هدایت شده از Velvet Soul★
•سندروم آنِمویا (Anemoia)
آنِمویا اصطلاحی شاعرانه برای حس دلتنگی نسبت به زمانی است که شاید دیگر وجود ندارد؛
یک حس عجیب میان خاطره، خیال و حسرت.
روحهایی که دچار آنِمویا میشوند، گاهی برای لحظههایی که از دست رفتهاند، برای نسخهی قبلی خودشان یا حتی برای چیزی که میتوانست اتفاق بیفتد اما نشد، احساس دلتنگی میکنند.
آنها مدام به گذشته برمیگردند تا بفهمند کجا میتوانستند بهتر انتخاب کنند.
تو شبیه آدمهایی هستی که بعد از تمام شدن یک اتفاق، تازه شروع به فهمیدن عمقش میکنند.
کسی که شاید وسط یک لحظه نمیتواند تمام زیبایی آن را ببیند، اما بعدها با خودش فکر میکند: «کاش بیشتر قدرش را میدانستم.»
تو نه فقط آدمها، بلکه نسخههای قبلی خودت را هم مرور میکنی؛ اشتباهاتت، انتخابهایت و لحظههایی که میتوانستند جور دیگری پیش بروند.
ذهنت شبیه یک طوفان است؛ پر از سؤال، خاطره و جملههایی که هیچوقت گفته نشدند.
اما همین فکر کردن زیاد نشان میدهد که برایت مهم است؛ آدمها، رابطهها و لحظههایی که برای خیلیها ساده میگذرند، برای تو معنا دارند.
از سوی: Velvet Soul
به سوی: storm of thought
https://eitaa.com/stormofthought/2474
دقیقا
ولی منم میگم زشتم
و واقعا هم هستم
و تاحالا سگ هم روم کراش نزده
اینقد نچسبو .یریم
-
منمهمینطور
میگفتم چرا همیشه من کراش میزنم
از بس شبیه سگم هیچ کخلی روم کراش نمیزنه
حق هم دارن