چند روز پیش که رفته بودیم کتابخونه، آقایی که اونجا کار میکنه با خواهرش (فکر کنم) ویدیو کال گرفته بود و کتابخونه رو بهش نشون می داد. هی میگفت اینجا اونموقع که تو بودی اینجوری بود، الان عوضش کردم. بعد اون خانومه هم کلی از پشت گوشی ذوق میکرد. منم از بین قفسه های کتاب باهاشون ذوقی می شدم 😭
صدای آقاعه خیلی قشنگ بود، داشت برای خواهرش توضیح می داد که داره فیلم "جنگل نروژی" رو میبینه که از رو کتابش ساخته شده.