هدایت شده از 𝑭𝒍𝒐𝒓𝒂𝒍 𝒄𝒖𝒑
اوانجلین حالا میدانست این پیام قدیمی است.لوک هرگز از او نمیخواست به مغازه بیاید،در حالی که میدانست بسته شده است.اوانجلین نمیخواست گریه کند،فقط میخواست راهی پیدا کند تا به گذشته بازگردد؛به قبل از اگنس.به قبل از لوک.به قبل از آنکه پدر و مادرش را از دست بدهد.تنها چیزی که میخواست، فقط یک بار دیگر در آغوش گرفتن پدرش بود و حس نوازش مادرش بر روی موهایش.درد ناشی از دل انگیز لوک ، در برابر نبود پدر و مادرش ، حتی خراشی هم به حساب نمیامد. هنوزم دلش لوک را میخواست.اما چیزی که واقعاً میخواست،زندگی بود که از دست داده بود،و تمام عشقی که دیگر نداشت.
استفانی گاربرز | روزی روزگاری دلی شکسته
《اگر یک شب بیشتر برای زیستن داشتم،آن را با تو میگذراندم.نه برای تماشای غروب،بلکه برای نگاه کردن به چشمانت.》
☆ نیکلاس اسپارکس
هدایت شده از ★𝐴𝑟𝑡𝑖𝑦𝑎★
فور کن؛
لــحظهنگار؛تــهی؛Artiya؛SILENT'عضو باش .
منم یه پیام از چنلتون فور میکنم؛
هم جذب میگیرید هم ویو🤡💘.
جذبتونتضمینیه،جذب نداشتید خودم جوین میشم*
تگ/شات : @Miss_sayeh