تصور میکردم؛ ستاره ای پر از روشنایی هستم در آسمانت، به خودم آمدم و دیدم که تو خیلی وقت است خیره به ماهی و من آن ستارهٔ فراموش شده ام.
𝐥𝐨𝐮𝐝 𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞
دور ترین نزدیک من...
فقط اونجاش که میگه :
『 فراموش میکنم ،
اگه اَزم بر بیاد..
اگه عکسای تو به حرف بیاد..
اگه وسط تابستون برف بیاد』