بابام رفته یه سیم سیار درست کرده (دقت کنید درست کرده خودش ۳یا چهار سال پیش)بعدش ما هم هرکاری میخوایم کنیم نیازش داریم بابام همونو میاره میگه خیل ی عالیه قدو اندازش و همه چیش خلاصه این سیم سیارش قسمت دوشاخش که باز شده چسب زده😂بعد سیم هم نداره رسما نصفش سیم لخته جالبیش اینه یه سیمش ابیه یه سیمش قهوه ای قشنگ مشخصه خودش درست کرده رو سیمش هم چسب برق زده ینی اگه ما چسبارو واکنیم رسما سیم سياره به هیچ درد نمیخوره این سیم سیار یه بار دستِ منو گرف به بابام میگم باورر نمیکنه میگه نه ببین همینجوریه آره پدرم همینجوریه هر سری چیزی بهش وصل میکنیم یه جرقه ی بزرگی هم میزنه آره بابا اصلا خطری نداره همینجوریه✨🙏فقط خدا میدونه چه زمانی یه اتفاقی میفته رسما جون ما دستشه کلا خونه رو خودش ساخته نصف وسیله هاشم دست سازه هرچیزی هم تو این خونه قلق داره که قلقش دست بابامه✨😂
|it's lie|★
من وقتی صحبتم با تلفن زیادی میشه و خودکار دستمه:
راستی یه خبر خوب سیم کارتمو بلاخره گرفتم میتونید زنگ بزنید بم (حالا مثلا خیلی زنگم میزنن حیح)
راستش من بندهیِ چیزای کوچیکم مثلا یه جاسوئیچی کوچیک چقدر میتونه یه آدم و خوشحال کنه؟ منو دوبرابر خوشحال میکنه یا یک جوارب یا یه زنگ یه خبر گرفتن یه کادو کوچیک بی ارزش چه میدونم حتی سر مدادی اره خوشحالم اینو تو خودم یافتم.
|it's lie|★
من وقتی صحبتم با تلفن زیادی میشه و خودکار دستمه:
میگفت من انقدر حس میکنم گناهکارم ک بابت نماز خوندنم یا کارهای خوبم هم توبه میکنم میگم یه وقت جسارت نکرده باشم اشتباه خونده باشم .