وای بزرگ شدن ترسناک و خطرناک ِ،ارتباط های عجیب دوستی های وحشتناک توقع های بیجا.
از امروزِ سبز💘(فقط به خاطر حرم )
استرس دیدار ،پیام دادن ،تنهایی،کنسرت تو خونه،جارو کردن،دردِفجیع مچ هام🙏،خرید،هدیه ،سبلان،ایرپاد،تشنگی ،باورم نمیشه دوروزه غذا نخورم ،هنو قمم✨،و درسایِ روهم ریخته شده، حضرت معصومه ،غم و غم،دیر شدن کلاس زبان ،تیچرِ خسته،الههی غم گین ،عذاب وجدان 😭.
(امروز دست به هرکاری زدم که حالم خوب باشه ولی فکرِ ادمیزادِ دیگه همه جا میره منی که ویس نمیدادم به زهرا ویس دادم اونم کلی یک ساعت و نیم اونم از هشت تا نه و نیم اون دختره کلاس زبان و تحمل کردم سیو مسیج دادم ولم میکردن برا کل مخاطبینم سیو مسیج میدادم قبول نیست من برای امروز خیلی زیبا بودم خیلی بیش از اندازه هر روزی فک میکردم کافی ام (فقط چهره ام)ولی از ۵و۴۰ دقیقه به بعد بهم ریختم انگار فرو ریختم با سر محکم خوردم زمین ،الانم چشام میسوزه یکی بیاد جای من فردا امتحان جامعه بده از فردا حوصله زندگی کردن ندارم حس میکنم خ س ت ه شدم به اندازه فاصله کلمات گسستم آره همین گسستم، گسستم که نتونستم پیش بانو گلایه آدمارو باخودم ببرم فقط التماس میکنم دست م و ول نکنه 🤍.)