيدت صائب است، با روح عارف معتقد عجين مى گردد، بازگشت صعود عرفان و عقيده صائب به صعود عارف معتقد است.
@sserfan
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل اول :
"اعتقادات صحیح در اصول دین"
اولین و مهمترین گام در مسیر خودسازی و تهذیب نفس داشتن اعتقادات صحیح و معرفت کافی در اصول دین، خصوصاً خداشناسی و توحید میباشد. که منظور شناخت درست و اطمینان قلبی نسبت به خداوند یکتا و اسماء و صفات جلاله حضرت حق و سایر اصول دین میباشد. و آن از طریق تفکر و تدبر در آفاق و انفس، مطالعه و تحقیق، بهره مندی از علما و بزرگان دین و... بدست میآید. و به همین دلیل است که در روایات آمده یک ساعت تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت است.
انسان تا زمانی که در اسارت اوهام و خیالات باطلی که موجبات شرک جلی و خفی میشود، باشد و آنها را اعتقادات صحیح بپندارد و برای تصحیحشان به اندازه وسع و ظرفیت خود اقدام ننماید، در طی این مسیر موفق نخواهد بود.
امام خمینی(ره)اوّل شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، تفکر است .(چهل حدیث، ص۶)
آیت الله بهجت(ره): معرفةاللّه، اعظم العبادات است، و همه تکالیف مقدمه معرفت خدا هستند، ولی معرفت خدا واجب و مطلوب نفسی است. اگر کسی اهلیت داشته باشد، یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن اللّه معلمش خواهند بود؛ و گر نه سخن پیغمبر صلی اللّه علیه وآله هم در او اثر نخواهد کرد، چنان که در ابوجهل اثر نکرد!(افق حوزه،ص15)
مرحوم سید احمد کربلایی(ره) در خصوص اهمیت تفکر میفرمایند: جان من به لب آمد از گفتن اینکه راه نجات و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است. ذکر و فکر، خود راهنمای تو خواهد شد. (تذکره المتقین، ص 185 و 186)
#اصول_مهم_در_تزکیه_نفس_وسلوک_یکم
@sserfan
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل دوم :
"دوری از #گناه"
یعنی مرتکب گناه نشدن و به عبارت دیگر انجام واجبات و ترک محرمات دین که در رساله توضیح المسائل مراجع بیان شده است. انسان تا زمانی که از محرمات الهی دوری نکند، محرم درگاه الهی نخواهد شد. لذا لازم است تا مکلف با مطالعه احکام، با حرام و واجبات دین آشنا شده و به آنها عمل نماید. مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) همیشه می فرمودند: گناه نکن تا همه چیز درست شود.
مرحوم آیت الله انصاری همدانی (ره) میفرمایند: شروع حرکت، شرع است و اگر این کارتان ایراد داشته باشد و جاهل باشید، به هیچ جا نمیرسید!(سوخته، ص 79)
مرحوم آیت الله بهجت (ره): هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از «ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست.» و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون «مراقبه دائمیه»، صورت نمی گیرد.(افق حوزه،ص14)
آیت الله بهاالدینی (ره) در این خصوص میفرمایند: تأثیر روزه و نماز شب با دست کشیدن از گناه و دوری از محرمات حاصل میشود. و الا روزه ای که تنها گرسنگی باشد و نماز شبی که فقط بیداری و پس از آن گناهان گوناگون و یا فخر و تکبر و خود نمایی، هیچ ارزشی ندارد. (آیت بصیرت، ص 97)
مرحوم آیت الله بهجت (ره) در جواب سؤال ذیل میفرمایند:
سؤال: این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیر و سلوک داشته باشم، راه آن چیست؟
پاسخ مرحوم آیت الله بهجت (ره): بسمه تعالی – چنانچه طالب، صادق باشد، ((ترک معصیت)) کافی و وافی است برای تمام عمر، اگرچه هزار سال باشد. (به سوی محبوب، ص 67)
مرحوم آیت الله بهجت (ره) میفرمایند: همه میدانند که رساله عملیه را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند و تطبیق عمل بر آن نمایند و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛... پس نمیتوانند بگویند: ما نمیدانیم چه بکنیم و چه نکنیم؟(به سوی محبوب، ص 33)
#اصول_مهم_در_تزکیه_نفس_وسلوک_دوم
@sserfan
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل سوم
"اخلاص"
دستورات دین انسان باید تنها و تنها رضای پروردگار را در نظر داشته و از داخل نمودن نیتی به غیر از رضای خدا در انجام اعمال خود، اجتناب نماید، تا اعمال فرد مقبول و مؤثر واقع گردد. خداوند عملی را که فقط برای او باشد قبول مینماید. اخلاص روح عمل است و عمل هر چه هم خوب باشد زمانی که اخلاص نداشته باشد بی ارزش است. رمز اخلاص در بزرگ داشتن خدا و کوچک شمردن دیگران است. انسانها روز قیامت با نیاتشان محشور میشوند، نه با ظاهر اعمالشان.
در رساله لبّ اللّباب آمده است: باید دانست که وصول بدین مقامات و درجات بدون اخلاص در راه حقّ صورت نبندد و تا سالک به منزل مخلّصین نرسد کشف حقیقت چنانکه باید برای او نخواهد شد.
بدانکه اخلاص و خلوص بر دو قسم است: اول: خلوص دین و طاعت از برای خدای تعالی. دوم: خلوص خود را از برای او. و دلالت بر اوّل دارد آیه کریمه شریفه: وَ مَا امِرُوا الا لِیعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ و بر دوم دلالت دارد آیه کریمه شریفه: إلَّا عِبادَ اللهِ الْمُخْلَصینَ و حدیث نبوی مشهور: مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحًا ظَهَرَت ینابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبه إلی لِسانِه دلالت بر قسم دوم دارد.
ترجمه حدیث: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر کس چهل روز خدا را خالصانه بندگی کند چشمههای حکمت از دلش جوشیده و به زبانش جاری خواهد شد.
یعنی کسی بدین مرحله میرسد که خود را برای خدای تعالی خالص کند. (رساله لبّ اللّباب در سیر و سلوک اولی الألباب)
حضرت امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث در حدیث بیستم میفرمایند:
طریق خالص کردن اعمال از جمیع مراتب شرک و ریا و غیر آن، منحصر به اصلاح نفس و ملکات آن است، که آن سرچشمه تمام اصلاحات و منشأ جمیع مدارج و کمالات است. چنانچه اگر انسان، حب دنیا را به ریاضات علمی و عملی از قلب خارج کند، غایت مقصد او دنیا نخواهد بود و اعمال او از شرک اعظم که جلب انظار اهل دنیا و حصول موقعیت در نظر آنهاست خالص شود و جلوت و خلوت و سر و علن او مساوی شود. (چهل حدیث –حدیث 20)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) در خصوص اخلاص میفرمایند: کسی که میخواهد به درجه اخلاص نائل شود، نیازمند کوشش فراوان است... تا در این راه، اعمال طاقت فرسا در تحصیل علم سودمند، و مشقت تزکیه نفس را تحمل نمایند... کسانی که بیشتر وقتشان به عبادت مشغول است ... اما در قلب خود نورانیت و صفا و معرفتی احساس نمیکنند، باید بدانندکه عملشان فاسد (توضیح: یکی از دلایل فاسد شدن عمل، نداشتن اخلاص است) و در زمرهی زیان دیدگان خواهند بود. (اسرار الصلوه، ص 301)
دیوانهکنی هر دو جهانش بخشی دیوانهی تو هر دو جهان را چه کند
#اصول_مهم_در_تزکیه_نفس_وسلوک_سوم
@sserfan
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل چهارم
مراقبه و محاسبه:
در اهمیت مراقبه و محاسبه سخن بسیار است در این خصوص علامه حسن زاده آملی: عزیزان! خودتان را حساب کنید تا مصداق ((یدخلون الجنه یرزقون فیها بغیر حساب)) باشید، از بدیها استغفار کنید و از خوبیها حمد کنید، که محاسبه، مراقبه میآورد و مراقبه، حضور و حضور، فتوح به دنبال دارد! (صراط سلوک، ص 49)
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشی
شاید که نگاهی کند آگاه نباشی
مرحوم علامه طباطبائی (ره) میفرمایند: کلید اشیاء در مراقبه است. تا مراقبه نباشد و درست صورت نگیرد، بقیه کارها و دستورات در سیر و سلوک، هیچ و بی اثر است. (در محضر علامه طباطبایی (ره)، ص 331
ایشان همچنین در جای دیگری بعنوان راهکار به اهمیت توجه به این موضوع اشاره نموده و میفرمایند:
برای موفق شدن...، لازم است همّتی برآورده و توبه نموده، به #مراقبه و #محاسبه بپردازید. به این نحو که هر روزه که طرف صبح از خواب بیدار میشوید، قصد جدّی کنید که هر عملی که پیش آید، رضای خدا عزّ اسمه را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاری که میخواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت؛ به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد، انجام نخواهید داد، هر چه باشد. و همین حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهید داد. وقت خواب چهار پنج دقیقه ای در کارهایتان که روز انجام دادهاید، فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید؛ هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته، شکر بکنید و هر کدام تخلّف شده استغفار بکنید، و این رویه را هر روز ادامه بدهید. این روش اگر چه در بادی حال، سخت و در ذائقه نفس تلخ میباشد، ولی کلید نجات و رستگاری است...(چهل نامه عرفانی، ص135(
آیت الله حق شناس (ره): راه فهم اینکه شیطان کی میآید، مراقبه است. (زملک تا ملکوت، ص 240)
ایشان همچنین میفرمودند: خدا رحمت کند علامهی طباطبائی (ره) را که فرمود: اول مراقبه است، وسط هم مراقبه است، آخر هم مراقبه است.. (زملک تا ملکوت، ص 255)
#اصول_مهم_در_تزکیه_نفس_وسلوک_چهارم
@sserfan