اهنگ نور از سینا ساعی ، "من که نور نیستم" ، حرف زدن تا صبح ، "همون دختره که میاد امریکانو میخوره" ، "قهوهی مورد علاقهی خودت چیه ؟" ، بارون ، کوکی و لبخندی که هنوز اثرش هست. یادته ؟
توی تاريكی با دوتا شمع میشينم و به نور آفتابی كه قراره صبح از پنجره روی ديوار بیافته فكر ميكنم و تاريکتر ميشم.
بیا اول قهوهمون رو بخوریم ، سرد که بشه از دهن میافته. بعدا هم به "ای کاش"ها میشه فکر کرد. کاشها شاید بعدا اتفاق بیافتن ، ولی این زمان بینِ ماست که میگذره و تبدیل به خاطره میشه.