eitaa logo
ایستگاه 34 🇮🇷
105 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
116 ویدیو
9 فایل
«در وهله‌ی اول باید داستان نوشت، داستان خالص، باید ساخت، به هر شکل و هر جور....» بهرام صادقی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4303637 ۴/۸/۱۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
ایستگاه 34 🇮🇷
لوکی_بخش اول در بیشتر نسخه ها از لوکی (سلام تام-) به عنوان یه «نیمه خدا_نیمه یوتون» یاد می‌کنند یعن
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب لطفا همینجای داستان استوپ کنید چون الان باید برگردیم سر ادامه داستان ثور و بعدش میایم لوکی رو ادامه می‌دیدیم و بعدش هم یه خدای دیگه رو معرفی می‌کنیم و آخر عاقبت داستان لوکی رو تکمیل می‌کنیم ولی تمام اینا توی بخش رگناروک به نتیجه میرسه پس با عرض معذرت-
ایستگاه 34 🇮🇷
ثور_بخش اول همون طور که گفتم ثور پسر اودین و یورد بود، خدای آذرخش و جنگاوری که اونقدر بین مردم و حت
ثور_بخش دوم اگه بخش قبلی رو مرور کرده باشید درمورد چکش معروف ثور «میولینر» گفته بودیم، خب... درواقع ۹۹/۹ درصد (کمی اغراق) قدرت ثور به چکششه و بدون اون؟... خب داستان از این قرار بود که پادشاه یوتون‌هایم تصمیم می‌گیره گل سرسبد آزگارد و محافظت و امید و زندگی مردم و خدایان رو بدزده! بله ایشون کسی نبودن جز چکش صاعقه زنمون میولینر (فقط منم که حس می‌کنم ثور هم به گربه ها علاقه داشته-؟ منظورم اینکه میو🐈‍⬛️لینر-؟) این وسطه خدایان لوکی رو یه عنوان نماینده به پیش پادشاه یوتون‌هایم می‌فرستن که وساطت (چه بسا التماس) کنه و چکش رو پس بفرستن ولی پادشاه که دل در گرو فریا، داشته شرط میزاره که فقط در ازای ازدواج با فریا چکش رو پس می‌فرسته خب این درخواست اینقدر وقیح و زشت و کثیف و نامردانه و مستهجن بوده که تمام خدایان به هم میریزن و حتی فیریا از شدت خشم گردنبندش رو پاره می‌کنه فریا یکی از مهمترین بانوهای بین ۹ دنیا و از طرفی دیگه هم میولینر که از تمام ۹ دنیا در برابر خطرات محافظت می‌کرد و برای انسان‌ها برکت به ارمغان می‌آورد...خب تصمیم خیلی سختی بود ولی خدایان بالاخره یه تصمیم منطقی‌تر می‌گیرن: اینکه ثور خودش لباس عروس بپوشه به قصر پادشاه یوتون‌هایم بره، یعنی خودش رو جای فیریا بزنه ولی به محض اینکه چکش رو به دست آورد همه رو تار و مار کنه و تمام! خب همین‌کار هم می‌کنن، ثور در نقش فیریا به همراه لوکی به محل مورد نظر میرن ثور تقریبا هر غذایی که اونجا بود رو به وحشیانه‌ترین حالت ممکن به نیش می‌کشه پادشاه یوتون‌هایم اولش یکم می‌ترسه ولی لوکی که داشت از خجالت آب میشد بهانه کرد که «عروس خانم از هیجان عروسیش چند روزه که چیزی نخورده» پادشاه یوتون‌هایم خوشحال میشه و برای اینکه عروس خانم بیشتر احساس راحتی کنه میره جلو تا تورش رو کنار بزنه ولی به جای اون نگاه نرم و قشنگی که تصور می‌کرد با دو تا چشم قرمز که نفرت ازشون می‌بارید مواجه میشه لوکی دوباره خودش رو جمع و جور می‌کنه و میگه «عروس خانم اینقدر هیجان زده‌ست که در کنج خودش نمی‌پوسته برای همین قیافش اینطوری شده» خلاصه که بالاخره موقع آوردن چکش رسید و خب...ثور بعد از گرفتن چکش اینقدر هیجان زده شد که همه رو به اون دنیا فرستاد و برگشت به آزگارد.
ادامه دارد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
814K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب بنده در حال غش کردنم پس فعلا تا همینجای ماجرا داشته باشید (فقط یه بخش دیگه از ثور مونده اونم عشق و عاشقیاشه)
ایستگاه 34 🇮🇷
ثور_بخش دوم اگه بخش قبلی رو مرور کرده باشید درمورد چکش معروف ثور «میولینر» گفته بودیم، خب... درواقع
اشتباهی از فریا به عنوان همسر اودین نام بردم که محیا خوشگلم یادآوری کرد و الان اصلاح شد😂😭☝️
°•°•°•°•°•°•°•🌳🪵