کادو دادن به طرف یه طرف ،اینکه خودت میبینی همیشه همراهشه و ازش استفاده میکنه یه طرف.🙏🕺
حرکت یا توقف درونی؟
بعد از گوش کردن دعا، این جمله یادم اومد:
«فرصتها چون ابر میگذرند.»
یاد روزی افتادم که اون رو خوندم. امروز، ترس از گذشته نیست؛ ترس از گم کردن خودم در شتاب دنیاست.
یاد بابام افتادم، که میگفت: «الان که همه برای رسیدن دست به هرکاری از حلال تا حروم میزنن، تو میخوای استراحت کنی؟ میخوای بگی خستهای؟»
راست گفت . شاید همین خستگی، صدای درونم را گرفته بود. و حالا، سکوت، جواب من به این هیاهوست.
میخوام اجازهی مکث بدم، بدون احساس گناه.
میخوام بنویسم. هر جمله حس میکنم یک میخ کوچیک هستت که این لحظات آروم رو به دیوار زمان میکوبه.
برگه را تا زدم، خودکار را بستم، و گذاشتم لای کتاب دعا.
حالا خالیام، پوچ.
حالا دیگر خبری از سر و صدای درونم نیست؛ با ذهن آرام میتوانم فکر کنم.
به امید روزی که متنهای نوشته شده را بخوانم و ببینم که همین لحظاتِ سکوت، برایم تبدیل به خاطرهای محکم شدهاند.
_به من باشه هر روز مینویسم تا به واقعیت تبدیل شه.
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
از نظر من تولد تو هرروزیه که زمین بخوری و دوباره بلند شی ،
هرروزی که ی پله تا هدفت نزدیک تر شی ؛
عزیز دل .
۳۶۵ روزی که گذشت ؛ شاید تلخ ، سخت ، شیرین
ولی گذشت و رسیدی دوباره به امروز که تولدته
تو برای خودت رفیق بودی
برای خودت اُستاد بودی .
تو سختی ها پشت خودت بودی
خودت کنار خودت موندی :)
تو برای خودت همه چیز بودی پَس
تولدت مبارک معصومهه")
برات کلی آرزوهای خوب دارم بانو امیدوارم امسال سالت باشه 🎀🛐
یه سال پیر ترشدی 🙏😂
۵۴۲روز تا کنکور ۱۴۰۶ مونده🤡
حالا الهه دلقک هی بیخیال باش بگو وقت هست کو وقت؟ کو زمان؟
هی تو بدو اونا بدو نمیرسی به زمان هیچ وقت.