جواب تلفنت رو نمیده؟
شاید مادرش یادش نداده ادب داشته باشه.
بهت بی محلی میکنه؟
شاید داره عقده هاشو تخلیه میکنه.
توی زندگیت دخالت میکنه؟
شاید زندگی خودش چیز جالبی نداره اومده سراغ تو.
باهم مهربان باشیم مثبت فک کنیم.
دیالوگدوستت دارم!.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
کلمه ها ؛واژه ها ؛احساسات؛دوست داشتنا؛هرچه بود بر دل ما نشست.
کاری که اغلب میکنم، دور شدن از آدمهایی که واقعا دوست داشتم بهم نزدیک باشن، فقط ایستادن و نگاه کردن، ترک کردن بقیه، قطع ارتباطها، کاهش حداکثری روابط نزدیکم با اطرافیان..
همش مکانیزم دفاعیه.
به طور ناخوردآگاه فاصله میگیرم. چون از طرد شدن میترسم. از ترک شدن میترسم.
و گفتنش اصلاً آسون نیست.
چون اعتراف بهش یعنی قبول کردنِ یه ترس قدیمی؛ ترسی که سالهاست آروم و بیصدا توی رفتارم ریشه دَوونده.
یعنی پذیرفتن اینکه گاهی قبل از اینکه کسی فرصت رفتن پیدا کنه، خودم میرم.
قبل از اینکه طرد بشم، خودم فاصله میسازم.و اسمش رو میذارم «کنترل»، «استقلال»، یا حتی «بینیازی»…
در حالی که تهش فقط یه دلِ محتاطه که بلد نیست چطور بدون زره نزدیک بشه.
میدونم این فاصلهها امنن، اما گرم نیستن.
آرومن، اما تنهاکُن.
و با اینکه از دور موندن کمتر درد داره،
گاهی دلتنگیِ چیزی که میتونست باشه، بیشتر از هر طرد شدنی میسوزونه.
شاید یه روز یاد بگیرم که نزدیک شدن همیشه به معنی از دست دادن نیست.
که موندن، حتی با ریسکِ درد، میتونه شجاعانهتر از فرار باشه.
و شاید اون روز، به جای عقب رفتن،
یه قدم کوچیکفقط یه قدمبه سمت آدمها بردارم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۸