|it's lie|★
این چندروز.
آقا ما چند روزه دینی و وا کردیم بخونیم ولی خونده نمیشه که (نمیخوام بخونمش).
|it's lie|★
دیشب بیخوابی زده بود به سرم داشتم به سایه های اتاق نگاه میکردم و عجیب تو ذهنم با دوستام دیدار داشتم.
زندگي کردن با ادم ها پروسه سختیه سخت ترین کار و خسته کننده ترینه .ارتباط برقرار کردن مثل یه رقص ظریفه، باید یاد بگیریم کی قدم برداریم، کی عقب بکشیم، کی دست کسی رو بگیریم و کی رها کنیم. سکوتها گاهی بلندتر از فریادها حرف میزنن و یه نگاه میتونه یه دنیا رو منتقل کنه.
|it's lie|★
بابات راست میگه ولی تو بعدا میفهمی.
یکی از فوبیا هامم اینه تقریبا الان به حرفشون گوش ندم و پشت گوش بندازم ووقتی به حرفشون پس ببرم که دیگه دیر شده باشه .