بعضی اوقات بهم یادآوری میشه که یه روز قراره این زندگی تموم بشه و تمام دنیا؟ تمام دنیای به این بزرگی که میلونها میلیون موجودات زنده ریز و درشتی که داخل خودش نگه داشته...همه قراره یه روز برن...
و ما همه به چیزی چسبیدیم که حتی از روز اول هم قرار نبوده مال ما باشه
راستش فکر کردن به این موضوع واقعا لبخند روی لبم میاره، انگار باعث میشه زندگی رو همینجوری که هست بیشتر دوست داشته باشم
شاید برای درک یه قطره از فلسفه کل زندگی یا حتی خودم تا سفید شدن تکتک موهام وقت لازم داشته باشم ولی میخوام مثل ترآنه برم سراغ زندگی و بگم «بیا دوباره با هم دوست/آشنا بشیم»